گـزیده اخبــار

خانه » اجتماعی » ای شهان کشتیم ما خصم برون
ای شهان کشتیم ما خصم برون

ای شهان کشتیم ما خصم برون

همه بیاد داریم که رسول خدا جهاد مسلحانه را جهاد اصغر یا کوچک و جهاد با نفس را جهاد اکبر نامیده است.استواری و ثبات این سخن را همه تاریخ نظامی و حکمت بشری تایید میکند.در عرصه جهاد اصغر یا جنگ مسلحانه به شهادت تاریخ بشری قهرمانان،جنگاوران و فاتحان بزرگ بخوبی درخشیدند اما همه این فاتحان و قهرمانان در میدان جهاد اکبر یا غلبه بر نفس خود سپر انداختند و زانوی ذلت بر زمین زدند و شکست خوردند.

معنی ساده این سخن اینست که فتح جهان در مقایسه با فتح نفس خود امریست کوچک و فاقد ارزش نهایی و فاقد هدف اعلای انسانی.همین غلبه بر نفس یا اوردن انقلاب درونی در خود برترین رسالتی بود که همه پیامبران و حکیمان عالم جهد خود را بر ان نهاده بودند.همان را به بشریت تعلیم میدادند.انتخاب راههای اسان و میان بر و بی زحمت کاریست که بقول شوپنهاور همه انسانها بطور غریزی انرا ترجیح میدهند.چون این کار اسان و ان یکی که دگرگونی در خود اوردن است مشکل است.انسانها همه سهولت طلب اند و از دشواریها می پرهیزند.اعمال زور و خشونت از یکسو بطور طبیعی و غریزی در طرف مقابل  خشونت تولید میکند.این چرخه ایست که از بدو تاریخ خلقت تا کنون چرخیده است.انچه جهاد اکبر نامیده شده است خروج از همین چرخه باطل غریزیست و ورود به عرصه تازه انسانیت و حکمت متعالی انسانی.این بزرگترین نقطه عطف تاریخی و تولد انسان است از نو که محصول خوداگاهی و اراده انسانیست.هانری برگسون همین گذار انسان به مرحله جدید را «جهش نیروی حیاتی تازه » مینامد.ملت افغانستان نسل ها و قرنهاست که گرفتار در همان چرخه باطل خشونت و کنشها و واکنشهای غریزی خام و بدویست.درین منقار زدن و مخلب کشیدن یکدیگر یکی خود را پیروز میداند و این پیروزی را مقدس.دیگری خود را مظلوم میداند و این مظلومیت را بر حق.جهاد اصغر همان واکنش غریزی ایست که دران پیروز مند و شکست خورده هردو بر یک قاعده عمل میکنند ان یکی تاختن می اورد و این یکی دفاع میکند.انکه قدرت و اسباب خشونت بیشتر دارد خود را نیازمند عقلانیت و اخلاق نمی بیند.بر همان قاعده ایکه پیروز گشته است اصرار میورزد.این پیروزی چشم عقلانیت و معنویت را کور میسازد.اوج چنین پیروزی اوج جهالت و بهیمیت است که پیروزی و قدرت جای همه فضایل را میگیرد.راه بازگشت به عقلانیت و تمکین در برابر ارزشهای برین انسانی را می بندد.
از همه زشت تر و مسخره تر اینکه پیروزمند این پیروزی غریزی،بدوی و خام خود را مشروعیت دینی و قداست هم می بخشد تا سبوعیت و خون اشامی اش را تا مرز بینهایت ادامه دهد.این همان جاهلیت و انحطاط بی حد و مرز است.پیروز و شکست خورده هردو یک مشکل دارند که همان اسارت در چرخه کنشها و واکنشهای غریزیست هیچکدام هنوز قادر نگشته اند یکدیگر را در فضای شفاف عقلانیت و همزیستی انسانوار ملاقات کنند. هیچکدام توان بیرون شدن از چرخه واکنشهای غریزی را ندارند.همین نکته ایست که ایمان اگاهانه از انسان میخواهد.هردو به ان جهاد اکبر یا انقلاب درونی نیازمندند.باید ازین چنبره باطل خشونت بدر امد تا در فضای شفاف اگاهی و ایمان چشم بصیرت به یکدیگر بگشایند و در یابند که هردو انسان اند و برادر!

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

بالا