
دین اسلام تمدن بشریت را شکل داده است.اسلام فقط یک مذهب نیست بلکه یک طریقه کامل زندگیست.اسلام جنگها،استعمار،انقلاب و چالشهایی مدرن را تحمل و پشت سر گذرانده است.هنوز قدرتمند و پرتحرک باقی مانده و رشد میکند.به هرجایی از جهان که بروید از خیابانهای جاکارتا تا صحاری عربستان سعودی ،از شهر های اروپا تا کشور های همجوار امریکا اسلام در حال عروج است نه از طریق زور بلکه بوسیله تعهد و وفاداری.همینگونه از طریق شفافیت و نظم اخلاقی انکار ناپذیرش.درین اواخر بسیار مردم خارج از جهان اسلام به این حقیقت اعتراف نموده اند.کسانیکه یک موقع شکاک و منتقد بوده اند اکنون متوجه این امر بسیار مهم شده اند.یکی ازینها ایلان ماسک است.من نزد خود با سخنان ایلان ماسک مباحثه زیاد نمودم.چندین بار در مورد بیلیونر ها،بیعدالتیها و حقوق کارگران با او تبادل نظر نمودم.وقتی شنیدم اخیرا سخنانی در مورد اسلام اظهار نموده اعتراف مینمایم که در برابر این سخنانش لحظه ای ساکت ماندم.چون انچه او میگوید از روی سیاست نیست و نه از سر منفعت و یا خودخواهی.این سخنان از روی یک درک اوست.ایلان ماسک گفته است که اگر قرار باشد بشریت زنده بماند این زنده ماندن بوسیله ایمان ممکن است و یگانه مذهبی که توان نگهداری تمدن را دارد اسلام است.او گفته است دسپلین،ساختار،تعهد و عشق به حقیقتی که در اسلام است میتواند بشریت را هدایت نماید وقتیکه تکنولوژی ،علم و حرص درینکار ناکام مانده است.من بعنوان کسیکه همه عمرم را برای عدالت مبارزه کردم ،صرف نظر از همه سروصدا ها و تبلیغات دروغ ،نمیتوانم این حقیقت را نادیده بگیرم.اسلام به عدالت و برابری توجه زیاد نموده است.اسلام از حسابدهی و مسوولیت در برابر یک قدرت مافوق بشریت را انذار میدهد.وقتی من به جهان امروز مینگرم که متفرق،سرخورده و نومید گرفتار یک نظام مصرفی گردیده که فقط برای قدرت و ثروت میجنگد اهمیت این سخنان ماسک را در می یابم.من درک میکنم چرا ایلان ماسک چنین سخنانی را گفته است.ما تماس خود را با ان اصلی که ما را انسان میسازد از دست داده ایم که همان منبع معنوی ماست.ما در عصر ماشین زندگی میکنیم اما روح خود را فراموش کرده ایم.ما از ازادی تجلیل می کنیم اما مسوولیت خود را فراموش کرده ایم.ما دنبال لذت هستیم اما صلح را از دست داده ایم.اسلام مخالف پیشرفت نیست بلکه به تعادل دعوت میکند.به بشریت تذکر میدهد که بدون دسپلین اخلاقی همه تکنولوژی به سلاح کشنده بدل میگردد.بما میگوید بدون محبت ازادی به اشفتگی و لا ابالی گری منجر میشود.محمد پیامبر که رحمت بر او باد یک جامعه ایرا ساخت که جهان را از نو تعریف می نمود.یک جامعه ایکه ثروتمندان دران نمیتوانند ضعیفان را استثمار نمایند.در همان زمان به زنان حقوقی داده شده بودکه بقیه جهان منکر کرامت زنان بودند.دران جامعه نژاد،رنگ پوست و طبقه در پیشگاه خداوند معنی نداشت.این جامعه بر مبنای ایمان ساخته شده بود نه بر اساس ثروت.