گـزیده اخبــار

خانه » اجتماعی » ازحکایات وفکاهیات کنفرانس بن !
ازحکایات وفکاهیات کنفرانس بن !

ازحکایات وفکاهیات کنفرانس بن !

مدتها بود که می خواستیم مصداق  ضرب المثل معروف “زمستان رفت و روسیاهی به زغال فروش ماند ” را از محققین دانشمندان و محققان و ادیبان سوالی بکنیم و دریابیم ولی مردد بودیم وعلت تردید هم این بود که نه میدانیستیم آیا طرح چنین پرسش و سوالی در شرائط کنونی درست هست که همه چیز منجمله نخستین نیازهای انسانی که فطرتأ بشر نیازمند به آن متوقف گشته است یا خیر ؟  اما با تلاش های شبانه روزیی  که کردیم سرانجام مصداق عملی آنرا در سخنان آخیر جناب پروفیسور عبدالستار سیرت که از نخبه گان و دانشمندان نامور  افغانستان است در یافتیم . و در یافتیم که سخنان جناب پروفیسور عبدالستارسیرت ازعوارض طبیعی پیری است که ایشان در بخش باقیمانده عمر شریف اش به مثابه یک شهروند گویا عادی کشور به زبان آورده است ایشان در پاسخ به پرسش جناب بشیر احمد انصاری که از روشنفکران حوزه دینی افغانستان به شمار میرود و در حال حاضر برنامه موسوم به رسالت را گرداننده گی میکند که از نزد جناب سیرت پرسید : یکی از حوادث بسیار مهم تاریخ معاصر افغانستان کنفرانس بن و دراین کنفرانس شما در قلب این گفتگو ها قرارداشتید ومحوری ترین شخصیت در آنجا شما بودید چه گفتنی های درباره ماجرای این کنفرانس دارید ،چیزهای که در پشت پرده صورت گرفت و چیزهای که میتواند مفید باشد برای ما ، برای مخاطب وبرای نسل امروز ونسل فردای افغانستان جناب پروفیسور سیرت چنین پاسخ داد

