
هژمونی آمریکا که پس ازجنگ جهانی دوم و بهویژه پس از فروپاشی اتحاد شوروی به اوج خود رسید، امروز درمسیری برگشتناپذیر به سوی افول قرار دارد. دیگر نه اروپا همان متحد بیچونوچرای واشنگتن است، نه کشورهای عربی حاضرند همچون گذشته دردایره نفوذآمریکا باقی بمانند،ونه ملتهای جهان سلطه دلار وسیاستهای تحریمی آن را تحمل میکنند. نشانههای این افول ازمخالفت گسترده کشورهای مختلف گرفته تا تغییر جهت اقتصاد جهانی به سمت استقلال ازدلار،همگی خبرازنزدیک شدن به پایان یک دوره تاریخی میدهند.
روابط میان اروپا و آمریکا که پس از جنگ جهانی دوم بهعنوان ستون اصلی نظم جهانی تحت رهبری واشنگتن شکل گرفت، امروز با چالشهای عمیقی مواجه شده است. سیاستهای دونالد ترامپ در دوران نخست ریاستجمهوریاش، از ایجاد موانع تجاری گرفته تا تحقیر اروپا در نهادهای بینالمللی و بیاعتنایی به منافع متحدان دیرینه، نخستین ترکها را در این اتحاد ایجاد کرد. با وجود روی کار آمدن جو بایدن، این شکاف هرگز بهطور کامل ترمیم نشد و بازگشت مجدد ترامپ به قدرت، ضربه نهایی را بر تابوت هژمونی آمریکا فرود آورد.جنگ اوکراین نمونهای از این اختلافات است. برخلاف تصورات اولیه، کشورهای اروپایی بهویژه فرانسه و آلمان از ادامه حمایت نامحدود از کییف خسته شدهاند. اعتراضات گسترده مردم اروپا علیه سیاستهای جنگطلبانه آمریکا، بحران انرژی ناشی از تحریمهای اعمالشده بر روسیه، و فشار اقتصادی بر شهروندان اروپایی، همگی باعث شدهاند که حتی سران کشورهای اروپایی نیز بهدنبال راهی برای کاهش وابستگی به واشنگتن باشند. اظهارات اخیر امانوئل مکرون درباره لزوم استقلال راهبردی اروپا، نشانهای از این روند است.اروپا اکنون بهطور فزایندهای نگران است که سیاستهای آمریکایی نه تنها به منافع آن در سطح جهانی آسیب میزند، بلکه تهدیدی برای وحدت اروپا نیز بهوجود آورده است. بهویژه در زمینه سیاستهای اقتصادی و تحریمها، اروپا از فشارهای آمریکا برای پیوستن به تحریمها علیه کشورهایی مانند روسیه و ایران خسته شده است. بسیاری از کشورهای اروپایی خواهان سیاستهای مستقلتری هستند که نه تنها بر منافع ملی خود بلکه بر منافع کلی اروپا تأکید داشته باشد.
رئیسجمهور مکزیک، کلودیا شینبام، در نامهای به ترامپ و ماسک، آمریکا را بهخاطر سیاستهای نژادپرستانه و دیوارکشیهای بیحاصلش بهشدت مورد انتقاد قرار داد. او خطاب به آمریکاییها نوشت که جهان دیگر به آمریکا نیازی ندارد و میتواند بدون وابستگی به این کشور به مسیر خود ادامه دهد.در این نامه، به صراحت به این موضوع اشاره شد که ۷ میلیارد نفر در خارج از آمریکا وجود دارند که میتوانند ازخرید محصولات آمریکایی صرفنظر کنند، دلاررا کنار بگذارند واقتصاد واشنگتن را بایک بحران جدی مواجه سازند. این هشدار نه فقط ازسوی مکزیک، بلکه ازسوی بسیاری از کشورهای آمریکای لاتین نیز مطرح شده است. کشورهایی که زمانی در حیاط خلوت آمریکا محسوب میشدند، امروزبهدنبال همکاریهای راهبردی باچین، روسیه وکشورهای دیگر هستند تا از سلطه دلار رهایی یابند.