بر اساس دسپلین استوار بود نه غرور ،زورگویی و گستاخی.به نظر من اینها دلایلی اند که ایلان ماسک ازانها سخن میگوید.بشریت امروز دوباره بدنبال ان هماهنگی و تعادل است.من سالها با مردمان عادی در سراسر جهان در تماس بوده ام .من با مسلمانانی ملاقات نموده ام که در اردوگاههای پناهندگی زندگی میکردند و همان یک وقت غذایی را که داشتند با دیگران قسمت میکردند..من با خانواده های مسلمان در امریکا ملاقات کرده ام که قبل از طلوع افتاب بیدار میشوند تا نماز بخوانند و برای روزی که در پیش دارندسپاس خداوند را بگویند.حتی در مواقعی که زندگی برایشان سخت است.من درانها یک ارامش را مشاهده کرده ام که با هیچ پولی خریدنی نیست.اسلام نوید صلح میدهد ،خودخواهی را مهار میکند و یاداوری مینماید که این جهان موقت است.فقط حقیقت،محبت و عدالت جاودانه است.همینهاست که برای من بیدارگر اند.اسلام در برابر هرگونه حملاتی که به ان شده و هر تهمتی که بسویش پرتاب شده مقاوم و زنده مانده است.امپراطوریها امده و رفته اند،ایدیولوژیها امدند و ناپدید گشتند.اسلام هنوز باقی مانده است.چرا؟چون اسلام بر روند های سیاسی بنا نیافته است.بر حقیقت متکیست.به انسانها میگوید کی هستند و از کجا امده اند و هدف شان چیست.هنگامیکه میلیونها انسان راه شان را گم کرده اند اسلام جهت زندگی را به انها نشان میدهد.در زمانه ایکه مردم گرفتار اضطراب اند و سرگردان اسلام به انها اهنگ زندگی و وحدت را نشان میدهد.وقتی یک شخصی مانند ایلان ماسک که خود نماد علم ،نواوری و پیشرفت است به این حقیقت اعتراف میکند.ما باید به دقت به سخنان او گوش دهیم.او یک واعظ مذهبی نیست.او مردیست که بشریت را از یک فاصله نظارت میکند.از ماهواره ها و الگوریتم او دریافته است که انسانها نمیتوانند بدون اعتقاد و کد های اخلاقی متعالی زندگی کنند.به این دلیل است که سخنانش در مورد اسلام ارزش زیاد دارند.او میگوید که اسلام چیزی دارد که جهان مدرن فاقد انست که همان دسپلینهای معنویست.درین مور فکر کنید.مسلمانان هر کاری داشته باشند پنج بار در روز انها را متوقف میکنندتا با خدای شان تماس برقرار نمایند.در وسط کار ،تجارت و در وسط اشوب اینکار را میکنند.لحظه ای توقف میکنند و خدای خود را بیاد می اورند.بخدای خود میگویند من مرکز جهان نیستم من فقط بنده یک قدرت بزرگم.این قدرت است.این کنترول نفس است.این ازادی از توهمات خودخواهیست.من معتقدم که جهان مدرن به ان ضرورت دارد.غرب به ان ضرورت دارد.ما جای تامل و مراقبه را به مشغولیت ها و مصروفیتهای بیرونی داده ایم.بجای جمعیت به انزوا پناه برده ایم و بجای سپاسگزاری به حرص چنگ زده ایم.نتیجه اش یک جامعه ایست که احساس پوچی میکند.در مقابل اسلام به هر عملی که انجام میدهیم معنی میدهد از کسب روزی حلال گرفته تا نفقه به همسایگان.علم را به اخلاق پیوند میدهد،ایمان را به عقلانیت و پیشرفت را با هدف زندگی.ایلان ماسک میگوید «اینده متعلق به کسانیست که دارای نظم و انسجام اند.»
