چرا تشکیل نهاد دولت و تاسیس اقتدار آن برای شکل گیری و اداره جامعه ضروری است؟ در چه شرایطی این نهاد از مشروعیت برخوردار میباشد؟ اساسا، کدام ساختار سیاسی برای ساماندهی جامعه مطلوبتر است؟ اینها سوالهای پایهای فلسفه سیاسی هستند. آیا میتوان این سوالها را بدون درکی از سرشت انسان پاسخ داد؟تحولات ساختار سیاسی ایران و عملکرد بازیگران آن از جهات مختلف قابل بررسی و نقد است. درک نامتعادل از رابطه بین ساختار سیاسی و سرشت انسان شاید یکی از این جنبهها باشد. صحنه سیاست ایران از یک سو گرفتار استبدادی دیر پا بوده است که علت وجودی خود را در نفس خودخواه و شرور انسان و ضرورت وجود یک قدرت حکمرانی مطلق برای مهار نفس سرکش انسان، تامین امنیت جامعه و رستگاری انسان توجیه میکند. از سوی دیگر، تاریخ ایران شاهد نهضتها وحرکتهای سیاسی آرمانی متعددی بوده است که با درکی رومانتیک ازسرشت انسان غالبا به نتایجی عکس آرمانهای خود منتهی شدهاند. بیشتر بخوانید »
وب سایت نواندیشی به ویب سایت خبری تحلیلی نواندیشی خوش آمدید














