گـزیده اخبــار
خانه » اجتماعی » نه بازگـــشت رضــــأ پهــــــلـوی، نه سقوط فوری امارت طالبان!
نه بازگـــشت رضــــأ پهــــــلـوی،   نه سقوط فوری امارت طالبان!

نه بازگـــشت رضــــأ پهــــــلـوی، نه سقوط فوری امارت طالبان!

۴۷ سال قبل انقلاب اسلامی که در ایران صورت گرفت از همان روز اول اعتراضات مردم شروع شد و تا امروز خیزش های مردمی حتی قیام های مردمی ادامه دارد از چپ گرایان (پیروان احسان تبری و کیا نوری ) گرفته تا اصلاح طلبان ، جنبش سبز، تا حزب الله ای ها، مجاهدین خلق، طرفداران شاه و غیره جنبش های منطقوی و قومی چون بلوچ ها و کرد ها، همه در این مدت در برابر جمهوری اسلامی بر خاستند که ده ها هزار کشته و صد ها هزار زندانی بجا گذاشتند.. نکته قابل توجه این است که مردم ایران هیچ زمانی در پی تخریب وطن شان نبودند و هرگز در هیچ مقطعی سکوت اختیار نه نمودند وهمیشه دنبال نتیجه گرفتن از این مبارزات شان بودند. اینها قدرت‌های دنیا را مجبور به پذیرش اهداف خویش در راستای منافع آینده و استراژیک خویش نمودند و می نمایند. اکثر مخالفین و موافقین رژیم ایران با کشور اسراییل هیچگونه همخوانی ندارند. ایرانیان کوشش نمودند تا خود الگوی برای جامعه شان باشند، نه تقلید از کشور های دیگر و نه دنباله رو همسایگان باشند.
زمانیکه به موفقیت نایل نمی گردند ، بفکر راه حل دیگر می شوند، قیام دیگری بر پا می نمایند، هیچگاه خود را در برابر وطن و مردم خسته احساس نمی نمی کنند و خاموش نه می شینند. در این مدت مردم ایران چه در داخل و چه در خارج از کشور توانستد با علم و پیشرفت آراسته شوند و بهترین ها را در جهان تقدیم نمایند. نباید فراموش کرد که بیش از هشت میلیون مهاجرین افغانستان را در کشور خود جا دادند که اکثریت شان صاحب علم و معرفت شدند.اما در افغانستان در این ۴۷ سال اخیر مردم ما دنباله رو کشور های مختلف بودند و بزرگترین ضربه را به هموطنان خود ، خود افغان ها زدند. زبان های ملی را به تمسخر گرفتند و به زبان انگلیسی و حتی زبان های مروج کشوری که در آن می زیستند با اطفال شان صحبت می نمودند.
الگوی خود را هتلر ، لینن ، ریگن ، اتاترک ، گاندی ، ماوزیتونگ، چنگیز، شیخ های عرب و امثال آن قرار دادند. سخت تر از آن زمانیکه در بین ما یک شخصیت فکری بوجود می آمد تا کشور را به سوی ترقی و رفاه ببرد و فرهنگ این سرزمین را زنده نگه دارد ، با تاسف توسط خود فروخته ها و حسودان و جاهلان بخاطر بدست آوردن یک مقام و یا مقداری پول این بزرگان را از بین می بردند و یا فرار ملک ها می ساختند. نمونه های معاصر آن، سید جمال الدین افغان، سید بهاودین مجروح ، میر غلام محمد غبار، محمد امین فروتن ، میوند وال ، موسی شفیق، علامه صلاح الدین سلجوقی ، میراکبر خیبر ، بشیر بهمن ، لطیف محمودی و تعدادی زیادی از شخصیت های متنفذ دیگررا می توان نام برد.که این نوع برخورد در برابر خودی ها سبب گردید تا اراده ملت از بین رود و تصامیم را پروژه های استخباراتی طوری بدست بگیرند که بین ما تفرقه ایجاد کنند و خودشان حکومت نمایند. از هفتم ثور بدین سو هیچ یک ار حکومات توسط مردم ما بوجود نیامده بلکه به صورت مضحک و به اسامی مختلف بالای مردم افغانستان تحمیل شده و امروز حاکمیت طالبان یکی از دیکتاتور ترین حکومات این کشور است.
امروز حالت مردم ما طوری است که شجاعت و دلیری از ما دور شده ، افرادی به این سرزمین حکومت میکنند که نه اردو دارند، نه پارلمان دارند، نه رهبر شان دیده می شود. با پیراهن و تنبان ، با نداشتن سواد ، با بستن مکاتب و پوهنتون ها به روی دختران به پنجمین سال حکومت خود بقا و ادامه می دهند. متاسفانه از سوی مردم هیچ نوع اعتراضی دیده نمی شود حتی یک نفر هم جلوی یک طالب ایستاده گی نمی تواند. اگر چند زنی دست به اعتراض زدند، مرد ها همه تماشاچی بودند حتی معترضین را به مسخره گرفتند. این وضیعت سبب گردید که ما بر عکس مردم ایران ،دیگر معترضین نداشته باشیم. صدای ما در گلو خفه شده. دیگر پیشرفت و ترقی را در خواب می توان دید. شبکه های استخباراتی هر کاری که دلشان بخواهد در افغانستان می توانند انجام دهند. معادن ما در دست ایشان و مردم ما در فقرو بیسوادی بسر میبرند.

 

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

بالا