او درست میگوید برای اینکه تکنولوژی بدون ارزش ما را ویران میکند.هوش مصنوعی میتواند همه چیز را حساب نمایدمگر وجدان انسانی را.اسلام به انسان وجدان میدهد.بقدرت جهت و هدف میدهد،به دستگاه قضایی ترحم و به پیروزی تواضع میدهد.اسلام نمیگوید پیشرفت را متوقف کنید،میگوید همراه با پیشرفت انسجام و تمامیت انسانی داشته باشید.وقتی ایلان ماسک بعنوان نماد برتر پیشرفت مدرن میگوید اسلام کلید بقای بشریت را در دست داردیک سخن اتفاقی نیست بلکه از روی اگاهیست.این سخن بیدارگر است.مردم می بینند که جهان مادی ولو هرچه پیشرفته باشد نمیتواند جای حقیقت معنوی را بگیرد.شما میتوانید ماهواره هایی برای فرستادن به مریخ بسازسد اما نمیتوانید بدون ایمان صلح را بیاورد.میتوانید میلیونها دستگاه را با هم وصل نمایید اما نمیتوانید بدون ایمان قلب ها را بهم پیوند دهید.فکر میکنم زمان ان رسیده است که بشریت دوباره به اسلام توجه کنند.نه از روی ترس و سخنان کلیشه ای بلکه از روی اگاهی و فهم.به نظام اخلاقی اسلام بنگرید به ترحمی که داردو قدرتی که دران نهفته است خواهید دانست که چرا اسلام نه تنها زنده و مقاوم است بلکه حتی در زیر فشار ها و حملات باز هم رشد میکند.مردمیکه به دین اسلام رو می اورند نه از روی جبر است بلکه برای اینکه حقیقتی را دران می یابند که جوابی به پوچی عصر جدید است.سخنان ایلان ماسک به من یاداور گردید که حتا عقلانیت گراترین مغز ها ضرورت ایمان را در می یابند.وقتی ماهر ترین اشخاص در زمین به گمشده معنوی انسان اعتراف میکنند شاید وقت ان باشد که به او گوش دهیم.وقت انست که بدانیم که ایمان علم،دسپلین و ترحم را باهم پیوند میدهد.اسلام بما می اموزد که دانش بدون حلم خطرناک است.این همان درسیست که امروز ما به ان ضرورت داریم.ما قدرت تغییر جهان را داریم اما فقط انوقت که قدرت را به حقیقت اخلاق پیوند دهیم.این همان موهبتیست که اسلام بما میدهد.همان موهبتی که ایلان ماسک انرا دیده است.این چیزیست که من در موقعیتی که قرار دارم نمیتوانم انکار نمایم.بشریت به هماهنگی و توازن ضرورت دارد.هماهنگی میان عقل و روح و میان نواوری و وجدان.اسلام میتواند همین توازن را ایجاذ نماید.اگر ما عقلانیت داشته باشیم باید تمسخر به اسلام را متوقف نماییم برعکس ازان باید بیاموزیم.وقتی من به ایلان ماسک گوش میدهم که در مورد اسلام سخن میگوید چیزی در قلب من دگرگون گشته است.من درک کرده ام که از سالها به اینسو غرب در مورد یک جامعه ایمان محور و با انضباط در جهان گرفتار غلط فهمی شده است.ما اسلام را با القاب و عناوین تقلیل داده ایم.انرا با سخنان و اظهار نظر های کلیشه ای ساده ساخته ایم.اینک ایلان ماسک یکی از درخشان ترین مغز تکنولوژیک دوران ما سخن بسیار عمیقی را بیان میکند.او گفت اسلام دارای یک تمامیت ساختاری تمدنی میباشد.با خود گفتم یک لحظه تامل کن.منظور او چیست؟منظور او اینست که اسلام فقط یک مذهب نیست.اسلام یک چهارچوبیست و یک طریقه ای از زندگی که جامعه را بر مبنای پرنسیبها شکل میدهد از قبیل خوبی، انضباط نفس و جوابگویی در برابر خدا.این امر بسیار قدرتمندیست.وقتی قران را میخوانید،حتا بصورت سطحی،شما ارزشهایی را از قبیل عدالت،برابری اقتصادی،جهت بخشی به زندگی دران می یابید.اسلام معنویت را از امور اجتماعی جدا نمیکند.