گـزیده اخبــار
خانه » اجتماعی » لطیف پدرام آدرس غلط میدهد!
لطیف پدرام آدرس غلط میدهد!

لطیف پدرام آدرس غلط میدهد!

بارها ازهمین تربیون به صدای بلند و بخط روشن خدمت همه اصحاب “سیأ”سی و سیاسی  به عرض رسانده ایم که ما به عنوان یک ملت درجغرافیای بنام افغانستان وبه مثابه توده های وابسته به همه اقوام ساکن دراین کشورحق تعیین سرنوشت را به دلیل ضعف و زبونی زمامداران دون همت کشورچندین دهه قبل دربدل متاع ناچیزی به فروش رسیده است از دست داده ایم ! امروز هم در راستای سخنان کسی بنام لطیف خان مشهور به پدرام که پس از سقوط رژیم جمهوری اسلامی که نه جمهوری بود و نه هم اسلامی و با بازگشت اش به اصل خود یعنی همان تفکری که برنگاه مادی و چپ  شبه مارکسیستی و سوسیالیستی به حوادث و تحؤلات در افغانستان استواربود و هنوز هم در جای جایی هست و آخیرأ در صفحه انترنیتی موسوم به روایت درباره بسیاری از مسائلی که با اشغال افغانستان تاریخی ششم جدی ۱۳۵۸ توسط ارتش سرخ  اتحاد جماهیر شوروی  سابق صورت گرفته بود پرداخته است که بحث بر سر هریکی از آنها در توان این تربیون نیست زیرا ما در عصری زندگی میکنیم که بسیاری از حوادث و تحولات ملتها به نیرویی هوش مصنوعی وارونه جلوه داده میشوند برای اینکه نسل باشنده این عصر را در عین حالیکه باور داریم  انسان امروزی ناگزیر به تن دادن به آن است از خطرات ،  پیامد ها و عوارض خطرناک تکنولوژی نیز باید هشدار دهیم . به هر حال جناب لطیف پدرام که خود از توابع بدخشان افغانستان است و کارنامه های زیادی در نهضت های چپ مارکسیستی لینینیستی درافغانستان دارد مشارُالیه درآخرین سالهای حاکمیت حزب دموکراتیک خلق درراستای یک مأموریت استخباراتی ظاهرأ به نزدیکترین جبهه مقآومت ملی برهبریی شهید احمدشاه مسعود بزرگترین فرمانده جهاد آزادی بخش مردم افغانستان در پنجشیر پیوست

اما بسیار زود ازسویی منابع اطلاعاتی جبهه مقاؤمت اهداف پیوستن وی به این جبهه افشأ شد و زنده یاد احمد شاه مسعود قهرمان ملی افغانستان با روحیه عیارانه ای که داشت وی را نزد خود خواست نخست به پاکستان و از آن طریق به جمهوری اسلامی ایران فرستاد . روانشاسان و دانشمندان علوم انسانی می گویند کسی که در مراحل اولیه بلاغت اش یک اندیشه و فکری را فرا گیرد  به اخلاق آدمی مبدل می گردد و با هرگونه  تغییرات و تحؤلات آثاری از آن اندیشه دروجود ش به مشاهده میرسند که با  دریافت اندکترین زمینه دوباره در وجود ش ظهور میکند . اکنون به صورت مختصر به  سخنانی اشاره میکنیم که لطیف پدرام در  صفحه انترنیتی موسوم به روایت  در مدح و فضائل زنده یاد  ببرک کارمل بیان داشته است و طبیعی است که آنرا ممیز اندیشه های ببرک کارمل با دیگر زمامداران پنج دهه آخیر میداند .
ایشان در همین صفحه انترنیتی گفته است که نگاه ببرک کارمل به حضور شوروی در افغانستان، برخاسته از تحلیل طبقاتی و ایدئولوژیک بود، نه برداشت ملی‌گرایانه از مفهوم تجاوز.! ایشان هم چنان در همین برنامه گفته است که : که روایت‌های رایج درباره ببرک کارمل، به‌ویژه در مورد ورود نیروهای شوروی به افغانستان، آمیخته با تحریف‌های تاریخی و تبلیغات دوران جنگ سرد است.او تأکید کرد که برخلاف ادعاهای رایج، کارمل شوروی را دعوت نکرده و این اقدام پیش از او و در زمان تره‌کی و امین صورت گرفته است.
شاید بلکه قویأ باورداریم که پس از آنکه بنابر غریزه دیکتاتور منشانه ای که در وجود حفیظ الله امین موج میزدنخست استاد ونابغه شرق نورمحمد تره کی را از صحنه قدرت بر انداخت
سائر مخالفان شان منجمله سران جناح پرچم حزب دموکراتیک خلق را نیز به بیرون از کشور راندند و تبعید نمودند طی چند ماهی که از قدرت حفیظ الله امین سپری میگردید بسیاری از مسائل نظامی و امنیتی منجمله مستشاران روسی در میدان هوائی بگرام که از نخستین روزهای کودتای ۲۶ سرطان برهبریی مرحوم سردار محمد داؤد حضور داشتند و پیشنهادات مکرر نورمحمد تره کی و حفیظ الله امین نیز بحث های صورت گرفته باشد اما حضور مستقیم ارتش سرخ در افغانستان آنگاه  تحقق یافت که مستشاران اتحاد شوروی که در افغانستان ایفای وظیفه می نمودند شایعه جاسوس بودن امین با سازمان اطلاعات مرکزی امریکا CIA را که بیشتر برمنابع حزب دموکراتیک خلق جناح پرچم استوار بود به مسکو مخابره نمودند و برآن گزارش ها توسط اعضای رهبریی حزب دموکراتیک خلق مقیم مسکو نیز صحه گذشته شد
چنانچه قبلأ و درهمین نوشته به عرض خاص و عام رسانده ایم از پنج دهه بدینسو مردم فقیر ما نتوانیسته اند در تعیین حق سرنوشت سهم بگیرند لهذا باید قبل از همه به جایی ادرس دادن غلط و انحراف و ایجاد تشویش  درافکارعامه توده های مردم را به شناسائی و تشخیص ریشه های بحران درافغانستان را یاری رساند ، نه اینکه با تملق گویی و مدح مسخره آمیز  زمامداران  چپ و راست متوصل به شعار های گردیم که هیچگاه در قلمروی که ما و اجداد مان در آن تولد یافته ایم و آنرا افغانستان می نامند .
البته طرح مسائل تاریخی بصورت مستند حق هر شهروند این قلمرو پنداشته می شود طبیعی است که آقای لطیف پدرام و هواداران خارج نشین اش نباید از این حق محروم گردند البته شرط آنست که این آقایون در راه تحقق  اندیشه های شان تا چه حدی صادق اند و آیا از بصیرت شناسائی اژده های که بنام جمهوریت ، دموکراسی و اسلام در کشور های شرقی منجمله افغانستان که حضور استخباراتی دارند برخوردارند یا خیر ؟
یا به قولی مرگ حق است برای همسایه !

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

بالا