گـزیده اخبــار
خانه » اجتماعی » مکثی برفرمائشات استاد جلال !
مکثی برفرمائشات استاد جلال !

مکثی برفرمائشات استاد جلال !

مدتی است که بسیاری از رسانه های صوتی وتصویری افغانستان و آنانی که پیرامون اوضاع تاروتاریک افغانستان گزارش تهیه میکنند با برخی ازاکابراکادمیک و دانشگاهی منجمله شخصی بنام فیض الله جلال که سوابق استادی در فاکولته حقوق و علوم سیاسی دارد گفتگو میکنند و در باره تحؤلات و حوادث داغ کشور نظر آنها را به نشر میرسانند این بار نیز جناب ویس ناصری  یکی از شخصیت های نامور فرهنگی افغانستان که از سالهای سال برنامه افغانستان در محراق حوادث را بصورت ویدئویی وبه عنوان منبر بیان دردهای مردم مجروح افغانستان بصورت مستقل به گوش افغانهای که در اقصای عالم پراگنده شده و یا هم در داخل افغانستان زندگی میکنند مسائل و قضایای مربوط به افغانستان را با جناب فیض الله جلال به بحث گرفته است و آقای فیض الله جلال در برابر این پرسش جناب ناصری که از ایشان دربخش  نخست این گفتگو پرسید چنین جواب داد و گفت :
من با تمام مفاخر تاریخی مان با تمام مفاخر سیاسی ، فرهنگی ، اجتماعی مان مفاخر دینی مان که علمای بزرگ را داریم ابو حنیفه رحمت الله علیه ، مولانا جلال الدین محمد بلخی ، امام قرطبه ، امام رازی وبسیار شخصیت های بزرگ دیگر ! ودرعرصه فرهنگ شخصیت های بسیار بزرگ داریم مثل شیخ الرئیس ابن سینا علیه الرحمه ، مانند ابونصرکارابی ” فارابی” ، مانند عبدالرحمن جامی ، مانند بیدل ، مانند سید جمال الدین افغان در عرصه سیاست ، مانند خوشحال ختک ، رحمن بابا بسیار شخصیت های بزرگ داریم ما در هرعرصه که می بینیم با آدم های بسیار بزرگ روبرو میشویم . با وجود تاریخ بزرگ مان ، با وجود فرهنگ بزرگ خود و با درخششی که بین کشور های همسایه بودیم و مفاخر بزرگی که داشتیم وداریم واقعأ نه میدانیم که در کجا قرار داریم ؟ و این گپ بسیارسخت است.برای ازین ما باید خود را بشناسیم ….تا زمانی که ما از دوران آریائی ها که سر آغاز زندگی مردم ما بوده از همان وقت شروع نه کنیم قدم به قدم مطالعه نکینم ، فراز ونشیب را و جزر ومدی را که در تاریخ ما دیده ایم تا خراسان و تا افغانستان را و تا امروز ما نه میتوانیم یک حرف بسیار بنیادی و اساسی را ارائیه کنیم .
دنیا فکر میکند که افغانستان یک جهنم است . اما اینکه این جهنم را برسر ما کی آورده ؟ دنیا فکر میکند که افغانها بین یکدیگر جور نه می آیند اما همیشه بین یکدیگر جور آمده و در برابر متجاوزین ما یک دست واحد بودیم .
اگراسکندر مقدونی بر کشور ما حمله کرده ، اگر چنگهیز خان به کشور ما حمله کرده ، اگر انگلیس ها بر کشور ما حمله کرده ! اگر تزار روس و بعدأ تزار شوروی بر سر ما حمله کرده ، اگر ناتو برهبریی امریکا حمله کرده افغانها خیلی با هم تفاهم داشتند هم گرامی دارند و باهم نزدیک بودند .
