
افغانستان امروز بیش از هر زمان دیگری به عقلانیت، بردباری، همدیگرپذیری و احساس مسئولیت اسلامی و ملی نیاز دارد. در میان چالشهای متعدد سیاسی، اقتصادی و اجتماعی، یکی از خطرناکترین تهدیدهایی که آینده این سرزمین را نشانه گرفته، گسترش تعصبات قومی، تباری، زبانی، مذهبی و منطقهای است. این پدیده اگرچه ممکن است در آغاز کوچک و بیاهمیت جلوه کند، اما در صورت تداوم و گسترش، میتواند اعتماد اجتماعی را فرسوده، شکافهای موجود را عمیق و همبستگی ملی را تضعیف کند.تعصب معمولاً از یک رفتار ساده آغاز میشود؛ از یک طعنه، یک جوک قومی، یک توهین، یک برچسب، یک تحقیر یا ساختن مرز میان «ما» و «آنها». اما اگر در برابر آن ایستادگی نشود، از زبان به ذهن، از ذهن به رفتار و از رفتار فردی به ساختار اجتماعی سرایت میکند. همانگونه که بیماریهای خطرناک در مراحل نخست ممکن است نشانههای محدودی داشته باشند، اما در صورت بیتوجهی گسترش مییابند، تعصب نیز میتواند از یک نگرش فردی به یک بیماری اجتماعی تبدیل شود.مسئله افغانستان، وجود اقوام و تفاوتهای فرهنگی نیست. تنوع قومی، زبانی و فرهنگی بخشی از واقعیت تاریخی و سرمایه اجتماعی این سرزمین است. خطر از جایی آغاز میشود که تفاوتها به ابزار برتریجویی، تحقیر، تبعیض و دشمنسازی تبدیل شوند. هیچ قوم، تبار، زبان، منطقه یا مذهبی بهخودیخود معیار برتری انسان بر انسان نیست.قرآن کریم نیز با صراحت از تمسخر و تحقیر دیگران نهی میکند:
«لَا يَسْخَرْ قَوْمٌ مِنْ قَوْمٍ عَسَىٰ أَنْ يَكُونُوا خَيْرًا مِنْهُمْ»؛ هیچ گروهی گروه دیگر را مسخره نکند، چهبسا آنان از اینان بهتر باشند. در آیه دیگری نیز تفاوت ملتها و قبایل را وسیله شناخت معرفی کرده و معیار کرامت را تقوا دانسته است: «وَجَعَلْنَاكُمْ شُعُوبًا وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا ۚ إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ». بنابراین، تفاوت برای شناخت است، نه برای تحقیر و برتریجویی.قضیه اخیر بدخشان و ماجرای «جمعه فاتح» میتواند نمونهای روشن از این وضعیت باشد. رویدادی که میتوانست در چارچوب یک اختلاف محلی و از مسیر گفتوگو و مصالحه حل شود، طی چند روز در فضای مجازی و برخی رسانهها به موضوعی گستردهتر تبدیل شد و در مواردی رنگ تقابل قومی میان پشتون و تاجیک به خود گرفت. پس از مصالحه و پایان منازعه، انتظار میرفت از ختم تنش استقبال شود و این رویداد بهعنوان نمونهای از امکان حل مسالمتآمیز اختلافات مورد حمایت قرار گیرد؛ اما متأسفانه عدهای بهجای استقبال از مصالحه، با طعنه و کنایه بار دیگر موضوع را به قوم و تبار پیوند زدند.این حادثه، اگر درست تحلیل شود، «مشت نمونه خروار» است؛ زیرا نشان میدهد چگونه یک اختلاف محدود میتواند در فضای مجازی به یک مسئله قومی تبدیل شود. خطر اصلی نه در اصل تفاوت میان مردم، بلکه در نحوه روایتکردن و بهرهبرداری از این تفاوتهاست. وقتی رفتار چند فرد به یک قوم تعمیم داده میشود، وقتی یک حادثه به حساب یک تبار نوشته میشود و وقتی اختلاف سیاسی یا اجتماعی به دشمنی قومی تبدیل میگردد، زمینه برای تولید نفرت و گسترش بیاعتمادی فراهم میشود.نباید تصور کرد که توهین قومی صرفاً یک شوخی است. امروز ممکن است یک نفر به قوم دیگری طعنه بزند و فردا همان سخن به باور نسل بعد تبدیل شود. امروز فردی ممکن است ادعا کند که قوم او از قوم دیگری برتر است؛ فردا همین منطق علیه خود او استفاده خواهد شد. اگر این چرخه متوقف نشود، هیچ قومی در امان نخواهد ماند. تعصب زمانی خطرناکتر میشود که از یک رفتار فردی فراتر رفته و به هنجار اجتماعی تبدیل شود.