دیدگاه نواندیشی : در سرمقاله روز ۲۸ دلو (بهمن) سال ۱۴۰۳هجری شمسی درروزنامه وزئن جمهوری اسلامی ایران که معمولأ ازقلم سردبیرومدیرمسؤل آن جناب آقای مسیح مهاجری روحانی نامورجمهوری اسلامی ایران نوشته وطراوش می یابند درستون سرمقاله با تیتر” بازی طالبان با مسؤلین ایرانی” مطلبی منتشر شده که نه میتوان به عنوان رسانه ای که با جغرافیای بنام افغانستان تعلق داریم و در مجموع با برخی ازمحتویات این نوشته و طبعأ گاهی هم سائر تحلیل های عزیزان نویسنده ایرانی منجمله جناب مسیح مهاجری روحانی آزاداندیش ایرانی در باب حوادث تاریخی کشور افغانستان موافق نیستیم . ایشان در این مقاله خود که با تیتر” بازی طالبان با مسؤلین ایرانی” نوشته ودرروزنامه جمهوری اسلامی منتشر ساخته اند چنین مینگارد : منیر اکرم، نماینده دولت پاکستان در سازمان ملل در اجلاس شورای امنیت این سازمان گفت «مرکز اصلی داعش خراسان، در افغانستان است». وی افزود: «پاکستان در حال مبارزه با داعش، تحریک طالبان پاکستان (تتپ) و «گردان مجید» است و با عزم راسخ به این مبارزه ادامه خواهد داد. این تهدید نهتنها متوجه افغانستان و پاکستان است بلکه خطری برای کل منطقه و فراتر از آن محسوب میشود» خدمت جناب مسیح مهاجری باید به عرض رساند چنانچه ایشان نسبت به هرنویسنده دیگرایرانی بخوبی براین امرواقف است که عمق استراتیژیک جمهوری اسلامی ایران از دیربدینسو نه برمبنای روح انسانی واسلامی بلکه برمبنای غرائز جاه طلبانه دروجودبسیاری از عناصری که به جایی نگاه انسانی به منافع ایران به طرح شئونیستی فارس بزرگ در منطقه می اندیشند طراحی میگردد . لهذا طبیعی است که درچنین شرائط واوضاع مفهوم عدالت خواهانه ای که برمبنای موازین انسانی و اسلامی تنظیم باید گردد در پایی خوگ خونخوار سرمایه داری ذبح شرعی میگردد .
چنانچه همین عباس آغا عراقچی وقتی در دوران زمامداریی اشرف غنی حین سفر به کابل در طی گفتگو با خبرنگاران در کابل اظهار داشته بود که : نگرانی های که دوست ما نسبت به سیاست های جمهوری اسلامی در مورد طالبان اظهار کردند به نظرم چندان موضعیت ندارد ” شورای مشهد ” و مسائلی ازاین قبیل ممکن است که در فضای مجازی و یا در بعضی از رسانه ها که برایش اشاره شد از نظر ما همچون تحولاتی نه رخداده و نه اینکه قرار است که رُخ داده بشود همین طور که عرض کردم آنچه که بین ایران و طالبان در سالهای گذشته کاملأ روشن هست و سیاست های فعلی ما هم کاملأ روشن است من با صراحت خدمت شما توضیح دادم که دیدگاه ما به افغانستان چگونه هست ؟ نگاه ما به قانون اساسی ، به ساختار حکومت در افغانستان چگونه است ؟ به هیچ وجه اعتقاد نداریم که این ساختار باید عوض بشود حتمأ باید این ساختار حفظ شود اگر گروه های دیگری هستند که طالب حضور در این ساختار هستند خوب باید در طی همین روند صلح راه های باز باشد . ولی نهایتأ این تصمیمی است که با دولت افغانستان و مردم افغانستان مربوط می شود ……..جهت اطلاع جناب مسیح مهاجری باید به عرض رساند که این اظهارات جناب عراقچی که آنزمان معاون وزارت خارجه یا معاون بخش امور خارجی بیت معظم رهبری ومقام ولایت عظمأ بود با واقیعت های موجود تفاؤت بسیار داشت زیرا ازهمان سالهای آغازحوادث خونین یازدهم سپتمبر درامریکا تعداد زیادی از متهمین و خانواده های کسانی که متهم به انجام حوادث تکاندهنده یازدهم سپتمبر درامریکا بودند از سوی جمهوریی اسلامی ایران به جبین باز پذیرفته شدند و حتی در هم آهنگی با کشور پاکستان برعلیه نیروهای ضد تروریزم برهبریی ایالات متحده امریکا مخالفین نظام جمهوری اسلامی درافغانستان را که هرچند نه جمهوری بود ونه هم اسلامی ! مورد حمایت قرارمی دادند وطبیعی است که این سیاست و چنین استراتیژی هنوز هم ادامه دارد
