نکات مهم واساسی را در رابطه به این جنگ وحشیانه بی مفهوم و ضد حقوق بشر در اوکراین را باید در اذهان دقیق ساخت.گذشته از ریشه یابی و علل جنگ، در یک نکته باید گفت که جنگ راه حل منازعات بشری نیست، جنگ میتواند مشکلات را در کوتاه مدت حل کند ولی بر اصل مشکل افزون میگردد.بطور مثال طالب توانست از طریق جنگ و انتحاروفریب وخُدعه ، جمهوریت را سقوط دهد، ولی از طریق اَشغالگران به کمک اَشغالگران وبه سازش بااشغالگران!این روش طالب علت در خود خواهی ،خود محوری و کرسی پرستی بود. نه بر اصل مشکل جامعه افغانستان .طالب از طریق جنگ توانست ملت راخلع سلاح سازد واز طریق جنگ توانست امنیت گشت و گذار آزاد، دستگاه حاکمه را مساعد سازد!اما آیا مشکل جامعه را توانستند حل نمایند ؟آیا ۴۵ ملیون شهروند این سرزمین تشنه خون طالب وانتظار سقوط نظام طالب نیستند؟آیا صدها هزار قلم بدست ،سیاست مدار ، شخصیت های نظامی، احزاب و حرکت های سیاسی،مدنی ،اهل دانش ،اهل فن ومسلک بیرون از ساحه طالب، به شمول نیمه از پیکر جامعه یعنی زنها در داخل کشور، در جمع حدود ده ملیون مهاجر بیرون از کشور همه در فعالیت بر ضد نظام طالب نیستند؟معلوم دار که طالب با عمر کوتاه خود. دست برماشه سلاح و آماده کشتار و جنگ دائمی باید باشد، زیرا طالب ازراه جنگ خود را مسلط بر سرنوشت مردم نمود !
طالب باید نگاه بر پرونده های هزاران زندانیان اسیر در زندانهای تحت حاکمیت خود اندازند، طالب احصایه دقیق از کشتار ها نماید که به ضرب گلوله ویا زیر شکنجه آنها شهروندان دیگر اندیش تحت حاکمیت آنها قربانی شدند!طالب باید امنیت نسبی یعنی عدم تبادل گلوله وسلاح را در کشور از لحاظ درآمد اقتصادی در تولید و رشد اقتصاد کشاورزی و پیداور کشور به محاسبه وبه مقایسه گیرند که سقوط اقتصادی کشور را نه طالب بلکه پاکت های دالر هفته وار برنامه شده آمریکا در تعادل نگهداشته در حالیکه انکشافات صنعتی ،تولیدی و کشاورزی تنها در محدوده افراد و شرکت های انفرادی و شخصی است!انگاه بعد محاسبه دقیق طالب در همه ابعاد متوجه خواهد شد که نظام طالب یک نظام جنگی بی کفایت وبدون محبوبیت بوده و ملت از آن حمایت نمیدارد، زیرا حکومت طالب یک سوژه دارد آنهم سوژه جنگ ،زورگویی ، شکنجه و تهدید، تک گروهی ،تک فکری وخود تعبیری.پس جنگ وزور گویی نه تنها در افغانستان نتیجه مثبت ودوام سلطه وقدرت ندارد بلکه ایجاد مشکلات و انتشار نفرت و حس انتقام جویی ورشد اذهان برای جستجوی فرصت های قیام ملی وبر اندازی نظام جنگی طالب است و دیگر نظام های غیر مردمی است، این رابطه فزیکی فشار و مقاومت ضد فشار، بل اخره منجر به انفجار میشود.
