گـزیده اخبــار
خانه » اجتماعی » صبروتدبیر،رازپایداری درراه ایمان
صبروتدبیر،رازپایداری درراه ایمان

صبروتدبیر،رازپایداری درراه ایمان

زندگی انسان و تاریخ ملت‌ها سرشار از فرصت‌هایی است که می‌توانند سرنوشت یک فرد، یک ملت و حتی یک امت را تغییر دهند. اما بسیاری از این فرصت‌ها، نه به دلیل کمبود توانایی و امکانات، بلکه بر اثر بی‌صبری، شتاب‌زدگی، افشای اسرار، اختلافات داخلی، قضاوت‌های عجولانه و تحلیل‌های نادرست از دست رفته‌اند.در آموزه‌های اسلامی، «صبر» تنها تحمل رنج و سکوت در برابر مشکلات نیست؛ بلکه صبر، مجموعه‌ای از قدرت روحی، استقامت، بصیرت، خویشتن‌داری، حفظ اسرار، تدبیر و شناخت زمان مناسب برای اقدام است. انسان مؤمن و مبارز می‌داند که هر تحول بزرگی نیازمند آمادگی، زمان، حکمت و مدیریت درست شرایط است.امروز مسئله افغانستان نیز از همین زاویه قابل بررسی است. مبارزه در برابر استبداد و انحصار قدرت، تنها در میدان جنگ خلاصه نمی‌شود. مبارزه سیاسی، فرهنگی، فکری، رسانه‌ای و بین‌المللی نیز بخشی از یک نبرد بزرگ برای آینده کشور است. در چنین شرایطی، شخصیت‌هایی که در برابر قدرت حاکم مقاومت می‌کنند، طبیعی است که هدف فشار، تبلیغات منفی، اتهامات و جنگ روانی قرار گیرند.احمد مسعود، رهبر جبهه مقاومت ملی افغانستان، از جمله چهره‌هایی است که در سال‌های اخیر در کانون این منازعه سیاسی و رسانه‌ای قرار داشته است. منابع مختلف او را رهبر یکی از مهم‌ترین جریان‌های مقاومت ضد طالبان معرفی می‌کنند و گزارش‌های تازه نیز از تداوم فعالیت‌های سیاسی و عملیاتی جریان مقاومت در شرایطی بسیار دشوار حکایت دارد. اما در کنار مبارزه با طالبان، مسئله دیگری نیز وجود دارد: جنگ روایت‌ها و تخریب شخصیت‌ها.
خداوند متعال می‌فرماید:«إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابِرِينَ»بی‌تردید خداوند با صابران است.این همراهی الهی نشان می‌دهد که صبر، نشانه ضعف و تسلیم نیست؛ بلکه نیرویی است که انسان را در دشوارترین شرایط از فروپاشی، تصمیم‌های احساسی و اقدامات نابخردانه حفظ می‌کند.انسان بی‌صبر معمولاً می‌خواهد همه چیز فوراً تغییر کند. او طاقت انتظار ندارد و گاهی برای رسیدن سریع به هدف، راه‌های نادرست را انتخاب می‌کند. اما انسان صبور می‌داند که برخی پیروزی‌ها نیازمند زمان هستند و شتاب‌زدگی می‌تواند آنچه را سال‌ها برایش تلاش شده، در یک لحظه نابود کند.این مسئله در مبارزات سیاسی و مقاومت‌های ملی اهمیت دوچندان دارد. هیچ مقاومت جدی نمی‌تواند صرفاً با احساسات، شعار و واکنش‌های فوری به پیروزی برسد. مقاومت نیازمند صبر استراتژیک، سازمان‌دهی، شناخت دشمن، حفظ نیروها، ایجاد اعتماد مردمی و انتخاب زمان مناسب است.
برای ارزیابی هرشخصیت سیاسی باید میان واقعیت، تبلیغات، امیدها، انتظارات و اتهامات تفاوت قائل شد.واقعیت این است که پس از سقوط جمهوریت افغانستان در سال ۲۰۲۱، طالبان کنترل گسترده‌ای بر کشور به دست آوردند.حتی گزارش‌های رسمی و تحلیلی بین‌المللی نیز نشان داده‌اند که گروه‌های مقاومت مسلح در سال‌های گذشته با محدودیت‌های جدی در برابر کنترل سرزمینی طالبان روبه‌رو بوده‌انددر چنین شرایطی، ادامه فعالیت یک جریان مخالف، آن هم بدون برخورداری آشکار از یک دولت حامی و بدون داشتن قلمرو امن و پایدار،خود با مشکلات بزرگی همراه است. یک تحلیل تازه در ا گست ۲۰۲۶ نیز تأکید می‌کند که جبهه مقاومت ملی و دیگر جریان‌های ضد طالبان، در مقایسه با بسیاری ازجنبش‌های تاریخی افغانستان، با محدودیت‌هایی چون فقدان پناهگاه امن و حمایت آشکار دولتی مواجه‌اند. بنابراین، نقد عملکرد احمد مسعود یا هر رهبر سیاسی حق طبیعی جامعه است؛ اما نقد با تخریب، پرسش با اتهام، و اختلاف نظر با بهتان تفاوت دارد.در جولایی ۲۰۲۶، احمد مسعود در واکنش به روایت‌هایی درباره اختلاف و پراکندگی مخالفان طالبان، چنین روایت‌هایی را بخشی از فضای ایجاد ناامیدی دانست و بر ضرورت هوشیاری در برابر روایت‌های تفرقه‌افکنانه تأکید کرداین نکته، صرف‌نظر از موافقت یا مخالفت با همه دیدگاه‌های او، از نظر سیاسی قابل تأمل است: جامعه‌ای که رهبران و سرمایه‌های انسانی خود را بدون تحقیق نابود کند، در واقع بخشی از توانایی آینده خود را از میان می‌برد.