منیر اکرم، نماینده دولت پاکستان در سازمان ملل در اجلاس شورای امنیت این سازمان گفت «مرکز اصلی داعش خراسان، در افغانستان است».وی افزود:«پاکستان درحال مبارزه با داعش، تحریک طالبان پاکستان (تتپ) و «گردان مجید» است و با عزم راسخ به این مبارزه ادامه خواهد داد. این تهدید نهتنها متوجه افغانستان و پاکستان است بلکه خطری برای کل منطقه و فراتر از آن محسوب میشود».نماینده دولت پاکستان درسازمان ملل این مطالب را به انگیزه تکذیب ادعای عباس استانگزی معاون وزیر خارجه دولت خودخوانده طالبان مطرح کرد که مدعی آموزش دیدن داعش در پاکستان شده است. منیراکرم ضمن تکذیب این ادعا گفت: «افغانستانِ تحت سلطه طالبان مرکز اصلی داعش است».نکته بسیار قابل تامل اینست که توجه جدی به خطر داعش اکنون بار دیگر به یکی از دغدغههای دولت آمریکا تبدیل شده بطوری که «دوروتی شی» سرپرست نمایندگی آمریکا در سازمان ملل طی سخنانی در اجلاس شورای امنیت گفته است: «مقابله با داعش و سایر گروههای تروریستی در سراسر جهان یکی از اولویتهای اصلی دولت ترامپ است». وی این را هم گفت که «ما نگران توانائیهای داعش خراسان در طراحی و اجرای حملات و همچنین ادامه کمپینهای جذب نیرو به ویژه در افغانستان و پاکستان هستیم».دولت پاکستان نیز نگران خطر داعش برای این کشور است زیرا تروریستهای داعش با حمایت حکومت خودخوانده طالبان افغانستان به مناطقی ازمرز مشترک این کشور با پاکستان نفوذ داده میشوند و از آن طریق به اخلال و ایجاد اغتشاش در مناطق مختلف پاکستان میپردازند. همین مشکل، یکی از دلایل اختلافات شدید دولت پاکستان با حکومت خودخوانده طالبان است که در مواردی به درگیریهای خونین نظامی و زد وخوردهای مرزی منجر شده است.در این میان، آنچه برای ایران بسیار مهم است اینست که حکومت خودخوانده طالبان با بدعهدیهائی که در سه سال و نیم گذشته نشان داده و مخاطرات عملی که در همین مدت از ناحیه سیل اتباع غیرمجاز و عناصر نفوذی طالبان در داخل ایران به وجود آمده، همچنان یک تهدید بزرگ برای کشورمان محسوب میشود و متاسفانه متولیان امور افغانستان در ایران یا در خواب عمیقی فرورفتهاند و یا حاضر نیستند با این تهدید جدی مقابله کنند! علاوه بر خطر داعش تحت حمایت طالبان و خطر خود طالبان برای ایران، این گروه در مدت سه سال و نیم سلطهاش بر افغانستان علیرغم امتیازات زیادی که از ایران گرفت به هیچیک از وعدههایش عمل نکرد و حتی به تعهدات قانونی دولتهای گذشته افغانستان به ایران در زمینه حقابه ایران هم عمل نکرده است. در سفر وزیر خارجه ایران به کابل در 7 بهمن ماه جاری سران طالبان وعده شرعی واخلاقی دادند که حقابه ایران را خواهند داد و سفیر ایران در کابل هم اعلام کرد که مشکل حقابه حل شده ولی هفته گذشته کارشناسان محیطزیست اعلام کردند تصاویر ماهوارهای نشان میدهند از 22 دی تا 12 بهمن درهیرمند جریان قابل توجه آب وجود داشته اما طالبان از ورود آن به ایران ممانعت وآن را به سمت شورهزار گودزره منحرف کردند تا هرز برود! این واقعه مربوط به ایام بعد ازسفر عراقچی به کابل هم میشود ونشان میدهد طالبان همچنان در حال بازی دادن مسئولین ایرانی هستند.عملکرد وزیر خارجه کشورمان در چند ماهی که سکاندار دیپلماسی خارجی شده، متاسفانه موفقیتی به همراه نداشت. وی با خوردن
شاورمای دمشق، چای کابل و طعام عربی قطر مانورهای تبلیغاتی جدیدی داد ولی از سفر به هیچیک از این مناطق دستاوردی به نفع جمهوری اسلامی ایران نداشت.با اغماض ازعدم کارائی اشخاص، آنچه برای ایران در مقطع بسیار حساس کنونی مهم است برخورد قدرتمندانه وهوشمندانه با موضوعات و مسائل منطقهای و بینالمللی است که با منافع ملی ایران مرتبط هستند.علاوه بر خطری که بازیهای طالبان برای کشور ما دارد ودیپلماسی کنونی ما نمیتواند این بازی را بهم بزند، اصولاًما برای حفاظت از منافع ملی کشورمان به بازسازی ساختار دیپلماسی نیاز داریم. قطعاً اگر دراین مسیر حرکت نکنیم، درصحنه بینالمللی دچار عقبگرد خواهیم شد.
