
انعده از انسانهای روی کره زمین که هنوز فطرت انسانی شان مسخ نشده است و از افشای جنایات جزیره ایپستین تکان خورده اند تصور مینمایند که با افشای این هنجار ننگین نخبگان و زمامداران غرب زلزله ای در ارکان نظامهای سیاسی و رابطه انها با ملتهای شان خواهد افتاد.انهاییکه چنین گمانها و تصورات را دارند حاکی از زنده بودن وجدان انسانی وفطرت سلیم شان است.در نظر انهاییکه هنوز عقل سلیم و وجدان بیدار دارند طبیعی به نظر می اید که تصور نمایند که ملتهای غربی با خشم و خروش بیسابقه زمامداران خود را مورد مواخذه قرار دهند.اگر چنین تکان و لرزه ای دگرگون کننده در برابر چنین جنایتی که پشت هر انسان باوجدانی را میلرزاند رخ ندهد جهان باید مطمین گردد که وجدان انسانی در غرب دیریست که مرده است.من همینطور مطمنم که این مساله مانند هزاران افتضاح دیگر بصورت طبیعی و با بی تفاوتی عمومی برگزار خواهد شد و هیچ ابی از اب تکان نخواهد خورد.اگر اندک دقت نماییم و حافظه تاریخی خود را بکار گیریم این واقعه با همه زشتی و تکاندهندگی اش در تاریخ پنجصد ساله غرب کمترین تازگی ندارد و چیزی نیست که با ماهیت تاریخی غرب ناسازگار باشد.این جنایت هم قطعه ایست از کل تابلوی تاریخی غرب.در میان شهروندان متمدن هیچ توجهی را بخود جلب نخواهد کرد و هیچ وجدانی را تکان نخواهد داد.رویدادیست به سلسله طولانی کارنامه استعمار غرب و مقتضای طبیعی ایدیولوژی حاکم بر غرب.شاید برای ما تکاندهنده و شوک اور باشد اما برای غرب چنین نیست چون خرش همیشه همین بار را برده است.برای درک این نکته باید بدانیم که انچه استعمار غرب در طرل پنج قران نسبت به مسعمرات انجام داده است بمراتب فاجعه بار تر ازینست که در جزیره ایپستین به نمایش گذاشته است
حتی قابل مقایسه هم نیستند.رفتار استعمارگران با مستعمرات و دیگر کشور های ضعیف فهرستی است ناتمام از جنایاتی که کمترین شان بزرگتر از فاجعه ایپستین است.وقتی این ملتهای متمدن همه ان فجایع را بخوبی و راحتی تحمل نمودند رویداد جزیره ایپستین هیچ حساسیتی را بر نخواهد انگیخت.مارشال اوسارس فرانسوی در کتاب خاطرات خودش مینویسد همه انچه را امریکاییان در بگرام ،ابوغریب و گوانتا نامو و جا های دیگر دنیا انجام داده اند هیچکدام تازگی ندارد همه اش را از ما فرانسویان اموخته اند.چارلز کروتهمر نویسنده امریکایی در برابر سوال خبرنگاران که با تعجب می پرسیدند چرا ۷۱ در صد امریکاییان با مداخله امریکا در عراق موافق بودند گفت امریکاییان به دولت خود اعتماد دارند و میدانند که این مداخلات با رفاه و اسایش امریکاییان موافق است.او می افزاید که امریکاییان با زندگی مرفه،ولخرجی و لوکس عادت دارند و این مداخلات با توقعات شان سازگار است.اگر به همین جملات اقای همر توجه کنیم همه تاریخ غرب را برای ما تفسیر میکند.من گاهی تصور می کنم مساله انقدر عریان و بیدارگر است که چیز دیگری برای افشا شدن نمانده است.اگر ما همین اعترافات خود غربی ها را مورد دقت قرار دهیم برای عبرت هفت پشت ما کافیست.استعمارگران اروپایی وقتی سرزمینهای افریقا را اشغال میکردند همه مردمان شان را به بردگی می کشیدند انهایی که تسلیم نمیشد بصورت سیستماتیک و خونسردانه قتل عام میشدند چون استعمارگران انها را نیمه حیوان و وحشی تلقی میکردند که کشتار شان هیچ حساسیتی را بوجود نمی اورد.هزاران برده را بعد از تخلیه معادن در صورت شورش در همان گودالها دفن میکردند. در نقاطی که معادن کشف میشد اگر اهالی انجا را تخلیه نمیکردند همه را می کشتند و در گور های دسته جمعی مدفون میکردند.هیچ گزارشگر و خبرنگاری هم شاهد این جنایات نبود.تا دهه ها بعد یکی از سربازان خود شان ان رویداد ها را اعتراف مینمود.جمعیتهای انبوهی را بدینگونه قلع و قمع نموده و مانند حشرات از بین میبردند.سربازان فرانسوی بعد از تجاوز به زنان و دختران در افریقای شمالی عکس دسته جمعی با ان زنان برهنه میگرفتند و در البوم خاطرات پرافتخار تاریخ خود جا میدادند.انگلیسها با تغییر اجباری پلان کشت گندم در هندوستان ۳۰ میلیون هندی را از قحطی عمدی کشتند.یک خدمتگذار هندی در خاطرات خودش میگوید زنان و مردان انگیس میان خود چنان با ادب و ملایمت سخن میگفتند که تصور میکردم دو فرشته اند اما در برابر نوکر هندی شان چنان خشن جیغ می کشیدند که گویی یک ماده سگ پیر لگدخورده است.امریکای متمدنتر از انها ۲۵۰ هزار نفر را در ظرف چند دقیقه در ناگاساکی و یوریشیمای جاپان با بمب اتم جزغاله کردند.هیچ خم بر ابرو نیاوردند و تا کنون معذرتی نخواسته اند.خلبان امریکایی که این بمبها را بر سر مردم ریخته بود در برابر سوال خبرنگار که ایا پشیمانی و عذاب وجدانی دارد یا نه میگوید هیچگونه پشیمانی ندارم و شب هم با راحتی تمام میخوابم.
