

هیچکسی نه میتواند از این حقیقت اظهر من الشمس انکار کند که عمق استراتیژیک استعمار انگلیس وحاکمان دست نشانده آن در منطقه بنام پاکستان روی رویای تحقق دست نا یافتنی در جغرافیای افغانستان استوار بوده است که فرد نخست رهبری و به ظاهر مدیریت کشوری بنام افغانستان باید پشتون تبار باشد ! در راستای تحقق این استراتیژیی معیوب و ناعادلانه استعمارانگلیس و نگهبانان مزور آن یعنی ارتش پاکستان بویژه سازمان اطلاعات ارتش پاکستان که در سال ۱۹۴۸ توسط یک افسر استرالیاییالاصل ارتش انگلیس به نام جنرال کاتوم پایهگذاری شده است هرگاه در کشور مستقلی بنام افغانستان بروی مصلحت جیوپلیتیکی بیشترمنافع ملی و احیانأ استخباراتی فردی وابسته با دیگر اقوام هرچند با شیوه مشروع و یاهم مشکوکی به قدرت رسانده شده است بدون اندک درنگی توسط نگهبانان نیابتی استعمار انگلیس یعنی ارتش پاکستان بویژه سازمان اطلاعات ارتش پاکستان با حیله های استخباراتی خلع قدرت شده اند .نمونه ای از این گونه عملیات استخباراتی بر انداختن حکومت شهید استاد برهان الدین ربانی بوده که با روی کار آوردن تحریک طالبان برهبریی ملا محمد عمر مجاهد در قدرت افغانستان آن اداره با سقوط مواجه شد . هرچند اداره ای برهبریی استاد برهان الدین ربانی در راستای تحقق معاهده ننگین گورنر هاوس پیشاور که به اساس آن با توجه به ریاست حکومت مجاهدین در تبعید یعنی پیشاور حضرت صبغت الله مجددی برای دوماه ریاست حکومت موقت افغانستان را بر عهده می گیرد وسپس قدرت را برای چهار ماه به استاد برهان الدین ربانی واگذار میکند تا زمینه یک انتخابات فرمائیشی را مساعد سازد و پس از آن زمام امور حکومت را به فرد مطلوب پاکستان که مدعی بود در هفتادوپنج فیصد نفوس افغانستان نفوذ سیاسی و اعتقادی دارد بنام حکومت مشروع و منتخب مردم اما در عین حال در راستای تحقق رویای استعماری واگذارگردد .
هارون مجیدی گرداننده و متصدیی محترم کانال نخبه گان افغانستان موضوعات مختلفی از قبیل استراتیژیی پاکستان در قبال افغانستان ، قضایای مربوط به چکونگی منازعات بر سر معادن و خشخاش میان طالبان در بدخشان همچنان سیر زندگی سیاسی و عوامل شکست ها ی آقای گلبدین حکمتیار رهبر بزرگترین حزب سیاسی یعنی حزب اسلامی افغانستان در مسیر زندگی مبارزاتی وی با محترم عنایت الله طوفان از تحلیلگران امور سیاسی و امنیتی به گفتگو نشسته است که تربیون نواندیشی با سپاس از جناب عنایت الله طوفان همچنان محترم هارون مجیدی متصدیی کانال نخبه گان بخش های کوتاهی از این گفتگو را خدمت شما عزیزان تقدیم میداریم
آورده اند که در یکی از روزهای سرد زمستان ملانصرالدین بعد از خوردن نان شب برای استراحت به اتاقش رفت و خوابید. مدتی نگذشته بود که صدایی از بیرون به گوشش رسید، اما وی به سر و صدا توجهی نکرد و پتو را روی خودش کشید و خوابید.همسر ملا نصرالدین وارد اتاق ملا شد وبه آواز بلند گفت ای ملا ! مگر سر و صدا را نمیشنوی؟! ملا که تازه به خواب رفته بود از خواب بیدار شد و گفت، هر چه میخواهد باشد، به ما ربطی ندارد. همسرش از این حرف ملا بسیار ناراحت شد و گفت شما چه می گوئید همسایه حتی از فامیل هم مهمتر است و باید از حال و احوال آنها با خبر باشیم.ملانصرالدین با اصرار همسرش، لباس گرم بر تن کرد و از خانه بیرون رفت و متوجه شد خانهی همسایه دزد آمده، ولی فرصت پیدا نکرده است چیزی را از خانهی او سرقت کند و پا به فرار گذاشته بود.اهالی محل به دنبال دزد میدوند و دزد که خودش را در خرابهای پنهان کرده بود هنگام شب ملا را میبیند که به دور خودش پتویی پیچانده است. آن شب هوا بسیار سرد بود و دزد بیچاره از سرما به خود میلرزید و با خود گفت بهتر است پتو را از آن مرد بدزدم. سپس به طرف ملانصرالدین دوید و لحاف را به زور از ملا گرفت و فرار کرد. ملا نصرالدین خودش را به سرعت به خانهاش رساند ودر کنار دیگدان آتشین نشست . همسرش از او پرسید بیرون چه اتفاقی افتاده بود؟ ملانصرالدین پس از اینکه کمی گرم شد به همسرش گفت، اتفاق خاصی نیفتاده و دعوا سر لحاف من بوده است.