افغانستان ملک انحصاری هیچ قوم و تباری نیست. پشتون، تاجیک، هزاره، ازبک، ترکمن، بلوچ، نورستانی، پشهای، ایماق و سایر اقوام و گروههای اجتماعی، همه بخشی از پیکر این سرزمیناند. هیچ شهروندی نباید به دلیل قوم، تبار، زبان، مذهب یا منطقهاش تحقیر شود. پشتونبودن جرم نیست؛ تاجیکبودن جرم نیست؛ هزاره، ازبک، ترکمن یا متعلقبودن به هر قوم دیگری نیز جرم نیست. آنچه باید با آن مبارزه شود، نه هویت، بلکه تبدیل هویت به ابزار دشمنی، تبعیض و برتریجویی است.در این میان، تعصبات قومی تنها یک مشکل اخلاقی و فرهنگی نیست؛ بلکه میتواند به یک تهدید راهبردی برای ثبات افغانستان تبدیل شود. جامعهای که در آن اعتماد عمومی کاهش یابد، بیشتر به هویتهای محدود گروهی پناه میبرد. زمانی که هویت قومی به ابزار رقابت سیاسی تبدیل شود، شکافها عمیقتر میشوند و وقتی شکاف اجتماعی افزایش یابد، همکاری ملی دشوار میگردد. در نتیجه، روند دولتسازی، توسعه، ثبات و حل مسالمتآمیز اختلافات نیز آسیب میبیند.به همین دلیل، مبارزه با تعصب صرفاً با توصیه به وحدت امکانپذیر نیست. وحدت پایدار به عدالت، قانون، شایستهسالاری، فرصت برابر، مشارکت و احترام متقابل نیاز دارد. اگر شهروند احساس کند که فرصتهای تحصیل، کار، مسئولیت و مشارکت بر اساس قوم، زبان، منطقه یا رابطه تعیین میشود، اعتماد او به مفهوم شهروندی مشترک کاهش خواهد یافت. از این رو، شایستهسالاری فقط یک اصل اداری نیست؛ بلکه یکی از پایههای همگرایی ملی است.مسئولیت عمومی باید بر اساس تخصص، توانایی، تجربه، صداقت و تعهد به منافع عمومی واگذار شود، نه بر اساس تعلق قومی و تباری. هیچ جامعهای با حذف تفاوتها متحد نمیشود؛ جامعه زمانی متحد میشود که تفاوتهای خود را عادلانه مدیریت کند.رسانهها و شبکههای اجتماعی نیز در این میان مسئولیت سنگینی دارند. رسانه میتواند پل ارتباطی میان مردم باشد یا دیوار جدایی میان آنان. یک گزارش مسئولانه میتواند زمینه گفتوگو و آرامش را فراهم کند، اما یک تیتر تحریکآمیز، تحلیل جانبدارانه یا محتوای نفرتپراکنانه میتواند در مدت کوتاهی شکافهای اجتماعی را تشدید کند. آزادی بیان حق جامعه است، اما آزادی بیان نباید به آزادی توهین، تحقیر و نفرتپراکنی تبدیل شود. نقد حکومت، نقد سیاستها و نقد عملکرد مسئولان حق مردم است؛ اما حمله به هویت قومی و مذهبی انسانها نقد سیاسی نیست.از سوی دیگر، تاریخ افغانستان نباید به کارخانه تولید نفرت تبدیل شود. تاریخ باید برای شناخت گذشته و عبرتگرفتن از آن مطالعه شود، نه برای انتقال کینههای نسلهای گذشته به نسل امروز. ما نمیتوانیم گذشته را تغییر دهیم، اما میتوانیم تصمیم بگیریم که آن را چگونه به آینده منتقل کنیم. اگر تاریخ را ابزار انتقام قرار دهیم، نسلهای آینده را نیز درگیر زخمهای گذشته خواهیم کرد؛ اما اگر آن را مدرسه عبرت بدانیم، میتوانیم از تکرار اشتباهات جلوگیری کنیم.افغانستان همچنین باید از چرخه خشونت فاصله بگیرد. تجربه چند دهه جنگ نشان داده است که خشونت، اختلافات را بهصورت پایدار حل نمیکند؛ بلکه زخمهای تازهای بر زخمهای گذشته میافزاید. جنگ، کودکان را از آموزش، خانوادهها را از امنیت، جوانان را از فرصت و جامعه را از سرمایه انسانی محروم میکند.
