گـزیده اخبــار
خانه » اجتماعی » فن تناقض گوئی های خلیلزاد !
فن تناقض گوئی های خلیلزاد !

فن تناقض گوئی های خلیلزاد !

یکی ازابزارهای قدیمه که کاربردهای مختلف و مجربی  درطول تاریخ داشته ودارد” دروغ گوئی و تناقض گوئی ” است که متأسفانه تا اکنون هیچ تحقیق دقیقی در باب چگونگی اختراع و تولید آن نه شده است وگمان نداریم که نسخه ای ازین ماده  کثیف درانبارخانه های جهان یافت شود.البته درتاریخ معاصر بشر و در میان آدمیان نمونه های زیادی ازدروغ گویان و تناقض گویان به مشاهده میرسند نخستین تناقض گو که به دروغ و فریب در میان آدمیان شهرت دارد همانا ابلیس یا به عبارتی ” شیطان ” نامیده میشود اما همین شیطان وقتی در رگ رگی از آدمیان و زمینیان نفوذ میکند لباس آدمیت برتن میکند و به اغوا و فریب عوام الناس می پردازد . در عصر ما و در میان نسل معاصر آدم نمائی به اسم زلمی خان معروف به خلیلزاد مصداق عینی این تناقض گوئی وکذب شمرده میشود.اینکه چند نفر دیگر از این پروژه نان می خورند به درستی نه می دانیم اما میدانیم که احتمالأ سازمان های مافیائی که معتاد برمفتخواری گشته اند همد ست دلال آدم نمائی بنام زلمی خلیلزاد میباشند  . اینکه دلال خلیلزاد علی الرغم اتکأ به سیاست مجهولِ  سترواخفأ به عنوان یک مار مولک درهرکجای زمین حضور دارد شکی نیست و در این هم شکی نیست که خلیلزاد همین حالأ هم به نحوی از انحأ با استفاده از وسائل ارتباط عامه بویژه ایکس یا همان تویتر سابق در دفاع از جنگجویان طالب درافغانستان قلم فرسائی می کند و گاهی به زبان کوتاه و مجعول مطالب می نویسد از همان روزی که ملتفت شدیم برخی از عناصر گروه طالبان از دیر بدینسو حتی از همان دوره اول امارت  که چندین تن از جوانان وابسته با طالبان  با دلالی ملا عبدالغنی برادر و تلاش زلمی خلیلزاد سهم دار بزرگ  شرکت بین المللی نفت وگاز یونو کال Unocal در پوهنتون نبراسکای  ایالات متحده امریکا با مصرف این شرکت به آموزش در بخش تیلی کمونکشن مشغول بودند با خود گفتیم اگر زنده ماندیم  حتمأ سبیل و بروت ها ی   مارمولک خلیلزاد را دود میزنیم ! قضیه گذشت و در افغانستان  خونین نیز پاچا گردشی ها آغاز شد و می دیدیم که  درحوادث پس از یازدهم سپتامبرنقش و رول زلمی خلیلزاد نسبت به هر زمان دیگر برجسته تر می گردید                   

بویژه آنگاه که در کنفرانس تاریخی بن عقاب زلمی خلیلزاد بر سر حامد کرزی نشست و توانیست برای افغانستان یک مهره مورد نظر خود را در یابد .جالب و شگفت انگیز آنگاه است که برای نخستین بار در تاریخ ایالات متحده امریکا  زلمی خلیلزاد یک شهروند امریکایی افغان تبار بحیث سفیر و نمائنده فوق العاد رئیس جمهور  امریکا در افغانستان کشوری که در آن به دنیا آمده و از گزند حوادث روزگار به امریکا مهاجرت نموده منصوب می گردد .هرچند در کشور عراق برای ریاست حکومت انتقالی پل برمر، نماینده تام الاختیار «جورج بوش» در عراق پس از اشغال این کشور از سوی آمریکا بود که به عنوان رئیس حکومت ائتلاف موقت عراق تعیین شده بود و جاگزین جنرال جی گارنر، جنرال بازنشسته امریکا سابق رئیس دفتر بازسازی و کمک‌های انسان‌دوستانه (ORHA) گردید که با انحلال این دفتر و تشکیل حکومت ائتلاف موقت در سال ۲۰۰۳ میلادی گارنر به عنوان نخستین رئیس اجرایی این حکومت انتخاب شد ومردم عراق با وجود مداخلات خصمانه کشور های همسایه توانیستند در راستای  منافع ملی مردم عراق بیشترین بهره  را ببرند در حالیکه  برای  افغانستان  زمام امور هرچند به ظاهر توسط  حامد کرزی  اجرأ می شد اما در واقیعت زلمی خلیلزاد یک امریکائی افغان تبار و از سهمداران بزرگ شرکت بین المللی نفت وگاز یونو کال Unocal در جامه سفیر و نمائنده فوق العاده همچون وایسرایی امریکا یی اجرای وظیفه میکرد واین مهره افغان تبار امریکایی بنیاد انهدام کشور باستانی و تمدنی افغانستان را گذاشت و میتوان گفت که امروز و فردا هر آنچه که بر افغانستان سپری میگردد و یا هم اعمال شود مسؤلیت اجرای آن مستقیمأ بردوش خلیلزاد این مهره افغان تبار امریکایی میباشد .