: این سوال بسیار مهم است واین یک صفحه تراژیک تاریخ افغانستان است متأسفانه بعداز واقعه یازده سپتمبر در واشنگتن و نیویارک همین چیز ها را که زدند برج ها و اینها را یازدهم سپتمبر ، در خود ماه سپتمبر هنوز خلاص نه شده بود که بوش ، بوش صغیر نفرهای بسیار نزدیک خود را آنجا رامز فیلد وزیر دفاع بود کولن پاؤل وزیر خارجه بود و دیگ چینی معاون رئیس جمهور بود کوندالیزا رایس مستشار نشنل سیکوریتی ” امنیت ملی ”  بود و جرج جان تنت رئیس سازمان استخبارات مرکزی امریکا CIA بود این ها مجلس عاجلی دائر کردند فقط همین چند نفر ودر آنجا تصمیم گرفتند که باید به افغانستان مداخله عسکری شود نظام طالبها که در آنجا هست در آن وقت نظام طالب بود ، طالب دوره اول باید از بین برده شود و در آنجا چیز های عسکری باید باشد و یک بیس عسکری ما باید داشته باشیم در اینجا رامزفیلد پرسان میکند که خوب طالب را که از بین بردیم یک خلأ می آید باز آن خلأ چه قسم پر شود و کی باید بیایند عوض شان ! در اینجا کل سکوت میکنند هیچکس چیزی نه میگویند تنها همین جرج جان تنت رئیس سازمان استخبارات مرکزی امریکا CIA میگوید که من یک کسی را می شناسم که خود ش هم پشتون است هم از قندهار است هم جوان است و همراه ما همکاری دارد من وی را میشناسم و نامش حامد کرزی است این را جرج تنت میگفت . دیگران هیچ کدام شان این را نه میشناختند به گفتار ازین اعتماد کردند که صحیح است . …...بن خو تقریبأ دو ماه بعد واقع شد . حتی این در مغائرت به قانون امریکا هم وقتی یک جای را اشغال میکنند از نگاه عسکری باید کنگرس خبر باشد و دیگر مردم باید خبر باشند بغیر ازاین شش نفرازاین واقف نیست وعسکرامریکائی به هفت اکتوبرکابل را اشغال کرد ..درینجا یک هیأتی تعیین شد که رئیس آن همین دابنز بود و خلیلزاد هم همراهش همکار بود نمائنده ملل متحد اخضر ابراهیمی وزیر خارجه سابق الجزائر  بود البته هر کدام از خود و اشرف غنی سکرتر اخضر ابراهیمی بود نه می فهمم که او پیش از آن در بانک جهانی بود یا چه بود … این هیاتی کلانی که تعیین شد و دابنز  یک چند وقت دیگر هم هر کدام اینها همراه خویش یک گروپی داشتند این ها شروع کردند از ملاقات اعلیحضرت به روم آمدند همین پروگرام خود را گفتند که درافغانستان باید یک نظام نو بیاید و طالبها پس شده و حادثه یازدهم سپتمبر واقع شد و چه شد ….این ها بعداز آن رفتن به کابل ، رفتند به شمال رفتند و به تاجکستان و به پاکستان رفتند به هر جایی حتی به ایران رفتند کل ازین ممالک را اینها متقاعد ساختند که باید درافغانستان یک تغییری بیاید و متأسفانه هیچکس به شمول روسیه مخالفت نکردند و شاید روسها بسیار هوشیار بودند و می فهمیدند که باش که امریکا در همین …..داخل شود در باطلاق افغانستان ! اینها کل شان مقماتی دیدند و در هر جایی همین مسأله ای که یک زعامت نو بیاید باز نام حامد کرزی را هم میگفتند . باز این آدم از تاجکستان یا کجا همراه دکتر عبدالله یک جای به طیاره می آمد ند که مسعود را ببیند کدام جایی را در باگرام یا کدام جایی خو در طیاره میگویند که دابنز از عبدالله پرسان کرد که شما راجع به زعامت آئنده چه فکر میکنید میگویند که او گفت که باید یک پشتون باشد گفت من فکر کردم
