گـزیده اخبــار
خانه » اجتماعی » ویس ناصری درواکنش به حملات پاکستان و مکثی برکودتای ۲۶سرطان سرآغاز بدبختی کنونی !
ویس ناصری درواکنش به حملات پاکستان و مکثی برکودتای ۲۶سرطان سرآغاز بدبختی کنونی !

ویس ناصری درواکنش به حملات پاکستان و مکثی برکودتای ۲۶سرطان سرآغاز بدبختی کنونی !

چنانچه اطلاع دارید آخیرأ ارتش پاکستان که ادعا میکنند بیست گروهی از تروریست ها به شمول تحریک طالبان پاکستان TTP در افغانستان جابجا شده و امنیت پاکستان و منطقه را به مخاطره انداخته اند با این بهانه بالای چندین قریه و قصبات توسط جنگنده های نظامی مورد حمله قرار دادند . البته این نخستین بار نیست که ارتش پاکستان خاک افغانستان را مورد تجاؤز قرار میدهند و ما به عنوان یک رسانه آزاد آنرا با شدت محکوم می نمائیم اما این بدان معنی نیست که ما بدون بصیرت لازم سیاسی و تاریخی آب را نادیده آغاز به شنأ کنیم بلکه عمیقأ باور داریم هرچند ریشه های تحریک طالبان  با نخستین دسته های از مجاهدین میرسند که در برابر رژیم های خلق وپرچم و سرانجام علیه ارتش شوروی  می جنگیدند اما پروژه طالبان از همان آغاز که شورای بنام اتحاد علمای افغانستان برهبریی مرحوم مولوی عبدالله ذاکری در کمپی  بنام پبو درکنار قرار گاه استاد سیاف در پیشاور پاکستان از سوی سازمان اطلاعات ارتش پاکستان تأسیس شده بود و فعالیت میکرد در قلب شورای اتحاد علمای افغانستان جوانه زد .

