چهار سال پس از بازگشت طالبان به قدرت، افغانستان همچنان در انزوای سیاسی و اقتصادی به سر میبرد. برخلاف وعدههای اولیه طالبان برای فاصله گرفتن از الگوی دهه ۱۹۹۰، حکومت موقت این گروه نتوانسته است اعتماد جامعه جهانی را جلب کند و امروز مسئولیت وضعیت موجود به طور کامل بر عهده رهبری طالبان است.
طالبان پس از تصرف کابل در آگست ۲۰۲۱، نقشهراهی را اعلام کردند که شامل عفو عمومی، تشکیل دولت فراگیر اسلامی، احترام به حقوق زنان در چارچوب شریعت، آزادی رسانهها و تضمین عدم استفاده از خاک افغانستان علیه دیگر کشورها بود. آنان همچنین وعده دادند روابط سازندهای با جهان برقرار کرده و از آموزش و بازسازی حمایت کنند.با این حال، این وعدهها به سرعت نقض شد: دولت موقت ساختاری انحصاری پیدا کرد، زنان و دختران از آموزش و کار محروم شدند، رسانهها محدود شدند، گروههای افراطی فعال شدند و افغانستان در انزوای دیپلماتیک باقی ماند.
اکنون تعامل جامعه جهانی با طالبان تنها به کمکهای بشردوستانه و کنترل مهاجرت خلاصه میشود. کشورهای اروپایی نیز بیشتر از بیم موج مهاجرتی به گفتوگو با طالبان تن دادهاند. اما با وجود گذشت چهار سال، طالبان هیچگاه نتوانستهاند مشروعیت بینالمللی یا حسن نیتی پایدار به دست آورند.
عدم دعوت افغانستان به اجلاس اخیر سازمان همکاری شانگهای در چین بار دیگر جایگاه مبهم طالبان را نشان داد. افغانستان عضو ناظر این سازمان است، اما وزیر خارجه طالبان، امیرخان متقی، به اجلاس دعوت نشد. محدودیتهای سفر رهبران طالبان طبق قطعنامه ۱۹۸۸ شورای امنیت همچنان پابرجاست و حتی سفرهای منطقهای متقی نیز با مشکل مواجه شده است.برخی ناظران این اقدام را نتیجه نارضایتی چین و پاکستان از عدم پایبندی طالبان به تعهداتشان در مقابله با گروههای تروریستی میدانند.
یکی از نقاط پرتنش اخیر، لغو قرارداد ۵۴۰ میلیون دلاری استخراج نفت در حوزه آمو دریا با شرکت چینی CAPEIC بود. این قرارداد که در اوایل ۲۰۲۳ امضا شده بود، مستلزم سرمایهگذاری ۱۵۰ میلیون دلاری در سال نخست بود. طالبان در حالی آن را فسخ کردند که اکنون به دنبال جذب شرکتهای آسیای مرکزی برای همان پروژهاند؛ اقدامی که تردیدها درباره قابلیت اعتماد آنان را افزایش داده است.
افغانستان منابع طبیعی و معدنی غنی، زمینهای کشاورزی و ظرفیتهای آبی قابل توجهی دارد. طالبان کوشیدهاند این منابع را به ابزار دیپلماتیک و اقتصادی تبدیل کنند، اما پایبند نبودن به معیارهای بینالمللی و تداوم سیاستهای سختگیرانه داخلی مانع اصلی است.حتی همسایگان افغانستان ـ از آسیای مرکزی تا چین و پاکستان ـ با وجود منافع خود در ثبات این کشور، از گسترش همکاری با طالبان پرهیز میکنند.
اروپا و برخی کشورها صرفاً برای جلوگیری از بحران مهاجرت یا فروپاشی داخلی با طالبان تعامل دارند. اما این پرسش همچنان مطرح است: اگر افغانستان دوباره وارد جنگ داخلی شود، طالبان به کدام سو خواهند رفت؟ آیا بار دیگر به نیروی شبهنظامی همپیمان القاعده و سایر گروههای افراطی تبدیل خواهند شد؟
فشارها تنها از سوی ایالات متحده اعمال نمیشود؛ چین نیز نسبت به آینده همکاریهای اقتصادی با طالبان تردید دارد. حذف افغانستان از طرح «کریدور اقتصادی چین ـ پاکستان» (CPEC) و تجربههای ناکام اولیه، بیاعتمادی پکن را افزایش داده است. نشستهای سهجانبه اخیر میان افغانستان، چین و پاکستان نیز نتوانسته اطمینان کافی ایجاد کند.
برخی رهبران طالبان میدانند که تعامل معنادار با جهان تنها از مسیر اقتصاد ممکن نیست، بلکه نیازمند تغییرات سیاسی و اجتماعی است. اما پرسش اصلی این است که آیا رهبری طالبان، بهویژه ملا هبتالله، اراده یا توان پذیرش چنین تحولی را دارد؟اگر پاسخ منفی باشد، افغانستان همچنان در انزوا و بحران باقی خواهد ماند؛ مردمی گرفتار در رنج، و کشوری که فرصتهای توسعهاش یکی پس از دیگری از دست میرود.
وب سایت نواندیشی به ویب سایت خبری تحلیلی نواندیشی خوش آمدید