خواننده گان عزیز این نوع تصؤر نه فرمایند که جناب استاد جلال تنها مرد گفتگو و گفتمان پیرامون مسائل حقوقی  است و ازمشاجره و کنایه خوشش نه می آید شما دیدید که وقتی نتواند بر اعصاب اش کنترول حاصل کند دود سیاه از سماوارش در فضای مجازی طنین می افگند و رو به چنین  هرزه گوئی ها  می آورد
ایشان در خطاب به گویا احمد مسعود فرزند قهرمان  ملی معرکه افغان شوروی شهید احمد شاه مسعود  چگونه از واژه های استفاده میکند که بیشتر درکوچه و بازار رونق دارند زیرا هیچکسی نه میتواند از مبارزات احمد شاه مسعود قهرمان ملی  که در برابر ارتش سرخ و دست نشانده های آنها مبارزه آزادی بخش ملی را به پیش میبرد انکار کند اما می بینید که چگونه فیض الله خان جلال در گفتگوی تلفنی  که فقط صدای خودش شنیده میشود در خطاب به فرزند قهرمان ملی افغانستان چه هذیان های را از زبان بیرون میکند .؟شاید برای دیگر هیچکس حتی آنانیکه تاریخ معاصر افغانستان را بروی معادلات  مبنی بر سازش و توطئه های صرف بیگانه ها تحلیل وارزیابی میکنند  و از زاویه منحنی خوش باوری و ساده اندیشی می نگریستند و هنوز هم می نگرند نقش استعمار بیگانه بویژه کشور های طماع منطقه را در جهت دهی تغییرات و تحؤلات در کشور افغانستان را نادیده بگیرند اما برخلاف چنین اجماع فکری و سیاسی مرغ فیض الله جلال یک لِنگ دارد ونقش  کشور های بیگانه را در تغییرات و تحولات سیاسی جامعه کاملأ نادیده می گیردموصوف در باره پرسشی که از سوی جناب ویس ناصری گرداننده برنامه افغانستان در محراق حوادث چنین مطرح شد و پرسش خود را از نزد فیض الله جلال اینگونه مطرح کرد که : استاد همین که می یک اشاره کردم که همه دانشمندان ، اهل خبره و فعالین فرهنگی و سیاست مدارها ، جریانهای سیاسی همه و همه از افغانستان رانده شده اند و یا هم در افغانستان زیر ساطور استبداد طالبی قرار دارند اصلأ کسی ، فعالیت سیاسی و فرهنگی در افغانستان اجازه نه گرفته اند . … ما بعد از همین قضایای اگر از چند هزار سال بگذاریم …در همین صد سال گذشته افغانستان از کجا به کجا سقوط کرده است ؟ وعامل اصلی این شرائط چه بوده که امروز در شرائطی قرار داریم که استبداد طالب حاکمیت می کند ولی هیچ نوع فعالیت سیاسی ، اجتماعی ، فرهنگی در داخل افغانستان برعلیه همین حرکت به اندازه ای مثمرنیست که یک آئنده روشن و آئنده نزدیک را ببینیم .! شما این وضعیت راچگونه ارزیابی میکنید ؟ حال استبداد طالب است و صد سال پیش در سال ۱۹۱۹ ما شاهد رفورم ها بودیم یک دولت را شاهد بودیم شاهد داشتن نظامنامه ها بودیم خلاصه سیاسیون ، فعالیتها وغیره وغیره از مدارس در افغانستان و دانشگاه ها تأسیس شد و در نتیجه جنبش های اجتماعی ومصروفیت ایجاد شد ، پارلمان و شوری بوجود آمد چطور شد که همه وهمه شیرازه افغانستان از هم پاشید چرا چنین شد ؟
درپی پرسشی که ازسوی جناب ناصری گرداننده برنامه وزئن “افغانستان درمحراق حوادث”مطرح شد جناب استاد فیض الله جلال سابق استاد فاکولته حقوق و علوم سیاسی چنانچه شنیدید چنین پاسخ داد : …..به تائید صحبت های شما من برایت بگوئیم سنگ تهداب گر نهد معمار کج  – تا ثریا می‌رود دیوار کج . ما سنگ تهداب را غلط ماندیم اگر غلط نه می ماندیم بدین سرنوشت روبرو نه می شدیم . مشکلات امروز ماعوامل گوناگون دارد ،عوامل داخلی دارد عوامل بیرونی دارد !درعوامل بیرونی عوامل منطقوی اش و عوامل جهانی اش بسیارمهم است . ما بعد از قرن هجده در مسیر بازی بزرگ قرار داشتیم
