نه میدانیم که چرا آغا حکیم خان شرعی از این ضرورت تاریخی و درعین حال جغرافیاوی تسوید قانون اساسی که آئینه تمام نمایی همه شهروندان و ساکنان این مرزوبوم بوده است مانند کتاب فقهی تصؤرمی کند.درحالیکه تسوید قانون اساسی برای یک کشورکه بیشتر با حیات تاریخی شهروندان آن که در یک قلمرو جغرافیاوی گرم وسرد روزگار را چشیده اند تعلق دارد و درک این حقیقت به خرد و علوم معاصر نیازدارد که با تأسف درک این حقیقت در گفتمان بنیادگرای شریعت مدارطالبانی هیچگونه ارزش وجایگاهی ندارد و جنبش طالبان تدوین قانون اساسی یا تعیین آییننامه برای تنظیم امور کشور را ضروری نمیداند و قرآن و سنت را قانون اساسی دولت اسلامی میشمارد.البته در چنین اوضاع و حال واحوال است که مواقف ضد ونقیض طالبان بر همه شؤون مدیریت سیاسی جامعه افغانستان نیز تأثیر دارد و خیر مقدم و و بر پائی مراسم برای هیأت های از کشورها و یا هم برخلاف حضور طالبان در رخی مجامع سیاسی و دیپلماتیک بلوف ودروغی بیش نیست که حضور هیأت علمای مذهبی کشور ترکیه نیز شامل چنین وضعیت است بیشتر بخوانید »