در مثال فوق میشود نتیجه اختلافات و نتیجه انتخاب راه حل از طریق جنگ را در جنگ جاری اوکراین، که یک طرف روسها یعنی ولادیمیر پوتین وطرف دیگر گردانندگان جنگ های اقتصادی و استعماری غربی ها در رأس آن صهیونیسم مشترک غربی است، آنرا باید مطالعه مشاهده و بررسی نمود !انسانها بدون مورال اخلاقی یعنی بدون قانون، همه صفات حیوانی و درندگی در خود دارند ،این صفت زمانی طغیانگر و سرکش میگردد که غرایز نفس وحس برتری جویی غیر مسئولانه وبی خبر از رسالت اخلاقی در انسانها رشد کند!انسانها در لباس و کالاهامیتوانند خودرا متمایز از دیگر انسانها جلوه دهند، این کالاها همان ابزار اقتصادی و انکشافی است که سلاطین و شاهان جهانخوار دیروز را با امکانات جنگی محدود، با رؤسای جمهور جهانخوار امروز، با داشتن امکانات جنگی مدرن متفاوت و متمايز میدارد، اما خصوصیات وحشیانه حیوانی در هر انسان دیروز وامروز یکی است!در گذشته ها تاریخ قوانین حقوق بشر وسازمان ملل وجود نداشت ،اما امروز برعکس قوانین و سازمان ملل، حقوق بشر موجود است آنهم تحت کنترول ونظر همین انسانها وحشی صفت مدرن، کار میکند ودست وپای مجریان اداری آن با خدعه حکام زور، زر وزیور بسته است.هنوز بشریت قادر به درک فکر فلسفی امنیتی ،همزیستی مسالمت آمیز با حفظ ارزش های طبیعت نشدند.علت این عقب مانی فکری انسانها همان حدود و مرز های فکری ایدالوژیک دینی ،مذهبی، قومی و زبانی است که در محدوده جغرافیایی سیاسی وتعیین خطوط مرزی همان شاهان وسلاطین نابکار دیروز و حفظ آن حدود ایدالوژیک و مرزی توسط سیاسیون نادان و دور از درک حقوق و کرامت انسان امروز است، انهم بخاطر غریزه نفس یعنی Ego، کسانیکی بخاطر نفس نه بخاطر وجیبه اخلاق درصدر مجلس خودرا رسانده اند.بطور مثال وطن و ذادگاه خانواده وسیع کردها را توانستند چهار کشور ایران ،ترکیه ،سوریه و عراق تجزیه و ملحق و مدغم به خاک خود سازند، اما این فشار تجزیه فزیکی کردها هرگز ازطریق جنگ خاتمه نیافت وراه حل آن جنگ نتوانست باشد!
چنانچه حتی عبدالله اوچلان رهبر PKK ( حزب کارگران کردستان )بعد چندین دهه چنگ ،ترور با قبول نابودی بهترین جوانان کردی و قبول و تحمل درد رنج مادران و اطفال اطراف جنگی،نتیجه آن شد که جنگ راه حل مشکلات و منازعات نیست، اما هنوز هم غاصبان اراضی کردها یعنی حکام ایران ،ترکیه سوریه وعراق قادر به درک این موضوع نیستند وهرگز نمیدانند که انتخاب جنگ، راه حل منازعه نیست .غربی ها وروس ها در جنگ خانمانسوز اوکراین که بیشتر از میلیونها کشته بجا گذاشت و اکثریت مناطق جنگی کلآ تخریب و ویران شد ،اقتصاد جهانی وامنیت بشری را برهم زد وخطر نابودی انتشار جنگ به ساحات وسیع تر وحتی احتمال جنگ جهانی سوم ممکن است تا همه آثار تاریخی و ابادات بشری را نابود سازد!در نتیجه جنگجویان یا در اسر جنگ ویا در خاتمه عمر رخت سفر میبندند ولی جنگ خاتمه نمی یابد ،زیرا انسان ها قادر به درک حفظ کرامت انسان و حفظ طبیعت به شکل حقیقی آن نیستند. پس جنگ اوکراین گذشته از علل تاریخی ،ایدالوژیک، توسعه اراضی،برتری اقتصاد، وبا انگیره های قومی وزبانی در حقیقت یک جنگ احمقانه است که توسط چند انسانهای در ظاهر با لباس مفشن ودر باطن مملو از احساسات وحشیانه حیوانی پیش برده میشود!چنانچه جنگ شرق اوسط و فشار کشتار و زجر مروم فلسطين در طول چندین دهه،در این جنگ بی هدف فقط تثبیت موقف سیاسی سیاسیون نادان دخیل در جنگ دیگر هیچ راه حل غیر جنگی را آنها در درازمدت نمی بینند، زیرا هنوز متوجه نیستند که بشریت دارای احساس انسانی مشترک هستند که اکثریت صلح را بر جنگ ترجیح میدهند. اما انهایکه از دریچه سیاست دیموکراسی پبش میروند هنوز درک از خواست مفهوم اکثریت ندارند، یعنی اکثریت بشر صلح میخواهند ولی نکتایی پوشان در لباس دیموکراسی واقف از متن دیموکراسی نیستند. برای صلح باید همه مرز های جغرافیایی سیاسی، مذهبی، قومی ،زبانی و ایدالوژیک را درهم شکست وطرح جدید برای جهان بدون قوای عسکری. جهان بدون فابریکه سلاح سازی،جهان بدون مرزو جهان بدون پاسپورت فکرکرد.انسانها ریشه از یک مبدا دارند که آن سمبول، آدم و هوا خوانده شده و پیکرآن از خاک کره مشترک زمین گرفته شده وبا ترکیب از روح مطلق خالق انسان متحرک وزنده به بار آمده.پس انسانها در خانه مشترک یعنی زمین دوباره منحل میگردند! انسانها می آیند ومی روند ولی زمین پایدار باقی می ماند .پس انسان نباید ملکیت خود زمین را بدانند بلکه همین زمین است که انسان را در ملکیت خود دارد.پس جنگ احمقانه بالای زمین و جهت مالکیت آن برای چه ؟
وب سایت نواندیشی به ویب سایت خبری تحلیلی نواندیشی خوش آمدید