میگوید نماز بخوانید بلی همینطور بشما میگوید از فقرا مراقبت نمایید،گرسنگان را خوراک بدهید و ستم دیدگان را ازاد سازید.اینجا بود که من مرز مشترک میان فلسفه سیاسی و بنیاد معنویت در اسلام را دریافتم.ایلان ماسک به معنی سنتی یک مرد مذهبی نیست اما او یک مرد پرنسیب هست.او سیستمها را مطالعه میکند .وقتی یک شخصی مانند او می گوید اسلام بعنوان یک قدرت اخلاقی جهانی دوباره اوج خواهد گرفت ما باید به این سخن گوش دهیم برای اینکه او این سخن را از روی اعتقاد نمیگوید بلکه از روی نظارت و عقلانیت میگوید.او متوجه و ناظر تغییر فرهنگ های اطلاعاتی و داده ها از یکسو و گرایشهای مردم از سوی دیگرست.همینطور او ناظر رخوت و فرسودگی اخلاق در غرب است.او متوجه است در حالیکه تکنولوژی در حال پیشرفت است خلای معنویت نیز در حال افزایش است.مردم تشنه معنا اند.از مصرف زدگی و زندگی در چرخه دلهرگی و بی هدفی خسته اند.اسلام به انسان یک طرح و نقشه ارایه میدهد و طریقه بنیادین زندگی را نشان میدهد که او را به یک امر مافوق متصل مینماید.من بشما میگویم چیزیکه بیشتر از همه مرا تکان داد اینبود که ایلان ماسک گفت چگونه اسلام سیستم خانواده را مقدس میشمارد.در غرب نظام خانواده در حال از هم گسیختن است.تنهایی همه گیر شده است اما در اسلام وحدت،احترام ،توالی زندگی معنی دار میان نسلهای مختلف و تداوم میان انها وجود دارد.والدین احترام شده و از بزرگسالان مراقبت صورت میگیرد.اینست تمدن در زلال ترین صورت ان.وقتی ایلان اینها را گفت من با خود فکر کردم شاید پیشرفت بدون هدف به هیچصورت پیشرفت دانسته نمیشود.ببینید،ما اغلبا از اتوماتیزه شدن زندگی و هوش مصنوعی سخن می گوییم و همچنین سکونت در مریخ.در مورد اجتماعات اخلاقی چرا سخن نمیگوییم؟
در مورد روح انسان؟و اینده بدون انسانیتی که در حال ساختن انیم؟درین موارد هیچ چیز نمی گوییم.چون انچه ما را انسان میسازد فراموش کرده ایم مثل ایمان، تواضع و عدالت.تعلیمات اسلام مستقیما ازین کمبود ها سخن میگوید.به مردم می اموزد که با اگاهی از خالق هستی زندگکی نمایند.اگاهانه عمل نمایند و برای حقیقت ایستادگی نمایند حتا انوقتی که همگان ازان اگاهی ندارند.ایلان ماسک چیزی دیگری گفت اینکه اینده متعلق به جوامعیست که به نظم و معنی زندگی احترام بگذارند.خوب فکر کنید.او نگفت پول،نگفت قدرت بلکه گفت نظم و معنا.این همان چیزیست که اسلام نماینده انست.دسپلین و عبادت.نظم در زندگی و معنی در عمل.اینگونه است که تمدنها باقی می مانند.چیزی برایتان بگویم من با جوانان مسلمان در همین امریکا دیدار داشتم که انجنیران،معلمان و دکتوران بودند انها این قدرت خاموش را در خود دارند.در پی شهرت و ثروت نیستند.در پی هدف اند.در ماه رمضان روزه میگیرند، خیرات میدهند.در این مبارزه معنوی صبح زود بیدار میشوندتا نماز بخوانند.این قدرت است.این عزم و اراده است.این چیزیست که جهان به ان نیاز دارد.وقتی ایلان ماسک مردیکه سفینه های فضایی میسازد میگوید ساختار اسلام قدرت بقای فوق ایدیولوژیهای غربی را دارد.این یک تخیل نیست .این سرنوشتیست که داده های الگوریمی ازانها سخن میگویند.او ناظر رشد نفوس،نرخ تعلیم و تربیت و حفظ ایمان در جوامع مختلف است.حقیقت اینست که اسلام نه تنها از نظر نفوس بلکه از نظر تعهد به ایمان نیز در حال رشد است.مردم دینی را به دلایل فرهنگی اختیار نمیکنند بلکه به دلیل وضاحتش{دین مبین}به ان میگروند.