که شاید پادشاه را بگویند گقتم پادشاه مقصد است ؟ گفت نه! گفت حامد کرزی ! حامد کرزی پیشتر رفته بود در شمال وی را هم دیده بود باز آنها فهمیده بودند که اینها ( امریکا ) کی را می خواهند ….. هرچند جناب سیرت رئیس هیأت جریان روم در کنفرانس بن پس از آنکه علی الرغم آنکه جناب ایشان با توجه به قرعه کشی که میان هیأت جریان صلح روم صورت گرفته بود به حیث رئیس حکومت موقت انتخاب شده بود حین انصراف از تصدی ریاست حکومت موقت شش ماهه علت انصراف اش را بیان میدارد آنرا سخنان رئیس هیأت کشورآلمان که بعدأ سفیر آلمان در انگلستان تعیین شد تحت تأثیر قرار داد زیرا وی آنگاه که از راه عبور میکرد از من خواهش کرد و یکی هم آقای فرنسیس واندریل سفیر اتحادیه اروپا  که مرا دید و گفت که برادر در حق تو بسیار ظلم میشود گفتم چرا ؟  حال توانتخاب شدی و حق داری مگر اینها اینرا قبول ندارد و این کسانی که در اینجا هستند این ها صلاحیت ندارند که شما را قبول کنند از جای دیگری و بالا برای این ها نسخه داده شده …رئیس هیأت آلمان مرا گفت که خواهش میکنم یک دو دقیقه شما را می خواهم ببینم به اتاق وی که در سر راه بود و از ما در بالا  رفتیم برایم گفت که از نظر ما ” راستی هم حکومت آلمان بکلی بیطرف بود ” زیرا از نظر جناب سیرت که برای افغانها که ماه روزه هم بود نیم شان روزه داشتند و نیم شان که روزه نداشتند سه وقت غذای مکمل و برای روزه داران هم غذا تهیه میکردند لهذا در طرح مسائل هم  هیچگونه مداخله نداشتند بلکه افغانها را آزاد گذشته بودند که در تصامیم شان آزاد باشند این ( نمائنده آلمان در کنفرانس بن ) مرا گفت که شما از نظر ما قانونأ انتخاب شدید ما هیچ به شما نه می گوئیم که چه بکنید و چه نکنید ؟ وتصمیم به خود شما مربوط است مگر همین قدر میگویم که به همین قصری که در اینجا هستیم در اینجا ناپلئیون آمده و کی آمده بسیار مسائل اینجا حل شده این اول دفعه خواهد بود که در آن یک کنفرانس ناکام شود و ما از همین میترسیم که اینها این کنفرانس را لغو بکند این یک سابقه غیر تاریخی می ماند امانوئل یکی از فرهیخته گان فرانسه میگوید : هدف سفر زندگی یافتن حقیقت است که در این سفر پخته گی ها ، درسها و تجربه ها را باید از سر گذراند و از آن عبرت گرفت و نه میتوان بدون آن بصیرت زعامت را حاصل کرد.با درد ودریغ که در کشورهای شرقی بویژه درسرزمین تاریخی و کهن افغانستان همه احادی از جامعه و ملت می پنداریم و می انگاریم که ما همه چیز ایم به حوادث تاریخی نیز که پیرامون زندگی مان واقع میگردد بصورت معیوب و ناقص می نگریم و هیچگاه از حوادث عبرت نه میگیریم  و درسی نه می آموزیم . شما برتحلیل های سیاسی و تاریخی  جناب پروفیسور عبدالستار سیرت از رجال را که با مناسبت های گوناگون و در رسانه های مختلف بیان داشته است نظر اندازید که چگونه همه مصیبت ها را به دوش بیگانه ها می اندازند ؟ درهمین مبحثی ازحضورش درکنفرانس تاریخی  بن برای افغانستان نیزببینید که مشارُالیه همیشه وقتی در باره آن سخن میگویند بدون توجه به نگاه بیگانه هابه مسائل افغانستان همه مصیبت ها را بر گردن دیگران واگذار می فرمایند . چنانچه جناب سیرت پس از ین همه حوادث ووقائعی که از سالهای سال با دردست گرفتن اراده ء ملی خود ارادیت  مردم افغانستان  توسط خارجی های مغرض بر مردم افغانستان تحمیل و اعمال میگردید در برابر آنچه که نقد غیر منصفانه ای از سوی  منتقدان می پندارد چنین ابراز نظر مینمایند :
بعد پسان یک چند سال بعد که من یک اشتباهی کرده بودم که خود را کاندید کرده بودم در آن وقت بنابر یک اشتباه ! یک انسان اشتباه میکند کاشکی عوض یک دختر چهار ساله همین تهمت را بر من میکرد که در این مورد چه گفته اید؟ آنرا تهمت ناحقی که آنرا آنقدر نشر کردند که گپ من هم نبود به هر صورت در آنجا برایم همین مرحوم فهیم که وی را مارشال می گفتند ووزیر دفاع مرحوم کرزی بود و معاون رئیس جمهور هم به خیالم بود وی که یک روزی مرا به خانه خود دعوت کرد همین رحمت الله داماد من همراه من بود در آنجا برایم گفت که والله صاحب ما سر شما دو دفعه ظلم کردیم من گفتم خوب  چگونه ظلم کردید  !؟ گفت یک دفعه در بن ظلم کردیم در آنجا من و” استاد ربانی ” قانونی را گفتیم که حتمأ کرزی بیاید و کرزی صاحب هم که برای ما لخضر ابراهیمی آمده بود و آنها می گفتند که کرزی باشد از شما می ترساندند ما را ! برای ما گفته بودند که این استادی ازاستادهای ماست . استاد سیاف است و استاد استاد ربانی است اینها که این طور هستند اگر استاد شان بیاید آنها بعد با وی چه خواهیم کرد ؟ ما از شما می ترسیدیم به قانونی گفتیم که تو پا فشاری بکن که این ”  ستار سیرت “نه بیاید و کرزی بیاید ! گفتم این یک ظلم خو ظلم دیگرتان چه وقت بود ؟ گفت وقتی اعلیحضرت به کابل می آمد ، کرزی و خلیلزاد هردوی شان به دفتر من آمدند ما را گفتند که اگرپادشاه اینجا بیاید وبخواهد که شما راتائید کند شرط اش این است که فلانی” ستارسیرت ” نه باشد . اگر او آمد شما هیچ کدام تان بر این کرسی ها نه میباشید . اگر او آمد که وی را اعلیحضرت در همین قدر سال تائید کرده و کل مردم هم می داند و مردم هم طرفدار است خود اعلیحضرت هم رئیس دولت می شود او ” عبدالستار سیرت ” صدراعظم اش میشود شما هیچ میشوید …… ببینید تحلیل های شبه عالمانه جناب عبدالستار سیرت را با اینکه ازتاریخ معاصرافغانستان نه تنها آگاهی دارد بلکه در متن و بطن حوادث این تاریخ خونینی که بر جغرافیای افغانستان اِعمال می گردید واقف است چگونه قربانی ساده لوحی میگردد و خود را بریاست جمهوری افغانستان که در واقع دبیر خانه ایالات متحده امریکا وکشورهای بزرگ صنعتی همچون ائتلاف نظامی اتلانتیک شمالی” ناتو” NATO بود کاندید میکند !!با رعایت فواصل معقول که در فن بیان معمول است نخست لازم است در باره پیوستن حامد کرزی با جمعی که باتوجه به حضور و سکونت محمد ظاهر شاه پادشاه سابق افغانستان در شهر روم پایتخت ایتالیا بنام جریان روم مسمی گردیده بود و جناب عبدالستار سیرت ریاست هیأت همین جریان را مینمود مطلبی را از زبان جناب آقای سیرت بشنویم و بخوانیم که این مهره استخباراتی چگونه وارد هیأت روم شده بود ؟ آقای عبدالستار سیرت در برابر مجریی برنامه که پرسید : کرزی از کجا پیدا شد و در تیم روم داخل شد ؟ در پاسخ این پرسش آقای عبدالستار سیرت چنین پاسخ داد :
…سوال دلچسپ است اینطور بود که اعلیحضرت یک دفعه مجالسی که میکرد یکدفعه شهزاده ها مثلأ احمد شاه جان آنجا بود احمد شاه جان را گفتند که توبرو که ما مجلس داریم . وی که رفت من گفتم که صاحب چرا وی را کشیدی ؟ چرا نه میشود ؟ گفت که اگر او بنشیند چون او ولی عهد بود باز بوی سلطنت می آید از این ! مردم فکر میکند که ما دوباره اعاده سلطنت را می خواهیم مردم فکر میکند که ما دوباره اعاده سلطنت را می خواهیم  به اونسبت باید نباشد . کسانی که بو خود اعلیحضرت با دوتا بچه های کاکایش عبدالولی و سلطان محمود غازی  ومن  ! گفتم که صاحب این حلقه شما خو بسیار خورد است این خو دوتا سردار است و یک سرباز !…گفت چه شود ؟ گفتم صاحب این یک زره وسیع شود دیگه ! …گفت خوب است بروید و بیاورید ؛ باز مارفتیم و صمد خان حامد را خواهش کردیم و آمد ، آقای واصفی را که از کندهار رئیس شوری بود عبدالاحد خان کرزی که وی هم معاون شوری بود که پدر همین کرزی بود و آقای طبیبی بود و آقای رشتیا بودند یک تعدادی را جمع کردیم که بیایند . باز درهمین مجالس دیگری که می شد یکروز آقای واصفی یک بچه خود را هم همراهش آورده بود این واصفی و عبدالاحد خان کرزی که از قندهار بودند دو قندهاری با هم مخالف بودند و با هم رقابت داشتند . عبدالاحد خان برایم می گفت که این واصفی را گم کنید یعنی در مجلس نباشد واصفی  میگفت که این خو مخبر است اینرا چرا آوردید ؟ …….برای اعلیحضرت گفتم که این دوتا باهم این نوع حالت دارد وی گفت که توچه میگوئی ؟ یا هردوی شان باشند یا هیچکدام شان نباشند ! من گفتم که نظر ما این است که هر دوی شان باشند ………. باز دریکی از مجالس آقای واصفی بچه خود راهم آورده بود وقتی بچه واصفی نشست فورأعبدالاحد کرزی گفت که ما اصلا خودش را نه می خواهیم حال بچه خود را هم آورده است ؟ بچه اش را چرا آورده ؟ من گفتم که واصفی برای من گفته بود که من مریض هستم و در راه کمک ما میکند به این خاطر بچه را با خود آورده است . وی ( عبدالاحد کرزی ) گفت که من هم مریض هستم من چرا نه آورم ؟ من گفتم توهم بچه ات را با خود بیاور ! همین بود که مرتبه دیگر حامد کرزی را با خود آورد!در آن زمان شاید استخبارات و ….را می شناخت مگر کسی دیگری در آنجا نه می شناخت خود اعلیحضرت هم نه می شناخت ، باز این رواج شد خود حامد جان کرزی هم که بچه بسیار تیز و بسیار تماس ها داشت و هر طرف سفر میکرد و برای وی شاید یک مجال دیگری هم باز شد که وقتی هر طرف می رفت خود را نمائنده اعلیحضرت می دانیست .مصاحبه ها میکرد و من خو مصاحبه چیزی نه میکردم غیر آنکه مثل شما کسی مرا گیر کند، وی به این مشهور شد وپس ازآنکه به تیم پادشاه آمد ودربن هم عضو هیأ ت ما بود مگر خودش نبوداما نام اش بود باز خلیلزاد از من خواهش کرد که اگر وی نیست یک برادرش که قیوم نام دارد اگر وی را اجازه دهید برادرش در مجلس بود ؛ قیوم ! مگر در آنجا کسانی که پشتون بودند آنها رأی نداده بودند .یعنی خود واصفی و پاچا خان ځدران اینها مخالفت داشتند چرا من که گفته بودم من کاندید نیستم این سِر را فهمیده بودم ..
هرچند جناب عبدالستار سیرت اشتراک در انتصابات درون گروهی که ایشان رهبریی گروه موسوم به روم را بر عهده داشت پس از واگذاریی صلاحیت تعیین رئیس دوره موقت پس از طالبان به هیأت موسوم به روم با کسب یاز ده رأی موافق به حیث نخستین رئیس دولت موقت پس از طالبان را باید احراز میکرد که به اثر یک دسیسه تاریخی استخباراتی نتوانیست بحیث رئیس دوره موقت افغانستان تقرر حاصل کند آنرا یک یک اشتباه تاریخی  میداند اما علی الرغم آن این سوال در ذهن بسیاری از فرهنگیان و فعالان سیاسی افغانستان وجود دارد  که چرا جناب آقای عبدالستار سیرت که با همه تجارب سیاسی و اندوخته های پربار از زندگی اکادمیک اش دوباره بنابر اظهارات خودش خود را با تقاضای برخی از سیاسیون از سرتاسر اروپا ، امریکا ، استرالیا بویژه باشنده گان شهر ساندیاگو که در جنوب ایالت کالفرنیا مؤقیعت دارد خودرا کاندید ریاست جمهوری افغانستان ساخت ! آیا نه میدانیست که در زیر چتر ارتش چند صد هزاریی امریکا و سائر اذناب و مهره های افغان تباری چون زلمی خلیلزاد و دیگران مفاهیمی چون دموکراسی و انتخابات یک فرایند مصنوعی و تحقق دهنده اهداف استعماری میباشد ؟
آیا گاهی هم از تلاش های شیطانی زلمی خلیلزاد نمائنده و سهمدار شرکت نفت وگازیونوکال  امریکا که در کسوت نمائنده و سفیر امریکا در افغانستان اجرای وظیفه می نمود اطلاع داشت یا خیر ؟ که خلیلزاد نه تنها سهمدار شرکت نفتی یونوکال بلکه به اعتراف خودش وایسرای امریکا و غرب در کشوری که در آن به دنیا آمده وبحیث نمائنده خاص قصر سفید انجام وظیفه مینمود و عمری را در دهات و دهکده های محقر آن سپرکرده بود اطلاع داشت که بتوان با توجه به آن کسانی را که دشمنان مادر وطن اند از آنانی که مبارزین راه استقلال و آزادی نامیده میشوند تمیز دهند ؟
بدون شک با توجه به وضعیت کنونی که نهایت تکاندهنده و دردناک است میتوان جناب ستار سیرت را صاحب اندوخته ها وظرفیت های رهبریی ملتی را که از چندین دهه بدینسو در آتش برنامه های استعمار جهانی و  استبداد داخلی میسوزد  نه میداند و نیست .!البته این مطلب را نه بخاطر آنچه که ایشان درهمین گفتگو وحضور شان در سائر کنفرانس ها و رسانه برزبان آورده اند بلکه به دلیل عدم ارائیه نقشه راه وآنچه که ما ونسل جوان افغانستان درپرتو آن بصیرت عقلانی توام با حفظ ارزش های ملی توان ” نه ” گفتن در برابر جباران و زور مندان پیدا کنیم میباشد