جنگ در بدخشان هم نه برای آزادی وعدالت در بدخشان بلکه جنگ ذات البینی طالبان بر سر معادن و خشخاش بود . جناب آقای عنایت الله طوفان نیز در پاسخ به پرسشی که محترم هارون جان مجیدی گرداننده کانال نخبه گان مطرح کرد و پرسید که : در روزها و هفته های آخیروضعیت بدخشان و خیزشهای مردمی که در بدخشان راه افتاده و روزبروز جدی ترمیشود و هنوز هم خبر های متعددی از آدامه این خیزشها داشتیم و همچنان لشکر کشی ملیشه های گروه تروریستی طالبها از بخش های دیگر بویژه از ولایات جنوب به ولایت بدخشان بودیم و هستیم واکنشهای هم که در محور بحث معادن در این ولایت موجود میشود ووجود دارد آنچه که بی عدالتی از سوی مردم صحبت میشود وگفته میشود که بخش عمده این خیزشها بومی و مردمی هست و بخشی هم طالبانی که به عنوان طالب بومی یاد میشوند در این مسائیل واین قضایا دخیل بودند و هستند همزمان با این بحث قضیه واخان دوباره سرزبانها ست ومطرح شده تمام این مسائیل در یک جمع بندی کلان تری رفتار های اتینیک محورانه ، قوم محورانه گروه تروریستی طالبان را مطرح میکنیم بخشی ها باور بر این دارند که طالبان یک پروژه تروریستی هستند ، پروژه استخباراتی هست و ربطی به قوم ندارد قوم پشتون در افغانستان را به گروگان گرفته است اما شماری میگویند که نه خیر این پدیده اوج همان نگاه شؤونیستی قوم گرایانه است که از سوی حلقات متعددی پشتون گرأ در تاریخ افغانستان پیوسته مطرح شده و اوج اش را طالبها تبارز دادند که در این محور چه رفتار های گروه تروریستی طالبها و چه پیامد های به قوم پشتون داشته
آقای عبدالباری جهانی که شاعر ووزیر پیشین اطلاعات و فرهنگ افغنستان در فرصت فشرده ای در این روز ها در نامه های و گفتگو های متعددی که انجام میدهند در این محور صحبت میکند این مقدمه را گفتم بخاطریکه می خواهم صحبت های که امروز با جناب عنایت الله طوفان پژوهشگر مسائل افغانستان داریم این مسائل و موارد را تاحد امکان بتوانیم صحبت بکنیم و به تحلیل بنشینیم …جناب طوفان صاحب سپاسگذاریم که این فرصت را در اختیار ما گذاشتید ، از بدخشان آغاز بکنیم در بدخشان چه جریان دارد آخرین و تازه ترین اطلاعات شما چی است ؟جناب عنایت الله طوفان چنین پاسخ دادند : به ارتباط بدخشان باید عرض کنم که در این هیچ شکی نیست که مردم قیام کردند مردم سربلند کردند در برابر ظلم ، بی عدالتی و استبداد طالبان ایستاد شدند این حرکت جمله حرکت های خود جوشی هستند روی برخی عواملی که وجود دارند . یکی از آن عوامل استبداد بیش از حد گروه تروریستی طالبان است که انتظار میرود همین طور باید باشد و همچنان غصب زمین و ملکیت های است که در آنجا مردم بومی ( بدخشان ) سالیان متمادی بالای خانه و زمین خود زندگی کرده اما امروز دست برد گروه های میشوند که هویت شان معلوم و مشخص نیست …گفته میشود که این گروه های تاراج گر وابسته با مافیای بین المللی با الهام از افکار تروریستی بدوی از هلمند و از قندهار و از پکتیا و از ارزگان آورده شده اند وهجوم آوردند . که این هجوم آوردن آنها تصادفی نه بلکه این هجوم مهندسی های است که در راستای رسیدن به عمق استراتیژیک کشوری است که در رابطه با افغانستان از سالیان متمادی بدینسو به دنبال همان استراتیژی است ….
. آقای عنایت الله طوفان در بخشی از این گفتگو به نامه آخیر آقای عبدالباری جهانی شاعر نامور افغانستان اشاره کرد وگفت : وقتی فیض حمید رئیس سابق سازمان اطلاعات ارتش پاکستان ISI آمد و کشور را به دو قدرت تقسیم کردند و با لغو قانون اساسی و حذف مشروعیت و مؤلفه حاکمیت و قانون و بیرق و افغانستان را در انزوای سیاسی بردند و افغانستان به بحران هویت برده شد نباید از افغانستان با این شعار های ویرانگر نام برده شود و باید به صدای عبدالباری جهانی لبیک گفته شود و آنچه را که عبدالباری جهانی موضوع را مطرح کرده نقطه عطف قضیه در همان جاست که عبدالباری جهانی از زبان خودشان و آدرس قوم شان درد همه ملت را بلند کرده است سزاوار نیز چنین است که همه مردم این سرزمین با صدای هندوکش یکجا شده و چمبره تروریزم و پنجاب را بصورت مشترک نجات دهند …طالبان باید به یاد داشته باشند که اگر سنگهای پکتیا را معامله کنند یا از بدخشان را از کام شان خواهیم کشید
وب سایت نواندیشی به ویب سایت خبری تحلیلی نواندیشی خوش آمدید