از دورانی که روس تزار بود و بریتانیای کبیر!افغانستان درمسیر بازی قرار گرفت. پیش ازآن هم البته مشکلات های را هم داشتیم ولی آن رونق خوب یافت افغانستان را به شگوفائی کشانید …اما رقابت های که بین شرق وغرب بین روسیه تزارو بین انگلیس بود مشکلات زیادی برای مردم افغانستان خلق کرد؛جنگ افغان وانگلیس اول ،جنگ افغان و انگلیس دوم وجنگ افغان انگلیس سوم؛ ما بسیارجنجال ها را دیدیم و ازمجموع آن جنگ ها درس نه گرفتیم درست است که حاصل اش مشروطیت اول است ، مشروطیت دوم است مشروطیت سوم است شخصیت های بزرگ در این راه جان های شیرین خویش را قربانی و نثار کرد ند که ما به آنها احترام می گذاریم به کار کرد شان به اندیشه شان به تلاشهای شان تواضع میکنیم ولی ما درس نه گرفتیم و نه آموختیم متأسفانه از تاریخ کشور مان ما از شکست امان الله خان هم نیاموختیم ما از دوره ظاهرشاه که بنام دوره مشروطه و دهه دموکراسی  از همان هم درست نیاموختیم ما از کودتای نظامی سردار محمد داؤد خان هم نیاموختیم پیشتر عرض کردم همان طوریکه از جنگ افغان و انگلیس نیاموختیم از جنگ افغان شوروی هم نیاموختیم و ما متأسفانه از جنگ علیه ناتو علیه امریکا هم نه آموختیم وقتی که ما میبینیم بسیار گپ های کته ، کته میزنیم که افغانستان ایطوراست و افغانستان چنین است افغانستان هرچیزاست ولی افغانستان امروز بیچاره است. وافغانستان دیروزهم مشکلات خود را داشت ولی متأسفانه کمتر برای استقلال سیاسی استقلال اقتصادی ، عدم وابسته گی افغانستان فکر شد و ما میگفتیم  که ما مستقل هستیم و ما واقعأ جناب ناصری صاحب مستقل نبودیم دلیل اش هم این بود که از نظر سیاسی مستقل بودیم اما از نظر اقتصادی مستقل نبودیم چون از نظر اقتصادی  مستقل نبودیم در وابستگی بودیم به همین خاطر ما به این قدرت بزرگ و آن قدرت وابسته می شدیم ، گاهی وابسته به انگلیس بودیم گاهی وابسته به روس بودیم گاهی وابسته با امریکا بودیم حال قدرت های منطقوی ظهور کرده در میان قدرت های منطقه افغانستان از چند طرف زیر فشار است ما تجربه جنگ نیابتی را در در طی چهل وهفت سال جنگ نیابتی را تجربه میکردیم جنگی که در دوران جنگ سرد میان شوروی و امریکا ما مواد سوخت این جنگ بودیم من به تمامی احترامی که به مجاهدین دارم و شما خود تان یکی از مبارزین و مجاهدین سر سپرده افغانستان هستید واقیعت اش این بود که مداخله شوروی و مداخله گسترده شوروی و حضور ارتش سرخ در افغانستان مجاهدین را وابسته ساخت به پاکستان ، وابسته ساخت به ایران ، وابسته ساخت به عربستان ، وابسته ساخت به ترکیه ؛ و درنهایت اش وابسته ساخت با امریکا و انگلیس ! ما در یک وضعیت عجیب هستیم و هیچ کس متأسفانه افغانستان را درست مطالعه نه کرده است که چرا افغانستان با همه قربانیها در دورانی که علیه دشمن هستیم متحد می شویم که در دروازه پیروزی میرسیم باز در کله یکدیگر می زنیم . دلیل اش را امروز خدمت جناب شما احترامانه به عرض میرسانم هیچ وقت در افغانستان دولت ها نخواستند که نیروهای ملی مردمان با فکر که از بین مردم برخاسته بودند آنها را نه خواستند تحمل کنند ! نه کسی میوندوال را تحمل کرد ، نه کسی دکتر یوسف را تحمل کرد ، نه کسی صمد حامد را تحمل کرد نه کسی دیگر شخصیت ها را هیچ کس تحمل نه کردند !