هیچ شخصیت سیاسی معصوم نیست و هیچ رهبر سیاسی نباید فراتر از نقد قرار گیرد. احمد مسعود نیز، مانند هر شخصیت سیاسی دیگر، می‌تواند و باید مورد ارزیابی قرار گیرد.اما یک اصل اخلاقی و ملی باید حفظ شود:نقد باید بر اساس دلیل باشد، نه شایعه.اگر کسی درباره عملکرد سیاسی، نظامی یا دیپلماسی احمد مسعود پرسشی دارد، باید اسناد و استدلال ارائه کند. اما اگر بدون سند، اتهامی را بارها تکرار کند، آن اتهام با تکرار به حقیقت تبدیل نمی‌شود.متأسفانه در فضای سیاسی افغانستان، گاهی دشمنان یک جریان و حتی برخی رقبا یا افراد ناراضی، از ضعف اطلاع‌رسانی و احساسات جوانان استفاده می‌کنند. سپس شایعاتی تولید می‌شود و گروهی از مردم، آگاهانه یا ناآگاهانه، همان روایت را تکرار می‌کنند.این مسئله تنها به احمد مسعود محدود نیست؛ تاریخ سیاسی افغانستان نشان داده است که شخصیت‌های برجسته بارها قربانی اختلاف، رقابت، سوءتفاهم، تبلیغات و تخریب داخلی شده‌اند.از معاویه و علی(ع) تا عاشورا؛ یک مقایسه اخلاقی، نه تاریخیِ یکسان‌سازی‌شده در تاریخ اسلام، جنگ حق و باطل تنها جنگ شمشیر نبود؛ جنگ تبلیغات و روایت‌ها نیز بود.در دوران امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام، مخالفان او تلاش کردند افکار عمومی را تحت تأثیر تبلیغات و جنگ روانی قرار دهند. در واقعه عاشورا نیز دستگاه اموی تلاش داشت حقیقت قیام امام حسین علیه‌السلام را وارونه جلوه دهد.اما باید با دقت علمی تأکید کرد که هر شخصیت و هر رویداد معاصر را نمی‌توان عیناً با شخصیت‌های معصوم یا وقایع مقدس تاریخ اسلام یکسان دانست. ارزش این مقایسه در شناخت یک اصل تاریخی است: دشمنان حق و عدالت، بارها از ابزارهای تبلیغاتی برای وارونه‌سازی حقیقت استفاده کرده‌اند.همین اصل را می‌توان در تاریخ معاصر افغانستان نیز مشاهده کرد؛ جایی که اختلافات و رقابت‌های سیاسی میان رهبران، گاهی بیش از دشمن خارجی به صفوف مردم آسیب رسانده است.تجربه احمدشاه مسعود شهید و دشمنی‌های سیاسی و نظامی گسترده علیه او نیز به ما می‌آموزد که درباره شخصیت‌های سیاسی باید از قضاوت‌های هیجانی و روایت‌های یک‌جانبه پرهیز کرد.یکی از خطرناک‌ترین اشتباهات در هر مبارزه، تصور این است که همه چیز باید در اختیار همه افراد قرار گیرد.در شرایط عادی سیاسی نیز همه برنامه‌ها عمومی نمی‌شوند؛ چه رسد به شرایطی که یک جریان مخالف با دستگاه‌های امنیتی و نظامی قدرتمند روبه‌رو است.حفظ اسرار به معنای فریب مردم نیست؛ بلکه در بسیاری از شرایط به معنای حفظ جان نیروها، امنیت خانواده‌ها، جلوگیری از نفوذ و حفاظت از برنامه‌های مشروع است.بنابراین، گاهی کسانی که از بیرون یک حرکت سیاسی را قضاوت می‌کنند، تصور دارند که همه اطلاعات را باید بدانند. اگر اطلاعی منتشر نشد، فوراً آن را نشانه ضعف یا خیانت می‌دانند.اما سیاست و مقاومت، همیشه بر اساس آنچه در شبکه‌های اجتماعی دیده می‌شود، اداره نمی‌گردد.همان‌گونه که صبر به معنای تسلیم نیست، سکوت در یک موضوع نیز همیشه نشانه ناتوانی نیست. گاهی سکوت، بخشی از تدبیر است.صبر بدون تدبیر ممکن است به انفعال تبدیل شود و اقدام بدون تدبیر ممکن است به شکست منجر گردد.قرآن و سنت اسلامی، انسان را به ایمان، عقل، مشورت، تفکر و تدبیر دعوت می‌کنند. یک رهبر موفق کسی نیست که همیشه سریع‌ترین تصمیم را بگیرد؛ بلکه کسی است که بتواند میان موارد زیر تعادل برقرار کند:احمد مسعود و جبهه مقاومت ملی نیز، مانند هر جریان سیاسی دیگر، باید با همین معیارها ارزیابی شوند: نتیجه، برنامه، رفتار، مواضع و توانایی ایجاد یک بدیل ملی.