یکی دیگر از نشانههای افول هژمونی آمریکا، افزایش مخالفت کشورهای عربی با سیاستهای آن است. تا چند سال پیش، کشورهای عربی حوزه خلیجفارس از اصلیترین متحدان استراتژیک آمریکا در منطقه بودند. اما امروز حتی همین کشورها نیز بهدنبال کاهش وابستگی به واشنگتن هستند. سیاستهای تحقیرآمیز آمریکا، بیتوجهی به امنیت منطقهای کشورهای عربی، و حمایت بیقیدوشرط از رژیم صهیونیستی، موجب نارضایتی گسترده شده است.نمونه بارز این تغییر، نزدیکی عربستان سعودی به چین و روسیه است. توافق ایران و عربستان با میانجیگری چین، پیام روشنی به واشنگتن ارسال کرد: دوران انحصار آمریکا در معادلات خاورمیانه به پایان رسیده است. کشورهای عربی دیگر حاضر نیستند مطیع دستورات کاخ سفید باشند و تلاش میکنند سیاستهای مستقلی در پیش بگیرند.
یکی از مهمترین عوامل تسریعکننده افول هژمونی آمریکا، حمایت بیچونوچرای آن از جنایات رژیم صهیونیستی در غزه است. جنگ جاری در غزه نشان داد که آمریکا حتی حاضر است تمام اصول انسانی، حقوق بشر و قوانین بینالمللی را برای دفاع از اسرائیل زیر پا بگذارد. اما این سیاست، نتیجهای جز افزایش نفرت جهانی از واشنگتن نداشته است.مردم در سراسر جهان، حتی در خود آمریکا، علیه حمایت بیحدومرز دولت بایدن از اسرائیل به خیابانها آمدهاند. دانشجویان دانشگاههای معتبر آمریکا اعتراضات گستردهای به راه انداختهاند و برخی از نمایندگان کنگره نیز از این سیاستها انتقاد کردهاند. این نشان میدهد که آمریکا نهتنها در جهان، بلکه در داخل مرزهای خود نیز مشروعیت سابق را ندارد.
یکی از اصلیترین ابزارهای سلطه آمریکا، وابستگی اقتصاد جهانی به دلار است. اما این روند نیز در حال تغییر است. گروه بریکس (BRICS) که متشکل از چین، روسیه، هند، برزیل و آفریقای جنوبی است، بهطور جدی بهدنبال حذف دلار از مبادلات تجاری خود است. کشورهای دیگر نیز در حال حرکت به سمت استفاده از ارزهای ملی در تجارتهای بینالمللی هستند.کاهش وابستگی به دلار، یکی از بزرگترین ضربهها به قدرت آمریکا خواهد بود. چراکه بخش بزرگی از اقتصاد این کشور بر اساس چاپ دلار و صادرات آن به جهان استوار است. اگر این روند ادامه یابد، آمریکا بهزودی با یک بحران مالی بیسابقه مواجه خواهد شد.
همه نشانهها حاکی از آن است که آمریکا در حال ورود به مرحلهای است که اتحاد شوروی در دهه ۱۹۸۰ تجربه کرد. کاهش مشروعیت جهانی، فروپاشی اقتصادی از درون، نارضایتی گسترده داخلی و از دست دادن نفوذ در سطح بینالمللی، همگی عوامل مشابهی هستند که شوروی را به سقوط کشاندند و اکنون در مورد آمریکا نیز صادق است.اگرچه آمریکا هنوز از نظر نظامی و اقتصادی یکی از قدرتهای بزرگ جهان است، اما روند افول آن آغاز شده و دیگر برگشتپذیر نیست. روزی خواهد رسید که جهان دیگر نیازی به آمریکا نداشته باشد و واشنگتن در پشت دیوارهای سیاستهای شکستخورده خود گرفتار شود. این روندی است که نه فقط دشمنان آمریکا، بلکه حتی متحدان سابق آن نیز به آن اعتقاد دارند و برای جهان پساآمریکایی برنامهریزی میکنند.پایان هژمونی آمریکا، دیگر یک احتمال نیست، بلکه یک واقعیت اجتنابناپذیر است که هر روز به تحقق نزدیکتر میشود.

وب سایت نواندیشی به ویب سایت خبری تحلیلی نواندیشی خوش آمدید
