گـزیده اخبــار

خانه » اجتماعی » طالبان و لابی گران و سیاست سلطه در برابــر مـــنافـــع مـــلـــی !
طالبان و لابی گران و سیاست سلطه در برابــر مـــنافـــع مـــلـــی !

طالبان و لابی گران و سیاست سلطه در برابــر مـــنافـــع مـــلـــی !

گاهی معلومات، اخبار و تحلیل‌ها، بدون در نظر گرفتن شخصیت، تفکر، ایدئولوژی و یا انتخاب راه و روش سیاسی افراد، قابل مطالعه و تأمل‌اند. ارزش یک تحلیل را باید بر اساس محتوای آن و واقعیت‌های موجود سنجید، نه صرفاً بر مبنای وابستگی‌های فکری و سیاسی گوینده.در میان طالبان و لابی‌گران آنان، اسلام و شریعت در بسیاری موارد به پوشش و شعاری برای اهداف قومی و سیاست‌های مبتنی بر سلطه‌جویی تبدیل شده است؛ سیاست‌هایی که با منافع ملی و وحدت ملی در تضاد قرار دارند. برای این مطلب یک تیتر جالب درست شوداما با تأسف، بخشی از قشر تمدن‌پذیر و مخالف ناسیونالیسم افراطی پشتون، هنوز هم تحت تأثیر فانتزی‌های دینی قرار دارد و به دلیل ناتوانی در تفکیک واقعیت‌های زندگی و سیاست از باورهای آرمانی، در برابر رویدادهای متغیر، گاه پراکنده و سراسیمه عمل می‌کند.

بیداری سیاسی، تأمین عدالت و رسیدن به توحیدپرستی حقیقی، تنها گاه‌گاهی به موضع‌گیری نیاز ندارد؛ بلکه همواره مستلزم موضع‌گیری‌های روشن و قاطع است، البته با در نظر گرفتن شرایط زمانی و مقتضیات هر مرحله.یکی از عوامل ناکامی حکمتیار و حزب او در رقابت‌های قدرت و مبارزات سیاسی، باورهای دگم و منجمد دینی بود. آنان در بسیاری موارد در چارچوب خطوط عقیدتی انعطاف‌ناپذیر حرکت می‌کردند و از ابتکار و انعطاف لازم در عرصه سیاست برخوردار نبودند. هرگاه نیز به مصلحت سیاسی روی می‌آوردند، این تغییر موضع غالباً با تناقض میان گفتار و عمل همراه می‌شد و در نتیجه، نزد مردم به عنوان معامله‌گری تعبیر می‌گردید.از این‌رو، تعادل، هم‌پذیری یا Tolerance و نیز تفکیک باورهای ایدئولوژیک و دینی از نیازمندی‌های عملی سیاست، از ضروریات یک سیاست‌ورزی سالم است. سیاست‌مدار باید توانایی، استعداد، دانش اقتصادی و درک درست از محیط و جهان پیرامون خود را داشته باشد؛ جهانی که در سطح کره زمین، خانه مشترک همه بشریت است و حفظ طبیعت و منابع آن نیز بخشی از مسئولیت مشترک ما به شمار می‌رود.اگر سیاست‌مدار به این هدف مبارزه کند که چرا قدرت‌های بزرگ اقتصادی و سیاسی توانایی ارائه کمک‌های مادی و معنوی را دارند و ما همواره باید محتاج تفقد و امداد آنان باشیم، در آن صورت باید به جای انتظار و وابستگی، در پی ایجاد همان ظرفیت‌ها و توانمندی‌ها در داخل باشیم؛ یعنی ابزارهای لازم اقتصادی، علمی، سیاسی و اجتماعی را در اختیار داشته باشیم تا بتوانیم در برابر دیگران از موضع برابر و بر اساس حقوق متقابل برخورد کنیم.انها درچنین صورتی می‌توان طلسم وابستگی را شکست وازجایگاه فرودستی ووابستگی، به سوی استقلال دراندیشه،تصمیم‌گیری وعمل حرکت کرد.بنابراین، باورهای نقلی ومیراثی راباید ازسیاست عملی تفکیک کرد.باورهای دینی و فرهنگی می‌توانند بخشی ازهویت انسان باشند،اما سیاست‌گذاری و تصمیم‌گیری سیاسی نیازمند واقع‌بینی،دانش،انعطاف،درک شرایط وشناخت دقیق ازتحولات داخلی وجهانی است

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

بالا