بر اساس گزارش‌های موجود، جبهه مقاومت ملی همچنان به عنوان یکی از جریان‌های فعال مخالف طالبان شناخته می‌شود و در کنار فعالیت‌های سیاسی، فعالیت های نظامی هدفمند را علیه امارت طالب در پنج سال گذشته انجام داده است، در حقیقت منبع و مصدر الهام همه جبهات نظامی علیه طالب می باشد.این نکته بسیار مهم است: حقیقت‌یابی یعنی نه تبلیغات یک‌طرفه را حقیقت مطلق بدانیم و نه اتهامات مخالفان را بدون سند بپذیریم.امروز میدان اصلی جنگ، تنها کوهستان و شهر نیست؛ شبکه‌های اجتماعی نیز به میدان نبرد تبدیل شده‌اند.یک جوان ممکن است با انتشار یک خبر تأییدنشده، ناخواسته به ابزار جنگ روانی تبدیل شود. یک جمله کوتاه، یک ویدیوی تقطیع‌شده یا یک ادعای بی‌سند می‌تواند هزاران بار منتشر شود و ذهن جامعه را تحت تأثیر قرار دهد.جوانان افغانستان باید بیاموزند که:وفاداری به یک شخصیت نباید جای وفاداری به حقیقت را بگیرد. همان‌گونه که مخالفت با یک شخصیت نیز نباید انسان را به تکرار دروغ و بهتان وادار کند.
احمد مسعود تنها به دلیل نام پدرش مورد توجه قرار نگرفته است؛ او در سال‌های گذشته تلاش کرده است یک جریان سیاسی و مقاومت را در شرایط پس از سقوط جمهوریت نمایندگی کند. منابع مختلف نیز او را رهبر جبهه مقاومت ملی معرفی کرده‌اند اما بزرگ‌ترین آزمون او و همه رهبران مقاومت افغانستان هنوز در پیش است.
برنامه‌ها و مواضع اعلام‌شده جبهه مقاومت ملی برمفاهیمی چون حقوق شهروندی، عدالت اجتماعی،مشارکت سیاسی وساختارغیرمتمرکزترتأکید دارد.البته اعتبار هربرنامه درنهایت با عمل،توانایی تحقق،شفافیت و پاسخ‌گویی سنجیده می‌شود.مقاومت به صبر،وحدت وعقلانیت نیاز داردافغانستان امروز بیش از هر زمان دیگر به سرمایه انسانی، عقلانیت سیاسی، صبر استراتژیک ووحدت ملی نیاز دارد.اگرهر شخصیت مخالف طالبان را به محض اختلاف نظر نابود کنیم، اگر هر رهبر را بدون سند متهم کنیم، اگرهرجوان را با شایعه واحساسات علیه دیگری تحریک کنیم، درحقیقت بزرگ‌ترین خدمت را به استبداد وانحصارگرایی انجام داده‌ایم.این به معنای حمایت کورکورانه ازاحمد مسعود یاهررهبردیگر نیست.برعکس،حمایت واقعی ازیک حرکت ملی یعنی:
احمد مسعود امروز در برابر آزمونی بزرگ قرار دارد؛ آزمون رهبری، صبر، تدبیر، حفظ انسجام و ایجاد اعتماد میان مردم افغانستان. در مقابل، جامعه افغانستان نیز در برابر آزمونی بزرگ‌تر قرار دارد: آیا می‌تواند میان نقد و تخریب تفاوت بگذارد؟تاریخ به ما می‌آموزد که ملت‌ها گاهی نه تنها به دلیل قدرت دشمن، بلکه به دلیل اختلاف داخلی، بی‌صبری، تکرار شایعات و تخریب سرمایه‌های خود شکست می‌خورند.بنابراین، اهمیت صبر، حفظ اسرار و به‌کارگیری تدبیر، تنها یک توصیه اخلاقی نیست؛ بلکه راز موفقیت در مسیر تحول، مقاومت، ایمان راسخ و ساختن آینده افغانستان است.امروز باید به جای گسترش ناامیدی، حقیقت را جست‌وجو کنیم؛ به جای تکرار اتهام، دلیل بخواهیم؛ و به جای سوزاندن همه سرمایه‌های سیاسی کشور، آنان را با معیار عدالت، صداقت، کارنامه و خدمت به مردم ارزیابی کنیم.مقاومت واقعی، تنها ایستادن در برابر دشمن نیست؛ مقاومت واقعی، ایستادن در برابر دروغ، شایعه، تفرقه و ناامیدی نیز هست.

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

بالا