…..ببینید همین سیاست افغانستان را ببینید همین فکرها از کجا می آید ؟ فکر های چپ از کجا آمد فکر های راست ازکجا آمد ، فکرهای اخوانیت ازکجا آمد؟ این طالب وطالبانیزم ازکجا آمد ؟ کل شانرا مطالعه کنید ما با بسیار ساده گی میتوانیم در یابیم که سرچشمه این گپ ها کجاست ؟ واز کجا آب میخورند ؟ طبیعی است وقتی کسی که نان میدهد باز او هدایت هم میدهد !او رهبریی هم میکند او مدیریت هم میکند . مشکل کلان ما در چند دهه آخیر این است که ما کمتر از همان دوره دهه دموکراسی که جناب شما اشاره کردید از همان وقت تا امروز احزاب ملی را اجازه ندادند که سر بالا کنند . احزاب وجود داشت اما احزاب وابسته به شوروی ، احزاب وابسته با چین ، احزاب وابسته با ایران ، احزاب وابسته با پاکستان ؛ احزاب وابسته با کشور های عربی ، احزاب وابسته با عربستان سعودی ، نتیجه اش این است که جنگ نیابتی را بوجود آورد ! هرکس برای منفعت خود در افغانستان سلفی برای عربستان شمشیر میزند ، برادران چیز ما برای ایران شمشیر می زنند ؛ دیگر برادر ان ما برای پاکستان شمشیر میزنند و دیگر برادران ما برای شوروی شمشیر می زنند و اکنون برای روسیه !بالاخره یکتعداد دیگر برای امریکا و ناتو شمشیر میزد نتیجه اش چنین شد که ما در یک بن بست قرار داریم در مسیر بازی بزرگ و این بازی بزرگ باز درقرن بیست تقریبأ فروکش کرد و اکنون باز بازی بزرگ مجددأ دوباره شروع شده و باشدت شروع شده است امنیت افغانستان از همین خاطر چه از نظر جیو پولیتیک چه از نظر اکانومیک ، چه از نظر جیواستراتیژیک ، باز افغانستان بار دیگر موقف خود را آهسته ، آهسته می خواهد که پیدا بکند . در چنین شرائط ما در عدم موجودیت نیروهای ملی ، عدم موجودیت احزاب ملی ، در عدم موجودیت یک استراتیژیی و انسجام ملی ما این مشکلات ها را باید ببینیم . متأسفانه ، متأسفانه بنیاد ما کج گذشته شده است ما باید به جرئت برایتان بگوئیم که اگر ما بنیاد خود را درست می گذاشتیم و ما به واقیعت های عینی جامعه مان توجه می کردیم ، به واقیعت های منطقه توجه می کردیم به واقیعت های جهان توجه میکردیم از همه مهمتر افغانستان را می شناختیم که ما از کجا آمده ایم ما میگوئیم که تعلقات آریائی بودن داریم ما در مورد آریائی بودن کار نه کردیم که آنها کی بودند ؟ میگوئیم که تعلقات بزرگ خراسانی داریم اما ما درمورد خراسانی ها که کی بودند و درکدام جغرافیأ زندگی میکردند از کجا تا کجا را در برمیگرفت ؟ حال آن مردم به کجا رفتند ؟ چه هستند ؟ یک گپ منطقی در این مورد ارائیه کنیم ! همچنان در مورد افغانها که افغانها کی هستند چه خصوصیت دارند چه ویژه گی ها دارند ؛ چه مفاخری دارند و چه معذرت می خواهیم که چه شرمنده گی تاریخی دارند مطالعه کنیم ،دولت های که در اینجا آمدند شیمه شنیدن نظریات مخالف را نداشتند دولت های استبدادی بودند ، دولت های ظالم بودند که افراد ملی را زندانی کردند که یکی از آنها قبله گاه جناب شما بود که من در زندان پلچرخی با چشمان خود دیدم ویرا هرچند ریش سفید بود ولی یک  جنرال با وقار و یک جنرال با عزت که  آبروی افغانستان بود و دلش برای افغانستان می تپید تا لحظه ای که جان داد ….