انها در اسلام چیزی می بینند که زندگی مدرن فاقد انست و ان هدف و جهت در زندگیست.اینکه شما کی هستید و چرا وجود دارید.من راستش را برایتان بگویم ازین نکته ها تکان خوردم.من دهه ها زندگی ام را صرف مبارزه برای عدالت،برابری و خوبی نمودم د ر حالیکه اسلام از ۱۴ قرن به اینسو ایها را تعلیم میدهد.سود خواری،استثمار و برتری نژادی هیچکدام دران نیست.همه در کنار یکدیگر شانه به شانه در نماز می ایستند .بیلیونر ها و کارگران همه در برابر خدا برابرند.این یک امر انقلابیست.قرار بود دیموکراسی چنین باشد.شاید هدف ایلان ماسک هم این بود.وی گفت اسلام اینده اخلاقی را شکل خواهد داد.زیرا جهان نمیتواند فقط بر الگوریتم بقا داشته باشد.ما به اخلاق ضرورت داریم ،ما به تواضع ضرورت داریم و ما به ایمان ضرورت داریم و همینطور ما به یک قطبنما ضرورت داریم.اسلام اینها را دارد .من نمیگویم همه باید به این دین بگروند .نکته اصلی در اینست که ما هرجا عقلانیت را دیدیم باید به ان اعتراف نماییم.برای درک این نکته که همه امپراطوریها زوال یافتند اما اسلام همچنان باقیست باید گفت که اسلام متکی بر حقیقت تزلزل ناپذیر است.زندگی هدف دارد.عدالت اهمیت دارد.این غرور و گستاخیست که تمدنها را ویران میسازد.وقتی ایلان ماسک میگوید«غرب موتور اخلاقی خود را از دست داده است.»من هم اینرا احساس مسکنم.او درست میگوید.ما معنویت را در برابرفرهنگ مصرفی از دست داده ایم.ما منافع شخصی را به یک مذهب بدل ساخته ایم.اسلام بما میگوید پیروزی در ثروت نیست.این صداقت و راستی و ارامش قلبیست که پیروزی می اورد همینطور خدمت به دیگران.باید اعتراف نمایم که این سخنان مرا تکان داد .زیرا برای سالها تصور میکردم که پیشرفت فقط اقتصادیست.فکر میکردم فقط با توزیع ثروت میتوانیم جامعه را استحکام بخشیم.شاید انچه را گم کرده ایم پول نیست بلکه معنای زندگیست.شاید ما ضرورت داریم خدا را دوباره کشف نماییم قبل ازینکه خود راویران سازیم.من می بینم چگونه اسلام هردو جهان را تعادل می بخشد.مادی و معنوی را.این یک هارمونیست .میتوانید سخت کوش باشید اما باید متواضع باشید.وقتی ثروت را کسب می کنی باید بدهی.سازندگی داشته باش اما بدان که کی این توانایی را به تو داده است.
این نوع پیشرفت پایدار خواهد بود،این تمدن است همراه با وجدان.ایلان ماسک پیشبینی میکند که تا سال ۲۰۵۰ جوامعی با اکثریت مسلمان اهرم های ثبات فرهنگی در جهان را در اختیار خواهد داشت.این مساله فقط یک عامل دیموگرافیک نیست بلکه مرکزیت ثقل اخلاقیست.وقتی همه چیز فرو میریزد انکس که متمسک به حقیقت است مرکزیت را خواهد داشت.فکر میکنم هم اکنون این امر در حال رخ دادن است.من هیچگاه فکر نمیکردم چنین سخنانی را اظهار نمایم اما در می یابم که عروج دوباره اسلام هیچ خطری برای جهان نخواهد داشت.این یک بیدارباش است که بما یاداوری میکند که قدرت فاقد پرنسیبهای انسانی محکوم به فروپاشیست.اگر اینده متعلق به کسانی باشد که حافظ نظم اخلاقی باشد پس اسلام هم اکنون این بار مسوولیت را بردوش دارد.این واقعیتیست که باید به ان روبرو شویم.غرب بمدت های بسیار طولانی در مورد اسلام گرفتار غلط فهمی بود.ما از دیدگاه ترس و خطر به اسلام می نگریستیم و یا از طریق مصلحت های سیاسی.اما جوهر اصلی اسلام را فراموش کرده بودیم.اسلام خشونت و استبداد نیست و تعصب هم نیست.