همین متمدنهای سفید پوست میلیونهاسیاهپوست را به زنجیر بردگی کشیدند و مانند مواشی در بازار ها فروختند.همین متمدنهای سفید پوست و نجیب نمایشگاه های مانند باغ وحش از سیاهپوستان در متروپول ایجاد کرده بودند تا مردمان و کودکان شان برای تفریح به تماشای سیاهپوستان بیایند. امریکا از پایان جنگ دوم جهانی به اینسو با برافروختن جنگهای پراکنده در کشور های مختلف چون ویتنام،کامبوج،کوریا،فلیپین ،اندونیزی،اسیای جنوبی و کشور های شرق میانه بیشتر از همه قربانیان جنگ دوم جهانی ادم کشته است.ده ها میلیون دیگر را اواره و بی خانمان گردانیده است.بعضی از محققان همین را جنگ سوم جاری جهانی نامیده اند. چون بصورت پراگنده در جاهای مختلف دنیا صورت گرفته کسی انرا چون جنگ جهانی نمی بیند. همین اکنون ما شاهد قتل عام و نسل کشی جاری در غزه بدست امریکا و اسراییل هستیم . دولتهای اروپایی بطور مستقیم با این نسل کشی همدستی دارند و ملتهای شان ناظر یک نسل کشی زنده زیر چشم کمره ها اند.انقدر اینکار را تمرین کرده اند که عادی شده است.من دو جنگ جهانی در قرن ۲۰ رالازم نیست یاداوری نمایم چون همه انرا میدانند. هم اکنون صد ها هزار زنان و دختران نوجوان از اروپای شرقی و دیگر کشور توسط ادم ربایان و ادمفروشان ربوده شده در امریکا و اروپا به بردگی جنسی گرفته میشوند تا بازار پررونق سکس و صنعت سکس در امریکا گرمتر و پر رونق تر گردد.نمایش عاملان صهیونیسم و امپریالیسم در جزیره ایپستین نمونه کوچکی ازین خروار است.ایا نمونه های چندی را که فوقا ذکر گردید هرکدام هزاران برابر از فاجعه ایپستین بزرگتر و تکان دهنده تر نیستند ؟
قدرتهای استعماری غرب همه اینها را براحتی نه تنها تحمل کرده است بلکه خود همه انها را طراحی و اجرا هم کرده است. پس چه توقع میتوان داشت که مردم با فاجعه جزیره ایپستین تکان بخورند چه رسد به اینکه زمامداران و نخبگان خود را به محاکمه بکشانند. از همه تکاندهنده تر اینکه همه رسانه ها و مطبوعات اصلی در امریکا و اروپا سکوت مرگبار و شرم اور گزیده اند و با عاملان نخبه این جنایات همدستی میکنند.مسخره تر از همه اینکه شعار کاذب ازادی بیان را بصورت یک امر مقدس ایدیولوژیک مطرح میکنند و ما را برای نداشتن رسانه های ازاد ملامت و جریمه مینمایند.باز هم خود را متمدن می نمایند.ایا نسل کشی جاری در غزه بدست متمدنهای امریکایی و اروپایی و نایب شان اسراییل همین اکنون هزاران بار تکان دهنده تر از رسوایی ایپستین نیست. امر بسیار عجیب و دلبد کننده برای من اینست که اینها باز هم خود را متمدن میخوانند و جهان هم با حقارت تمام به انها مینگرند.ایا ما افسون شده ایم یا این متمدنها و تمدن کیلوواتی شان مسخ شده است؟
وب سایت نواندیشی به ویب سایت خبری تحلیلی نواندیشی خوش آمدید