حق این بود که جناب فیض الله جلال که از اکابر  بزرگترین مرکز علمی در افغانستان یعنی پوهنتون یا ” دانشگاه ” کابل به شمار میرود از مبارزات شکوهمند مبارزین راه آزادی و استقلال که در برابر ارتش سرخ اتحاد جماهیر شوروی با نعره های آزادی بخش الله اکبر مقاؤمت شانرا آغاز نمودند و درد و زخم های شان تا هنوز هم التیام نه یافته اند به تکریم یاد میکردند ولی از آنجائیکه که در تفکر و اندیشه ای مادی گرایانه نظام سوسیال سرمایه داری با شیوه های مافیائی مفاهیم میهن دوستی ، ایثار و معنویت وجود ندارند و جناب فیض الله جلال نیز از مبلغان و  مؤیدان این سیستم به حساب می آید توقع نمودن از چنین شخصیت هرچند فرهیخته امر ناصوابی است
زیرا توقع رفتن از کسانی که اوضاع سیاسی وواقیعت های زمان را به میزان قدرت حاکم تحلیل می کنند واز اینکه به زعم شان توده های از مردم عقب مانده اند کاروامربیهوده تلقی میگردد اما سوال اینجاست که آخر چراباید این ذلت وجبونی خود وهم پلکان خود رابنام ملت وقومی به حساب آوریم که با یک ” نه ” گفتن دربرابرمتجاوزان  بزرگترین حماسه ها آفرید ازهمین جا و روی همین معادلات چند مجهوله سیا سی است که تاریخ در سوگنامه ملت بزرگ ما و زیر نام مرثیه ای برای میلیون هاشهیدمظلوم وگمنام سروده ای ازذلت وخیانت یک مشت “روشنفکرنماها ” و”رهبرنما “را به ثبت خواهند رساند.البته نه به این دلیلی که با همه خوش باوری های ملت دائم حاضر درصحنه و ساده اندیشی های ” شبه روشنفکران ” بازی بدون نتیجه مطلوب خاتمه یافت . و نه هم به دلیلی که اگر آنچه را که این ” ره بُران و راشنفکران ساده اندیش !!” به مثابه معجونی از نجات بر منابر و از رسانه ها  بیان میکردند تطبیق می شد دنیا گُل و گلزار میبود ! هرگزنه ، زیرا همین رهبران جهاد و آزادی که در مقطعی از تاریخ از بطن ملت و مردم برخاسته بودند و همگام با مردم در برابر استعمار سرخ اتحاد شوروی و ایادی شناخته شده شان در افغانستان صدای مقاؤمت و اعتراض بلند ساخته بودند حتی با یاری جستن از ” روشنفکران بومی ” نیز فاقد نقشه راه عدالت محور و آزادی بخشی بودند که آزادی و استقلال واقعی را برای ملتها منجمله ملت سلحشوری که در جغرافیای بنام افغانستان میزیستند به ارمغان آورد .دردا که اکثریتی ازرهبران جهاد و مقاؤمت ملی مردم افغانستان  در جال شعبده بازی های استخباراتی کشورهای منطقه و جهان افتادند و با مردمی که در برابر اشغالگران یکجا با آنها مبارزه را آغاز نموده بودند وداع گفتند و ملت را تنها گذاشتند . درچنین اوضاع و احوال است که رهبران مقاؤمت مردم علیه هرگونه اشغال و استبداد ایضأ روشنفکران رأ شنفکر دُچار افراط و تفریط گشته اند عده ای از این رهبران جهاد و مقاؤمت که فاقد اندیشه سیال و دینامیکی هستند تا  به یمن آن ملت بزرگ ما را به قلمرو آزادی و استقلال مبتنی بر عدالت برسانند و همچنان ” شبه روشنفکر ان ” که سیر حوادث تاریخی جوامع انسانی را بصورت کلیشه ای و کتابی در مغائرت با ارزشهای ملی انسان معاصر از دیگر جوامع کُپی برادرای نموده و برای غرس آن در زمین افغانستان با شاخی باد میکنند باید بدانند که فرهنگ و اندیشه نوشابه خنک نیست که بگوئیم اکنون میل ندارم بلکه  روشنفکر اصیل برخاسته از بطن مردم ما باید اعلام کند که نسوج مغز ما همچون شاخ های شخم زده بی بذر است که سالها خشک مانده است و اعلام کند که ما به بذر اندیشه نیاز داریم و به آبی نیازداریم که این بذر به سبزه مبدل سازد .