اختلاف سیاسی حق است، نقد حکومت ضرورت است و مطالبه اصلاحات حق مردم؛ اما این اهداف باید از مسیر گفتوگو، مذاکره و روشهای مسالمتآمیز دنبال شوند.مسئولیت مقابله با تعصب فقط بر دوش حکومت یا سیاستمداران نیست. عالم دین، استاد دانشگاه، معلم، خبرنگار، نویسنده، فعال اجتماعی، جوان، دانشجو، پدر و مادر و هر شهروند دیگری در این زمینه مسئولیت دارد. اصلاح باید از خود ما آغاز شود. اگر جوک قومی میشنویم، آن را عادی نکنیم؛ اگر به قومی توهین میشود، با سکوت خود آن را تأیید نکنیم؛ اگر محتوای نفرتپراکنانه در فضای مجازی میبینیم، آن را بازنشر نکنیم؛ و اگر درباره یک قوم سخن میگوییم، رفتار چند فرد را به میلیونها انسان تعمیم ندهیم.خانواده، مکتب، دانشگاه، مسجد، رسانه و فضای مجازی، همه میتوانند در کاهش یا افزایش تعصب نقش داشته باشند. کودکان باید بیاموزند که ارزش انسان به قوم و تبار او نیست، بلکه به شخصیت، اخلاق، دانش و کردار اوست. نظام آموزشی باید فرهنگ گفتوگو و همزیستی را تقویت کند. رسانهها باید مسئولانه عمل کنند و سیاستمداران نباید برای کسب قدرت از احساسات قومی و مذهبی استفاده کنند.هدف، حذف هویتهای قومی و زبانی نیست؛ هدف، ساختن شهروندی برابر است. هر انسان حق دارد زبان، فرهنگ، مذهب و هویت خود را حفظ کند، اما هیچ هویتی نباید وسیله تحقیر یا محرومیت دیگری شود. یک انسان میتواند به قوم و فرهنگ خود افتخار کند و همزمان به کرامت و حقوق دیگران احترام بگذارد. افتخار به هویت زمانی ارزشمند است که به تحقیر هویت دیگران منجر نشود.افغانستان به دشمنی بیشتر نیاز ندارد؛ به اعتمادسازی نیاز دارد. به نفرت بیشتر نیاز ندارد؛ به عدالت و کرامت انسانی نیاز دارد. به دیوارهای بلندتر میان اقوام نیاز ندارد؛ به پلهای بیشتر میان انسانها نیاز دارد.هیچ قومی با حذف قوم دیگر پیروز نمیشود؛ هیچ زبانی با تحقیر زبان دیگر بزرگتر نمیشود و هیچ مذهبی با توهین به مذهب دیگر نیرومند نمیگردد. پیروزی واقعی زمانی است که عدالت بر تبعیض، عقلانیت بر تعصب، گفتوگو بر خشونت و انسانیت بر نفرت غلبه کند.اگر امروز در برابر توهین، تحقیر، تبعیض و نفرت سکوت کنیم، ممکن است فردا با بحرانی مواجه شویم که کنترل آن از توان همه ما خارج باشد. فرصت درمان امروز است؛ فردا ممکن است هزینه درمان بسیار سنگینتر شود.بیایید نگذاریم فرزندان ما وارث کینههایی باشند که خودشان در پیدایش آن هیچ نقشی نداشتهاند. بهجای اینکه به آنان بیاموزیم «از کدام قوم هستی؟»، بیاموزیم که انساناند، کرامت دارند و در برابر سرنوشت جامعه خود مسئولاند.افغانستان به یک قوم پیروز بر قوم دیگر نیاز ندارد؛ افغانستان به نسلی نیاز دارد که برتعصب پیروزشود.و بزرگترین راهبرد ملی ما باید این باشد:همه با هم؛ برادر و برابر؛ با حرمت، با احترام، باعدالت وبدون توهین، تحقیر و محرومیت.اگر تعصبات قومی و تباری را نشکنیم، تعصب همه ما را خواهد شکست. ازاینرو، شکستن بتِ تعصب، دراین برهه حساس تاریخ کشور ازاوجبِ واجبات برای همه مردم مجاهد ومسلمان افغانستان است.
وب سایت نواندیشی به ویب سایت خبری تحلیلی نواندیشی خوش آمدید
