شاید از سادگی ما باشد که کلمات و اصطلاحات را به همان معانی ای بکار میبریم که در فرهنگ لغات امده اند.در حالیکه متفکران و نویسندگان بزرگی چون جورج اورول و ویلیم بلوم بما هشدار میدهند که نباید زبان زمامداران و گردانندگان جهان امروز را به همان صورتی که بکار میروند بفهمیم وگاهی باید عکس انرا باور داشته باشیم.جورج اورول در شرح زبان جدید ساخته توتالیتاریسم امروز میگوید درین زبان راست یعنی دروغ،خوب یعنی بد،ازادی یعنی اسارت و عدالت یعنی ظلم میباشد که باید انرا اموخت.ویلیم بلوم نویسنده منتقد امریکایی میگوید باید زبان زمامداران امریکا را یاد بگیریم تا نومید نشویم. وقتی امریکا بشما میگوید دیموکراسی باید منتظر یک دیکتاتوری خونخوار باشید،وقتی گفت ازادی باید بدانید که اشغال خواهید شد،وقتی میگوید صلح منتظر جنگ و بمباران خود و شهر هایتان باشید و وقتی میگوید حقوق بشر باید بپذیرید که شما ادمهای درجه دوم و کم قیمتی هستید، اگر گفت برابری تبعیض و اپارتهاید را ازان بفهمید.این متفکران و دیگر صاحبنظران نظیر اینها اینرا مکرر بما یاداوری کرده اند اما ما گویی هنوز انرا نیاموخته ایم.راستش را بپرسید همین سخن ارجمند و عبرت اموز را قرنها قبل کلیله و دمنه و عبید زاکانی نیز در حکایت منطق گرگ و میش در کنار جوی اب بما گفته بودند ،انگار ما قصد فهمیدن نداریم.همینطور زیگموند فروید روانکاو معروف با دید ژرف و زیرکانه در رفتار ادمیان بویژه معاصران خودش میگوید*میان خوی مدنیت و بربریت در انسانها یک پرده بسیار نازک فاصله است که با اندک ازمون و بهانه ای دریده میشود و از پس نقاب دلربای مدنیت یکباره بربریت مانند اتشفشان سربر می اورد.*اینک ما در روزگار عجیبی که زندگی میکنیم تمام حقیقت سخنان این دانشمندان را مشاهده می کنیم.امروز گویی همه اصول و ارزشهای بزرگ بشری را که باور کرده بودیم در مقابل چشمان ما وارونه شده اند.زمامداران و گردانندگان جهان امروز گویی پوستین انسانیت را برعکس بر تن نموده اند.همه تناقضاتی که انتظار شان را نداریم در پیش روی ما رخ می دهند.همه ارزشها برعکس شده وهمه پرنسیبها بی اعتبار گشته اند.دنیای عجیبیست،عجیب برای انکه ان چیز هایی که خوش نداریم و توقع رخ دادن شان را نداریم،با طبیعت و فطرت سالم انسانی ما ناسازگارند رخ میدهند.
ما از متمدنان و مافوقان مدرن توقع نداشتیم بگویند دیموکراسی و حقوق بشر اما همه مدعیان ازادی و حقوق بشر مانند گله سگهای شکاری یکجا با اسراییل فاشیستی و اپارتهاید ان با تمام نیرو در قتل عام و نسل کشی اسراییل شریک شوند اما اینکار انجام شد و هنوز هم جاریست.اینها از دیموکراسی و عدالت بما درس میگویند اما شرارت و بربریتی را که اتیلا و چنگیز نکرده بود میکنند.اینها از برابری بشر و حقوق برابر انسانها سخن میگویند اما از نژادپرستی و درنده خویی رژیم اپارتهای اسراییل حمایت میکنند.از خودارادیت و ازادی ملتها میگویند اما کشور اباد و ازاد عراق را بدون هیچ دلیلی ،به اعتراف خود شان،ویران و متلاشی ساختند.سوریه را به ویرانه بدل کردند. لیبیا و نظام سیاسی انرا از هم پاشیدند و اختیار چاه های نفت را در دست معامله گران تروریست خود سپردند.گفتند ما در افغانستان نظام سیاسی همه شمول و دیموکراتیک میسازیم اما دیدیم که با طرح و نقشه همه کشور و مقدرات انر بدست تروریستان سپردند.همه رویداد های که یکی پی دیگر می ایند معنی سخن فروید و ویلیم بلوم را بما اثبات میکند.ما در ادبیات رایج و منطق سلیم انسانی نمیتوانیم بپذیریم که دیموکراسی و اپارتهاید و نسل کشی با هم و در کنار هم باشند.کسی نمیتواند بپذیرد که اسراییلیان انسان های متمدنند و فلسطینیان نیمه انسان نیمه حیوان اند.در کشور های غربی متمدن وقتی یک مسلمان گوسفندی را ذبح میکند متمدنان غوغا برپا میکنند که اینها بیرحم و دین شان بیرحمانه است اما قصابی کردن صد ها فلسطینی را بطور روزانه از ۹ ماه به اینطرف بدست سربازان فاشیست اسراییل با بی تفاوتی تمام تماشا میکنند و انرا بی رحمانه و وحشیانه نمیدانند.حقوق بشر از ازادی و برابری همه انسانها سخن میگوید اما دنیای متمدن منطق اسراییل در نابرابر بودن فلسطینیها با دیگران را پذیرفته اند و بی دغدغه انرا تحمل میکنند.چهره واقعی و تمام عیار بربریت که همه خصال یک جانور خونخوار را در خود دارد و جهان ازو اظهار انزجار نموده است یعنی نیتانیاهو نخست وزیر اسراییل همین اکنون در کانگره امریکای متمدن و طلایه دار دیموکراسی با گرمی و هلهله تمام مورد استقبال قرار می گیرد.زمامداران امریکا و طلایه داران دروغین دیموکراسی هم اکنون به ریش همه بشریت می خندند.
وب سایت نواندیشی به ویب سایت خبری تحلیلی نواندیشی خوش آمدید