جناب ویس ناصری وقتی بر کمزوری ها و غفلت های غم انگیزی که در گذشته ء تاریخ کشور ما بوجود آمده بود از آقای جلال پرسید در پاسخ این پرسش نسبتأ طولانی مجری برنامه ضمن بیان  سائر مطالب به این پرسش نیز چنین جواب داد : چرا در افغانستان وزیر دفاع یک هزاره شده نه میتواند چرا ؟ آیا هزاره ازین وطن نیست ؟ چرا وزیر خارجه یک ازبک شده نه میتواند آیا ازبک ازین وطن نیست ؟ چرا رئیس جمهور یک بلوچ شده نه میتواند ؟ چرا رئیس جمهور یک نورستانی شده نه میتواند ؟ چرا رئیس جمهور یک پشه ای  شده نه میتواند ؟ نه باید رئیس جمهوراز قندهارباشد وزیر دفاع هم یا از پکتیا باشد یا از پنجشیر ! ازدیگر جا ها نباشند!چرا این خو غلط است این فکر باطل است . یک معامله ننگین است به همین خاطر این یک مانع بزرگ است در روند ملت سازی ! در روند ایجاد یک دولت ملی ! البته جناب فیض الله جلال در پاسخ به سوالات محترم ناصری پیرامون تاریخچه حزب دموکراتیک خلق نیز مطالبی را که بیشتر طراوشات ذهنی ایشان محسوب می گردد بیان داشته است که ما به دلیل ضقی وقت از آن صرف نظر نموده  و صرف با بخشی از کلیپی اکتفأ میکنیم که مسأله پشتون مح.ری را مورد بحث قرار داده است . هیچکسی نه میداند که  چرا پشتون محوری که یک پروژه استخباراتی است و به یک فرآیند  کشورهای منطقه در افغانستان  تبدیل شده است استعمارانگلیس  و دست نشانده آن  پاکستان در منطقه چگونه توانیست در دوران جنگ سرد معادله پشتون محوری در افغانستان را بر کشور های منطقه نیز بقبولاند . اما برای نخستین با رویکار آمدن میخائیل گرباچوف بحیث منشی عمومی حزب کمونیست اتحاد شوروی با تعویض دکتر نجیب الله که پشتون تبار بود به جایی ببرک کارمل که گفته می شد با قوم تاجیک تعلق داشت  این پروژه  در افغانستان تحقق یافت . البته این پروژه از سوی تحلیلگران و کارشناسان به شمول جناب فیض الله جلال به صورت  معیوب  در مباحث سیاسی مطرح می گردد که نخست بدون آنکه مسأله مفهوم دولت را که یک نهاد مسؤل نزد مردم و منتخب مردم است بصورت درست و با تعهد با منافع ملی مورد بررسی قرار گیرد آنرا بصورت معیوب و بدون توجه و اشاره  به مفهوم دولت بویژه از دیدگاه مادی مورد نقد قرار میدهند و بدون شک که  در مسأله دولت که یک مقام مسؤل و منتخب مردم برای انجام وظائف ملی پنداشته میشود بیشتر تخصص و اهلیت عمومی مطرح است نه برابری ! جایی تعجب است که جناب فیض الله جلال که خود را از اساتید حوزه حقوق و علوم سیاسی می خواند دولت سازی را که درآن تخصص و آگاهی توام با عدم تعصب در برابر اقوام دیگر مطرح باشد زیرا دولت یک نهاد سازمان‌یافتهٔ سیاسی است که بر یک قلمرو مشخص و جمعیت معین حاکمیت دارد و با استفاده از قانون، قدرت و نهادها جامعه را اداره می‌کند.
طبیعی است که دراین  صورت بندی آنچه که جناب جلال به آن پرداخته است هیچگونه جایگاهی ندارد در صورتیکه اقوام دیگر از حق  کسب علوم ، توزیع عادلانه قدرت در صورت توان مندیی مدیریت جامعه بی بهره باشند و افراد وابسته با یک قوم و یا اقوام دیگرمیتوانند با داشتن  توان تأمین عدالت و اولویت دادن به توزیع عادلانه قدرت منجمله ادای رسالت دربرابر رشد و ارتقای سطح تعلیمی همه شهروندان که با هر قوم و قبیله تعلق داشته باشند امور رهبریی دولت را به پیش ببرند به هرحال قضاوت را به شما خواننده گان عزیز می سپاریم که پیرامون مسائل افغانستان می اندیشید

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

بالا