اسلام یک نظام هدایات اخلاقیست و چوکاتیست برای زیست راستین و با معنا.مسوولیت ،محبت و خدمت بدیگران را به انسانها می اموزد.بمردم یاداوری میکند که ثروت هدف غایی زندگی نیست.قدرت نین میزان نهایی نیست.پیروزی با داشتن سنجیده نمیشودبلکه با چگونه رفتار کردن با دیگران سنجیده میشود.این حقیقتیست که ایلان ماسک می بیند.این حقیقتیست که اکثریت عظیم مردم در غرب انرا نادیده گرفته اند.باید در مورد این نکته از نو بیاندیشیم که در جهانی که در پرتگاه سقوط قرار گرفته است چه معنی میدهد.تغییرات اقلیمی هرروزه سرعت بیشتر می گیرد،بیعدالتی در حال گسترش است و ملتها در چنگال فساد و حرص با زوال روبرو اند.در میان همه اینها اسلام بعنوان یک منبع هدایت ،ثبات و مظهر اخلاق باقیست.همین نکته است که دقیقا ایلان ماسک به ان اشاره میکند.وقتی او از مقاومت تمدن اسلامی سخن می گوید به معنای فتوحات نیست بلکه به معنی استقامت است.در مورد سلطه گری هم نیست بلکه در مورد پرنسیبهاییست که جوامع را در طول قرون استوار نگهمیدارد.این چیزیست که ما امریکاییان بعنوان شهروندان کره زمین باید بکوشیم تا انرا بفهمیم و بیاموزیم.من فهمیده ام که این پرنسیبهاست که جهان را رهبری میکند نه قدرت.اسلام تجسم پرنسیبهاییست که در طول زمان ماندگار است.اصولی مانند خوب بودن،ترحم و احترام به کرامت انسان.همین پرنسیبها بما میگویند به گرسنگان غذا بدهیم،از ضعیفان حمایت نماییم و به حقیقت حرمت بگزاریم و
خود را در برابر خداوند حسابده و مسوول بدانیم.اینکار از روی ضعف نیست بلکه از روی قدرت است.این رهبریت و تمدن است.ایلان ماسک شاید کسوت مذهبی نپوشد یا به مسجد،کلیسا و کنیسه حاضر نشوداما او بخوبی درک میکند که روح انسان بدون اخلاق و معنویت بقا ندارد.ما همه می بینیم که ثروت بدون وجدان انسانی پوچ است،تکنولوژی بدون اخلاق چیز خطرناکیست و پیشرفت بدون هدف بقا ندارد.ماسک اسلام را بعنوان نمونه یک سیستم می بیند که توازن،تمامیت و دسیپلین به انسان میدهد.این امر قابل توجه است که باید مکث نمود و به ان اندیشید.جوانانیکه امروز به اسلام می گروند اینکار را نمی کنند از سر اجبار و یا از ترس.انها اینکار را بمثابه جواب به مسایل زندگی شان انجام میدهند.انها در جستجوی یک زندگی معنی دار اند.انها پوچی و اشفتگی را نفی می کنند و هدایت میجویند.به این دلیل من بیانات ایلان ماسک را بعنوان یک ضرورت زمان میدانم.او موعظه نمیکند،او نظاره و مشاهده میکند.او معیار های تمدن و رفتار انسانها را در اسلام می بیند.او به قدرت ایستادگی ایمان پی برده است.این چیز قابل چشم پوشی نیست.همینطور ما باید به ابعاد عملی اسلام دقت نماییم که در انسان قدرت ایستادگی ایجاد مینماید.انضباط در زندگی روزمره ،مراقبت و نگهداری خانواده ،احترام به بزرگان و حمایت از اجتماع اینها ارزشهایی اند که نظام کارکردی جوامع را حفاظت می کنند علی الرغم فشار های بیرونی.غرب لاجرم به این اموزه ضرورت دارد.بلی، ما ازادی فردی داریم اما غالبا فاقذ مسوولیت اجتماعی میباشیم.از منافع شخصی خود تجلیل می کنیم اما ارزش ایثار و خدمت به دیگران را نمیدانیم.اسلام تعلیم میدهد که ازادی بدون مسوولیت بی معنیستو ثروت بدون عدالت خطرناک میباشد و علم و دانش بدون تواضع ویرانگر است.
وب سایت نواندیشی به ویب سایت خبری تحلیلی نواندیشی خوش آمدید