4 نظر

  1. استاد ستار سیرت، تاریخ زنده افغانستان است. ای کاش رسانه های نفاق افکن بجای کاشتن تخم تفرقه اطلاعات این بزرگ مرد مومن را دقیق و درست پخش نماید که سراسر پند و حکمت است

    • هیأت تحریر

      با عرض سلام ! نه میدانیم که جناب شما از محترم استاد عبدالستار سیرت چه مقدار اطلاعاتی دارید ولی ما باور داریم چنانچه ایشان هم بر این امر صحه گذشته است ایشان دارای جایگاه بلند علمی است اما فاقد ظرفیت های رهبریی و مدیریت یک جامعه جنگزده ای مانند افغانستان در قرن بیست ویکم ! امید واریم هدف جنابعالی هم در چارچوب شخصیت علمی و اکادمیک وی که آنهم با فقه سنتی و تاریخی اهل سنت و الجماعت گره خورده است مسأله را به بحث گرفته باشید که ما باور داریم هدف شما هم همین بعد شخصیت وی می باشد . سپاس از شفقت های همیشه گی تان با حرمت به نمائنده گی از تربیون نواندیشی

      • سلام و سپاس از حوصله و دقت دست اندر کاران نو اندیشی،که با نوشتن جواب مرا متوجه نقیصه نظرم نمودند. چند توضیح لازم است: منظور من از رسانه های نفاق افکن ابر رسانه ها، و رسانه های امثال لشکری است که در هر زمان مطابق نرخ روز نان میخورند و نقش رسانه ها را در ساختن جامعه یا آشنا نیستند (شاید تغافل یا تجاهد میکنند) هدف شان فقط جذب بیننده، رسیدن به شهرت و بدست آوردن پول است. شغل مقدس خبر نگاری را با پرخاشگری، اهانت نمودن لکه دار نموده اند. ذکر مختصر صفات بدی و بد سیرتی این جمع هفتاد من کاغذ می طلبد و شرح این خون جکر قتال را به فرصت دگر موکول میکنم، اگر عمر باقی باشد.
        از نظر حقیر تریبون نو اندیشی از این صفات مبری است و خالصانه در جهت نشر و پخش راستی و درستی قلم و قدم میزنند. حضور شخصیت مجرب و پخته چون فروتن صاحب در این تریبون و در هر جای دگر مایه خیر است.
        این کاش ما رسانه های بیشتر مثل نو اندیشی میداشتیم، شاید موفق می شدیم عقل جمعی ما را از شر برنامه های جنگ افروز که اثر جز تحریک احساسات و زمینه سازی موج های قوم سواری ندارد، نجات می دادیم.
        در مورد شخصیت جناب سیرت: شاید با بعضی از کنش و منش های ایشان موافق نباشم، اما تاریخ زنده افغانستان است، به خصوص به دلیل همراه بودن و همراز بودن با حلیم ترین پاد شاه افغانستان که در زمانش تجریه شیرین دهه دموکراسی را داشتم.
        موید و موفق باشید/

        • هیأت تحریر

          برادر عزیز جناب نوید محسنی صاحب بزرگوار با سلام ! راستش ما از همان اول نیز تبصره جنابعالی را هیچگاه به نوعی خدا نخواسته اندکترین مخالفت به این تربیون تلقی نه نموده ایم زیرا از توانائی های شما در امر مبارزه با استبداد اطلاع کافی داریم و شما را یکی از یاران و همراهان متعهد تربیون نواندیشی میدانیم به هر حال مجددأ از فرمائیشات شما تشکر میکنیم شما به سلامت باشید
          به نمائنده گی از تربیون نواندیشی

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

بالا