گـزیده اخبــار

خانه » اجتماعی » ازآن راه که نه شد اکنون ازین راه !
ازآن راه که نه شد اکنون ازین راه !

ازآن راه که نه شد اکنون ازین راه !

زنده یاد علی شریعتی متفکر بزرگ معاصر یك جمله ماندگار در نظريه‌پردازي‌هاي عقيدتي خود دارد آن اینکه  «براي كوبيدن يك حقيقت بزرگ بر آن حمله نكن بلکه ازآن بد دفاع كن» هیچکسی نه میتواند از نقش مبارزات و فداکاری های بی بدیل  قهرمان ملی افغانستان شهید احمد شاه مسعود در تاریخ معاصر افغانستان چشم پوشی کند .دانشمندان و فلاسفه میگویند که برای استحمار کردن و از پاانداختن  تو ترا همیشه به زشتی ها وناپسندی ها تبلیغ ومؤعظه نه میکنند با نفرت زشتی ترا فرار دهند و متوجه آنجائی بکند که باید به آنجای مطلوب متوجه شوی بلکه استعمار مدرن برحسب ” تیپ ” تو نوع دعوت ترا انتخاب میکند ..شگفتأ که چرا برخی ازمدعیان سیاست وروشنفکری در جامعه افغانستان که به دلیل وابسته گی های نامشروع  قومی ،زبانی البته نه اعتقادی واندیشوی با قهرمان ملی زنده یاد احمد شاه مسعود که نه برای یک قوم ، یک زبان و یک تبار در برابر ظلم و بی عدالتی می رزمید و سرانجام جام شهادت نوشید و با شهادت سرخ خود حضوردائیمی اش را  در تاریخ مبارزات آزادی بخش ملی بشر در همه عصر ها ودرمیان  همه نسل ها جاویدانه ساخت مطلب می نویسد و شخصیت پربار وی را مسخ می سازند .

