گـزیده اخبــار

خانه » اجتماعی » اقتداروتوحش درافغانستان معاصر!
اقتداروتوحش درافغانستان معاصر!

اقتداروتوحش درافغانستان معاصر!

وقتی انسان خام و بدوی که دست هیچ تربیت و معرفتی به او نرسیده باشد و همچنان غریزی و مادرزاد باقی مانده باشد خودش را در موضع اقتدار بی لجام ببیندبا افراطیت فرا حیوانی  خشونت خود را به نمایش میگذارد.هیچگونه عقیدت زبانی و شعار های انسانی جلو چنین توحشی را  نمی گیرد.کشتن و کشته شدن در یک نزاع یک چیز است اما توهین و تحقیر جسد قربانی کاملا چیز دیگرست.همین نکته بنیادین و موقعیت حساس نمایانگر ایمان و مدنیت انسان است.مدنیت و ایمان هردو برای اینست که در چنین موقعیت قدرت انسان بتواند خودش را کنترول نماید.حیوانات وحشی هم شکار خود را می کشند.تا این نقطه همان غریزه محض است که خود را به نمایش می گذارد.اینکار ان جانور نه از سر کین است و نه هیچ انگیزه دشمنی فقط غریزه معصوم است که خود را نشان میدهد.اما وقتی این خشونت همراه میشود با کینه توزی،غرور و برتری نمایی،گستاخی و تمسخر جسد قربانی درینجا یک خشونت مضاعف و فراحیوانی به ان خشونت افزوده میگردد.به عباره دیگر انسان درنده تر و خشنتر ازان حیوان میشود.میتوانیم همین مفهوم را سقوط پایینتر از حیوان بخوانیم که حیوانات فاقد اند.وقتی کینه و نفرت به سبوعیت عریان افزوده میگردد درندگی هم یک درجه فراتر میرود.حیوانات وحشی با شکار خود شان چنین نمایشی برپا نمیکند.وقتی این خشونت غریزی و بدوی خودش را در برابر کمره ها به نماش میگذارد نشانگر یک نفرت سادیستی و بیمارگونه است که باید خودش با نمایش برابر چشم همگان فرو نشاند و تسکین نماید.این نهایت سقوط و فروافتادگی انسان است.این صحنه نشان میدهد که مخالفان طالبان با چه هیولایی روبرو اند.البته چنین رفتاری از سوی هرکسی نکوهیده و مذموم است.همه تعلیمات بشری و اسمانی برای همین است تا این غریزه خشونتورزی و انگیزه کینه توزی انسانها را در حد متوسط و قانونی در کنترول دراروند یا تعدیل و تلطیف نمایند.تمام پروسه اموزش و تعلیم و تربیت برای همین هدف میباشد.درجه مدنیت هر جامعه انسانی با همین قانونیت و اعتدال سنجیده میشود که تضمین کننده هماهنگی جوامع بشریست.هرباریکه ما شاهد نمایش سبوعیت و خشونت ازار دهنده دل و دماغ سلیم انسانی  در غزه توسط نظامیان فاقد اخلاق اسراییلی ایم و یا سبوعیت نظامیان امریکایی در ابوغریب،گوانتانامو و بگرام و دیگر نقاط افغانستان می باشیم مانند ان صحنه شاشیدن سه سرباز امریکایی برجسد طالبان کشته شده  یاداور همان گفته فروید است

«میان توحش و مدنیت انسان فقط یک پرده نازک فاصله است که با اندک بهانه ای دریده میشود»و توحش او چون اتشفشانی ازو سر میزند.توهین و تحقیر جسد حسیب قوای مرکز یکی ازین صحنه های دل ازاریست که به اسانی فراموش شدنی نیستند.چنین نمایشی از سوی طالبان در طول دوران حاکمیت شان بر افغانستان به انواع مختلف و هر روزه جریان دارد.اجرای مجازاتهای نمایشی و تماشایی در کوچه و بازار که همراه با تحقیر و توهین خورد کننده است ،سخن گفتن با پرخاش وسرنیزه در بازار ها با مردم،گزمه دادن طالبان مسلح و عبوس در صحنه امتحان مکاتب و با قنداق تفنگ کوبیدن بر سر و پهلوی زنان در خیابانها همه صحنه هایی اند که هیچگاه از خاطره مردم پاک نخواهد شد.همانگونه که در جایی گفتیم برای سقوط جمهوریت قلابی فقط فساد درونی خودش کافیست میتوان گفت برای سقوط حاکمیت دیوسیرت طالبان همین بربریت خود شان کافیست

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

بالا