امروز ندای پیامبر اکرم ﷺ همچنان بلند است: ای مسلمانان، به حقیقت اسلام بازگردید. راه نجات امت، بازگشت آگاهانه به قرآن و سنت و احیای اخلاق و هویت اسلامی است؛ زیرا جهان امروز بیش از هر زمان دیگر به پیام محمدی ﷺ نیاز دارد و غفلت از آن، امت را در گرداب بیهویتی و جاهلیت نوین گرفتار خواهد ساخت.فرارسیدن میلاد پیامبر اکرم حضرت محمد مصطفی صلیاللهعلیهوآلهوسلم، تنها یک مناسبت تاریخی و آیینی نیست؛ بلکه فرصتی برای بازخوانی یک مکتب بزرگ انسانساز و جامعهساز است؛ مکتبی که بیش از چهارده قرن پیش، انسان را از جهل، شرک، تعصب، تحجر و ظلم رهایی بخشید و به سوی توحید، علم، عدالت، اخوت، کرامت و آزادی هدایت کرد.اگر بعثت پیامبر اکرم(ص) را آغاز یک تحول بزرگ در تاریخ بشر بدانیم، میلاد آن حضرت نیز میتواند نقطه عزیمت یک پرسش مهم برای جهان امروز باشد: آیا بشریت بار دیگر به اشکال جدیدی از جاهلیت بازنگشته است؟ و آیا امت اسلامی برای مواجهه با این جاهلیت نوین، به بازگشت جدی به هویت و آرمانهای محمدی نیاز ندارد؟امروز جهان از نظر فناوری و ارتباطات پیشرفتهای شگرفی کرده است؛ اما این پیشرفت الزاماً به معنای رشد اخلاقی و انسانی نیست. جنگ، اشغال، تبعیض، نژادپرستی، افراطگرایی، فروپاشی ارزشهای اخلاقی، استثمار ملتها، تحقیر انسان و سلطه بر اراده ملتها همچنان ادامه دارد.از این منظر، جاهلیت نمرده است؛ بلکه شکل آن تغییر کرده است.جاهلیت امروز ممکن است به جای بتهای سنگی، در قالب بتهای قدرت، ثروت، نژاد، قومیت، شهوت، رسانه و ایدئولوژی ظاهر شود. اگر در جاهلیت نخستین، کرامت انسان پایمال میشد، امروز نیز انسان در بسیاری از نقاط جهان قربانی جنگ، فقر، تبعیض و سلطه است.بنابراین، نخستین راهبرد میلاد محمدی، شناخت جاهلیت نوین و بیزاری آگاهانه از همه مظاهر آن است.مبارزه با جاهلیت بدون شناخت آن ممکن نیست.جاهلیت امروز تنها در بیسوادی خلاصه نمیشود؛ ممکن است جامعهای از نظر علمی پیشرفته باشد، اما در اخلاق، عدالت و کرامت انسانی گرفتار جاهلیت باشد.جاهلیت نوین زمانی شکل میگیرد که علم از اخلاق جدا شود، قدرت از عدالت فاصله بگیرد، آزادی به سلطه تبدیل شود و انسان به ابزار مصرف، تولید یا قدرت سیاسی تبدیل گردد.از همین رو، امت اسلامی باید بتواند مظاهر جدید جاهلیت را بشناسد و میان پیشرفت حقیقی و توسعهای که به قیمت نابودی کرامت انسان تمام میشود تمایز بگذارد.دومین گام، بازسازی هویت اسلامی است.هویت اسلامی تنها مجموعهای از نمادها و مناسک نیست؛ بلکه منظومهای از توحید، کرامت انسانی، عدالت، علم، اخلاق، آزادی، مسئولیت و اخوت است.اگر مسلمان از هویت خویش فاصله بگیرد، دیگران هویت او را تعریف خواهند کرد.از این رو، بازگشت به اسلام به معنای بازگشت به یک هویت زنده و مسئول است؛ هویتی که مسلمان را از خودباختگی، وابستگی و تحقیر رها میکند و به او اعتمادبهنفس تاریخی میبخشد.یکی از خطرهای بزرگ جهان اسلام، تبدیل تفاوتها به تعصب و دشمنی است.پیامبر اکرم(ص) جامعهای را که گرفتار تعصبات قبیلهای بود، بر محور ایمان و اخوت بازسازی امروز نیز امت اسلامی برای عبور از بحرانهای خود نیازمند بصیرت به جای تعصب است.بصیرت یعنی دیدن حقیقت فراتر از تعلقات قومی، نژادی، زبانی و مذهبی؛ یعنی مسلمان بتواند میان اختلاف طبیعی و دشمنی مصنوعی تفاوت بگذارد.اتحاد اسلامی به معنای یکسانسازی همه اندیشهها نیست؛ بلکه به معنای یافتن مشترکات بزرگ و تبدیل آن به ظرفیت همکاری است.