هیچکسی نه میداند که عمران خان که قهرمان بازی های کرکت بود در انهدام کشور افغانستان بصورت آگاهانه سهم گرفته باشد ولی از آنجائیکه پروژه سقوط و فروپاشی افغانستان درست در زمان نخست وزیریی عمران خان کلید خورد و ایشان در تبانی با زلمی خلیلزاد تلاش کرد تا حاکمیت تازه به قدرت رسانده شده طالبان را با استفاده از قدرت نخست وزیری در پاکستان اقلأ توسط چند کشور اسلامی برسمیت شناخته شود که برای تحقق این هدف مافیائی تدویر اجلاس کنفرانس کشور های همکاری های اسلامی را به جایی ریاض دراسلام آباد برنامه ریزی نمود و عمران خان و زلمی خلیلزاد قصد داشتند که با برگزاریی اجلاس کشورهای اسلامی امارت طالبان اقلأ توسط چند کشور اسلامی برسمیت شناخته شود و سپس کشور های همسایه مانند چین ، روسیه ، ازبکستان ،ایران وترکمنستان  بدان متوصل خواهند شد اما اجرای این عمل مستلزم اخذ موافقت ارتش پاکستان بود که در تسوید و امضای  معاهده دوحه نقش اساسی داشت وطبیعی است ارتش پاکستان که نگهبان تاریخی عمق استراتیژیک آن کشور نامیده میشود اصولأ با برگزاریی کنفرانس اسلامی در اسلام آباد راضی نبود اما مطابق احکام قانون اساسی پاکستان نخست وزیر کشور حق دارد  تا در مواقع لازم برای برگزاریی چنین کنفرانس ها اقدام کنند اما برای اینکه کنفرانس همکاری های کشور های اسلامی به غایه و هدف اصلی برگزاریی کنفرانس که برسمیت شناختن امارت طالبان بود توصل نه یابد یکروز قبل از تدویر کنفرانس در اسلام آباد ولایت کنر افغانستان که هم مرز با پاکستان است و در آن از سالهای سال بدینسو جنگجویان تحریک طالبان پاکستان TTP منجمله مولوی فقیر الله معاون تحریک طالبان پاکستان TTP که با نخستین ؤرود طالبان به کابل از زندان پلچرخی آزاد ساخته و در ولایت کنر جابجا شده بود چندین موشک دور برد را به ولایت کنر پرتاب و هواپیمایی بدون سرنشین منزل مولوی فقیرالله را مورد حمله قرار داد . البته هدف از ین عملیات بیشتر جلوگیری  از  برسمیت شناسی طالبان توسط برخی کشور های عضو کنفرانس همکاری های کشور های اسلامی بود که به تصؤر مجریان اصلی این گردهم آئی اقلأ تا ده کشور عضو این کنفرانس وعده نموده بودند تا طالبان را به عنوان حکومت مشروع در افغانستان برسمیت بشناسند . ولی این موشک باران ارتش پاکستان بر مراکز عملیاتی تحریک طالبان پاکستان TTP سبب گردید  تا برنامه برسمیت شناسی امارت طالبان توسط برخی اعضای کنفرانس همکاری های کشور های اسلامی خنثی گردد .

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

بالا