میشود گفت که این نیروی مذهبی افغانی  اما وابسته با استخبارات کشور پاکستان ISI بحیث گُردانهای ملیشه ای متشکل از ملا های زر پرست واجاره داران مذهب به حیث یک پروژه امنیتی همچون  بلک واتر Black Waterکمپنی  امنیتی امریکا  نخست در سال ۱۹۹۵ تحت نام امارت اسلامی برهبریی ملا محمد عمر مجاهد و بار دوم درآگست  سال ۲۰۲۱ برهبریی شیخ هیبت الله آخندزاده برکشوری تاریخی و باستانی افغانستان غلبه داده شدند .  چناب  ویس ناصری کارشناس مسائل افغانستان و منطقه پیرامون عوامل و انگیزه حمله ارتش پاکستان بر خاک افغانستان با انتشاریک ویدیوی کوتاهی که به تربیون نواندیشی نیزمواصلت نموده است چنین اظهار نظر نموده است
در ارتباط با حملات دیروز طیارات پاکستانی بر پنج ولسوالی افغانستان در ولایات پکتیکا و ننگرهار باید گفته شود که کشتار مردم بی گناه و بی دفاع بر حملات هوائی و نظامی پاکستان بر خاک افغانستان و نقض حریم هوائی افغانستان و نقض تمامیت ارضی و حق حاکمیت ملی در افغانستان یک خیانت بزرگی است وکشتار مردم و بمبارد هوائی مردم افغانستان واقعأ درد ناک است و این یک جنایتی است که نقض تمامی قوانین ملی وبین المللی و کنواسیونهای بین المللی است پاکستان به بهانه ازینکه در خاک اش چندین بار حملات تروریستی صورت گرفته است از زمان دوباره به قدرت رسیدن طالبها شش بار است که افغانستان را مورد حملات هوائی و زمینی قرارمیدهد ….آقای ناصری در این ویدیو ی کوتاهی به عوامل و پیامدهای این تجاؤز نیز پرداخته است که خواننده گان ارجمند میتوانند عند الزوم آنر در همین نوشته بشنوند
مدت ها در نوشته ها ، تحلیل ها وحتی چشم در چشم شکنجه گران آگسا و خاد نوشته ایم و گفته که نخستین سنگ بنای  بدبختی مردم افغانستان  از کودتای بیست وشش سرطان سال ۱۳۵۲ آغازیده شده است زیرا این ادعا نه بخاطر آنکه اکثریت کودتا گران تحصیل یافته های اتحاد جماهیر شوروی و با دو جناح های حزب دموکراتیک خلق افغانستان ارتباط رسمی اما مخفی داشتند بلکه  به خاطریکه افسران و کارمندان شامل در کودتای نظامی نزد اکثریتی از روشنفکران و فعالان سیاسی اعضای فعال حزب دموکاراتیک خلق افغانستان محسوب می شدند هرچند به ظاهر افسران و کادر نظامی ارتش و نیروهای مسلح افغانستان حق نداشتند در فعالیت های سیاسی سهم داشته باشند اما این لایحه قانون که به وجدان و اخلاق مردم تبدیل نه شده بود تا با آخیر فقط بحیث یک لایحه تطبیق ناشده باقی ماند مرحوم سردار محمد داؤد آخرین صدراعظم قبل از دهه دموکراسی نیز برای تحقق اغراض سیاسی و بیشتر خانوادگی اش به چنین نیروی که به جز خشونت و کشتار با هرگونه اوصاف با هم پذیریی ملی نا آشنا بودند توصل جست . چنانچه به همه خورد ظابطانی که در کودتای بیست وشش سرطان سال ۱۳۵۲ اشتراک داشتند رتبه های فوق العاده ” لومړې بریدمن ” را منظور کرد تا راه ارتقای نظامی برای آنها هموار گردد . جالب است که گفته می شود نخستین بیانیه موسوم به ” خطاب به مردم ” به قلم ببرک کارمل نوشته شده بود که حین قرئت آن از رادیو افغانستان که توسط محمد داؤد قرئت گردید بربرخی از سطور آن خط کشیده شده است  وقتی لست اعضای کابینه سردار محمد داؤد اعلام گردید همه دانیستند که چه کسانی قدرت چهل ساله محمد ظاهر پادشاه افغانستان را در دست گرفته اند ؟
اما آقای ویس ناصری خانواده اش قربانی کودتای بیست وشش سرطان سال ۱۳۵۲ بود پس از صحبت های کج و مریز آقای غرنی یکی از اعضای سابق حزب دموکراتیک خلق افغانستان که بر ضد خیزش های ملی مردم افغانستان علیه کودتا های چپ قیام نموده بودند سخن گفت چنین اظهار داشت  : من علاقه دارم که با جناب غرنی صاحب بحث کنیم زیرا اینها دلشان از جهاد و مجاهدین و تنظیم های هفتگانه و هشتگانه بسیار پُر است ولی آغاز بدبختی های افغانستان را اگر میگفتند من بسیار خوش می شدم و علاقه داریم که صحبت کنم …در مقابل آقای غرنی در جواب گفت : ما وشما چندین بار یکجا در صحبت ها بودیم من به شما هم میگویم که هیچ وقت من طرفدار این نیستم که تاریخ را به حساب چیزی که هست آنرا نگویئم !
آیا شما نه می فهمید که این رهبران در چه وقت رفتند به پاکستان ؟  جناب ناصری پاسخ داد که در وقت داؤد خان ! در سال پنجاه ودو که پدرمن بدون گناه ، بدون اتهام ، بدون آنکه کدام سندی موجود باشد میوند وال شهید شد ، خان محمد خان شهید شد پدر من با تمامی آراکین و تمامی دانشمندان وسیاسیون  و نظامی های افغانستان توسط خلق وپرچم به زندان کشانیده شدند . رهبریت نهضت اسلامی دستگیر شد و به شهادت رسید …در وقت داؤد خان ! وقتی آقای غرنی پرسید که در وقت داؤد خان خلق وپرچم چه میکرد ؟ آقای ناصری در پاسخ گفت : خلق وپرچم همین در کابینه داؤد در اولین کابینه داؤد خان هشت نفر پرچمی وخلقی در کابینه داؤد خان موجود بودند . جناب غرنی صاحب آیا شما تاریخ خوانده اید ؟ حسن شرق کی بود ؟ شما برای من بگوئید که فیض محمد کی بود ؟ هشت نفر وزیر در کابینه داؤد خان بود …این گفتگو با استمداد از مفاهیم فلسفی از سوی آقای غرنی ” تز” “انتی تز ” و ” سنتز ” با کمال شرمنده گی به پایان رسید

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

بالا