بعثت محمدی با فرمان «اقرأ» آغاز شد.این آغاز، یک پیام تمدنی دارد: هیچ امت جاهل و وابستهای نمیتواند تمدنساز باشد.بنابراین، احیای علم، آموزش، پژوهش، تولید دانش و تربیت نسل متفکر باید در مرکز راهبرد آینده جهان اسلام قرار گیرد.اسلامی که پیامبر(ص) معرفی کرد، با جهل مبارزه میکند و انسان را به تفکر، شناخت و آگاهی فرامیخواند.از این رو، مبارزه با جاهلیت نوین بدون ساختن جامعه دانا و با بصیرت امکانپذیر نیست.پیامبر(ص) پس از هجرت، میان مهاجرین و انصار پیمان اخوت برقرار کرد و از جامعه پراکنده، جامعهای متحد ساخت.امروز نیز جهان اسلام بیش از هر زمان دیگری به این منطق نیاز دارد.تفرقه، یکی از مهمترین عوامل تضعیف امت است؛ زیرا جامعه پراکنده، حتی اگر از نظر جمعیت و منابع قدرتمند باشد، نمیتواند ظرفیت خود را به قدرت تمدنی تبدیل کند.از این رو، اخوت اسلامی باید از یک شعار مناسبتی به یک راهبرد عملی برای همکاری علمی، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی مسلمانان تبدیل شود.هدف رسالت انبیا، بر اساس قرآن، تنها ایمان فردی نبود؛ بلکه: «لِيَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ»جامعه محمدی باید جامعهای باشد که عدالت در آن یک ارزش مرکزی باشد.عدالت در این نگاه، تنها یک مسئله سیاسی نیست؛ بلکه در خانواده، اقتصاد، آموزش، قضاوت، روابط اجتماعی و مناسبات بینالمللی نیز باید حضور داشته باشد.جامعهای که از عدالت فاصله بگیرد، حتی اگر نام اسلامی داشته باشد، از روح رسالت محمدی فاصله گرفته است.پیامبر اکرم(ص) پیامبر رحمت برای جهانیان بود:«وَمَا أَرْسَلْنَاكَ إِلَّا رَحْمَةً لِلْعَالَمِينَ»از این رو، امت محمدی نمیتواند نسبت به رنج انسانها بیتفاوت باشد.دفاع از مظلوم، مبارزه با تبعیض و حمایت از کرامت انسان، بخشی از مسئولیت اخلاقی امت اسلامی است؛ بدون آنکه این مسئولیت به نفرتپراکنی یا دشمنی با پیروان ادیان و ملتها تبدیل شود.امروز جهان اسلام به پیامبر جدید نیاز ندارد؛ زیرا پیامبر اکرم(ص) خاتم پیامبران است.آنچه امت اسلامی به آن نیاز دارد، بعثت مجدد درونی و اجتماعی است؛ یعنی بیداری دوباره ایمان، علم، اخلاق، اخوت، عزت، استقلال و مسئولیتپذیری.بعثت مجدد امت یعنی مسلمانان دوباره به این باور برسند که سرنوشت آنان به دست خودشان نیز ساخته میشود؛ باید بیاموزند، بیندیشند، متحد شوند، مسئولیت بپذیرند و برای اصلاح جامعه تلاش کنند.میلاد پیامبر اکرم(ص) میتواند از یک مراسم مناسبتی به آغاز یک حرکت فکری و تمدنی تبدیل شود.راهبرد محمدی برای جهان امروز را میتوان در چند اصل خلاصه کرد:و بعثت دوباره امت برای ایفای مسئولیت تاریخی خود.امروز بیش از آنکه جهان به یک جشن دیگر نیاز داشته باشد، به پیام میلاد نیازمند است.میلاد محمدی یعنی تولد دوباره انسانِ آگاه؛تولد دوباره جامعهِ عدالتخواه؛تولد دوباره اخوت؛تولد دوباره عزت؛و تولد دوباره یک امت مسئول.امروز ندای پیامبر اکرم ﷺ همچنان بلند و زنده است: ای مسلمانان، به حقیقت اسلام بازگردید؛ مسلمانی را تنها در نام و شعار خلاصه نکنید، بلکه اسلام را در ایمان، اخلاق، رفتار و زندگی خود جاری سازید. جهان امروز بیش از هر زمان دیگری به پیام محمدی ﷺ نیازمند است و راهبرد امت محمدی، بازگشت آگاهانه به قرآن و سنت، احیای اخلاق و هویت اسلامی، و تبدیل تعالیم نبوی به سبک زندگی و رفتار اجتماعی است؛ تا پیام رحمت، عدالت، کرامت و توحید بار دیگر در زندگی انسان معاصر جلوهگر شود.