ازجمله جناب آقای حفیظ منصور سابق عضو پارلمان یا همان مجلس نمائنده گان افغانستان در صفحه فیس بک اش با نوشته ای بنام ” طریقت مسعودیه ”  شخصیت مبارزاتی و توانمندیی ” نه ” گفتن قهرمان ملی شهید احمد شاه مسعود در برابرمظالم استعمار که با تغییر شیوه های تطمیع و گاهی تزویر همه روزه ملت ها را جوقه ، جوقه به قربانگاه میبرند مسخ ماهوی میکند و شخصیت مبارزاتی ایشان را تا یک مرتاض و صوفی تنزل میدهد که سرانجام در بحبوحه چنین وضعیت ناگوار سیاسی و فرهنگی توده های از مردم امید شان را از دست میدهند و به کنج عزلت بر می خیزند . تربیون نواندیشی بخاطر رسالت تاریخی که در برابر قهرمانان واقعی این سرزمین داریم نوشته فیس بکی جناب حفیظ منصور را با این تبصره مختصر خود به نشر میرسانیماز چند روز بدینسو شماری از دوستان و همکاران احمد شاه مسعود رحمت الله علیه به مناسبت ۲۵ مین سالگرد شهادت ایشان ، از طریق رسانه ها به ذکر خاطرات شان می پردازند ، در این میان، انجنیر محمد واصل بازغ یکی از مجاهدان سابقه دار و مو سپید ، برداشت های خود را در مورد شخصیت مسعود شهید بیان داشت . وی در فرمایشات جالب شان گفت : “احمد شاه مسعود انرژی خود را از عالم بالا می گرفت ، وی مانند سولر( انرژی خود را) از صاحب آفتاب می گرفت . این نکته نظر مرا بخود جلب کرد و مرا بران واداشت ،تا تبصره یی در مورد داشته باشم .
بی تردید احمد شاه مسعود رحمة الله علیه انرژی خود را از صاحب آسمان و زمین ، عرش و کرسی می گرفت ، از طریق توسل به ذات اقدس الهی قدرت می یافت و با توکل به او گام بر می داشت . از مطالعه ی یاد داشت های شخصی حضرت مسعود به وضاحت این امر استنباط  می گردد ؛هرگامی  نقیصه ی در کا ررخ می داد و مشکلی در میان می آمد . به بررسی وضعیت می پرداخت و در آن میان بار ملا مت را بر دوش خود می انداخت و می گفت ، کار هایش را به خوبی انجام نداده،  در امور تنبلی کرده است ، خود بصورت شخصی و دقیق از آن مساله وارسی ننموده ، وحتا گاهی حرف درشت تری به کسی می زد ، در خفا اظهارندامت و پشیمانی داشته و از خداوند طلب عفو و بخشایش می کرد. او کسالت و تنبلی های خود را زاده ی تاتوانی روحی و ملالت درونی می شمرد ،که به اثر غفلت به ذکر و نیایش بروز می کرد .
احمد شاه مسعود رحمة الله علیه بحق یک عارف بود ؛ عارفی از جنس خودش .من ایشان را صاحب طریقت عرفانی مسعودیه می دانم ، که با طریقت های قادریه،نقشبندیه، چشتیه ، مولویه و سنوسیه تفاوت ماهوی دارد .در طریقت های سنتی  بجز کبرویه که امام و پیشوای آن شیخ نجم الدین الدین کبری دست به شمشیر برد و در برایر لشکر مغول به میدان رزم شتافت ، و طریقه هایی هم کمتر شناخته شده در شرق ، در میان مسلمان های افریقایی وجود داشته که در برابر استعمار انگلیس رزمیدندو فداکاری ها نشان دادند ، بقیه ی صوفیان از جهاد بیگانه‌ بوده و درخانقاه های شان سرگرم تعلیم وارشادبودند.  مسعود میان ذکر و نیایش و جهاد مسلحانه پیوند زدو نشان دادکه این دو می توانند با هم سازگار بوده باشند، کارنامه های حضرت ایشان مملو از این از این امر بوده است . صوفیان سنتی بیشتر از خطا و گناه خویش می گفتند و از این بابت از بارگاه الهی طلب عفو و بخشش می خواستند ، در دیدگاه آن ها صفات رحمت و بخشودگی خداوند (رحمان، رحیم و غفور) برجسته بوده . در حالی که احمد شاه مسعود با عزت و بزرگواری و قدرت پروردگار (عزیز ،جلیل و قادر ) بیشتر متوسل می شد ؛ این تفاوت شیوه ی زندگی این دو طریقه را از هم جدا می سازد . صوفیان سنتی با گوشه گیری ، انزوا طلبی ،چهره ی زعفرانی،و ظاهر نامرتب ،افتاده و گاه خسته ظاهر می شوند ، اما مسعود با سیمای پاک ، برجسته ،بشاش، اندام ورزشی و سرافراشته در میان لشکرحاضر می گردید . کلاه کج و رفتار گیرایش مبین این امر است که با عزت و سربلندی خود و دیگران بیشتر می اندیشید . از تفاوت های نمایان او با سایر همرزمانش بویژه سابقه داران نهضت اسلامی افغانستان یکی دیگر آن بوده که سایر اعضای نهضت اسلامی دعا را معادل کار می دانستند ، از همین رو بیشتر  در امور عبادات شخصی و اذ کار روزانه پایبندی نشان می دادند و باور این دوستان این بود که تنها با دعا و عبادت شخصی می توان به مشکلات جهادی فایق آمد و گره های موجود را گشود ، اما مسعود دعا و عبادت را زمینه ساز درونی می دانست و آن را در مبارزه کافی وبسنده نمی دانست؛ بنابراین برنامه ریزی می کرد و شب و روز بصورت خستگی ناپذیر تلاش می ورزید ، این تفاوت دیدگاه بود ، که مسعود را در جایگاه رفیع و دست نیافتنی قرار داد .
چهارمین رکن از طریقت مسعودیه آن است ، که مسعود رحمة الله علیه مبارز در برابر ظلم واستبدار عالی ترین عبادت می دانست،لذا تامین عدالت در میان مردم ، ایجاد رفاه و آسایش در میان آن ها را بهترین نوع عبادت می خواند،  بجای ذکر  و اوراد فراوان  ونوافل  آن مورد از نظرش ارجحیت  داشت و این ویژگی طریقت مسعود را به اجتماع پیوند زد ، و آن را سیاسی ساخته است ؛ سیاسی به معنای اجتماعی بودن نه  چیزی غیر از آن .حاصل سخن این که ، انجنیر محمد واصل بازغ به نکته مهمی  اشارت داشته است ، و از نظر من احمد شاه مسعود رحمة الله علیه موسس طریقت مسعودیه پنداشه می شود ، که این طریقت ارکانی دارد ، که ما در این جا به ذکر چهار مورد آن پرداختیم .روح همه بزرگان شاد ، و جایگاه مسعود رحمة الله علیه فردوس برین باد !

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

بالا