گـزیده اخبــار
خانه » اجتماعی » اسلام«سیأ»سی یاسیاست اسلامی؟
اسلام«سیأ»سی یاسیاست اسلامی؟

اسلام«سیأ»سی یاسیاست اسلامی؟

همین دوسه روز قبل بود که  در سیری به رخنامه های فرهنگیان افغان سری به رخنامه ای جناب عبدالحی خراسانی  یکی از فرهیخته گان و فرهنگیان افغانستان که لزومأ سلسله جنبان راه جهاد ومقاؤمت ملی افغانستان برهبریی زنده یاد استاد برهان الدین  ربانی و قهرمان ملی افغانستان  شهید احمد شاه مسعود  که بدون هرگونه تردید شهید استاد برهان الدین ربانی دانشمند شهیر حوزه علوم دینی درافغانستان به حساب می آیند و همچنان رهروان دلیری در عرصه مبارزه با گروه استخباراتی طالبان  دارند جایی هیچگونه تردید ی نیست که رهروان شهید احمدشاه مسعود در بیرون و درون کشور برای تغییر وضعیت کنونی افغانستان مبارزه خستگی ناپذیر میکنند چشم ما بر یادداشتی افتاد که در همین رخنامه بصورت نقدگونه تحت عنوان ” نبرد عریان بر سر جنازهٔ پیشوای ولایت فقیه؛ سلفی‌ها در برابر چله‌نشینان اسلام سیاسی ”  شهادت آیت الله سید علی خامنه ای رهبر جمهوری اسلامی ایران را تحلیل ومورد ارزیابی قرار داده است .ازکمترین نتیجه این یادداشت این است که اصلأ دین اسلام برای مدیریت و اداره امور جامعه پیام و برنامه روشنی ندارد بلکه در حوزه های سیاسی ، فرهنگی ، اقتصادی و اجتماعی در مغائرت با نص صریح قرآن پاک که می فرمایند : يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا ادْخُلُوا فِي السِّلْمِ كَافَّةً وَلَا تَتَّبِعُوا خُطُوَاتِ الشَّيْطَانِ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُبِينٌ ای اهل ایمان! همگی در عرصه تسلیم و فرمان بری (از خدا) در آیید، و از گام های شیطان پیروی نکنید، که او نسبت به شما دشمن آشکار است. (۲۰۸)  باید سلسله جنبان دونگاه متفاوت اما با نتیجه واحد به هستی و انسان ماتریالیزم یا مادی گرائی که در پرتو  این نگاه ماده و جهان فیزیکی اصل هستند وایده‌آلیسم که ایده‌ها اصل دانیسته میشود وناگزیرباید انسان درعصر حاضرودرحوزه حیات سیاسی ، اقتصادی و اجتماعی ازآن ها  پیروی و متابعت کند. واقیعت این است که انتخاب تیتر« نبردعریان برسرجنازه ء پیشوای ولایت فقیه ؛ سلفی ها دربرابر چله نشینان اسلام سیاسی » محصول کاریکاتوریی نگاه التقاطی و مشترک مادی گرائی و ایده آلیسم سیاسی محسوب میشود که در فقدان اطلاعات لازم سیاسی و فلسفی بویژه در حوزه دین اسلام  بصورت دُم بریده و ناقص عرض اندام کرده است .هرچند گفتمان التقاطی شبه  مذهبی در کشور ما افغانستان یک پدیده جدید و متعلق به دوره ء ماست و ریشه های منفرد وعنصری آنرا میتوان درتحلیل ها و آثار رجالی یافت که خود را در کسوت روشنفکران این عصرجا میزنند وهرآنچه را که برای آزادی واستقلال یک ملت عرضه میگردند با زبانی از” هر چمن سمنی “ به باد انتقاد گرفته میشوند .جالب آنجاست که جناب خراسانی بخشی از این یادداشت خود زیر عنوان سلفی‌ها؛ منتظران فروپاشی!اینگونه آغازیده است :  در این میان، بخشی از نسل نسبتاً جوان سلفی، بی‌پرده و آشکار به میدان آمده است. آنان با بهره‌گیری از فضای شبکه‌های اجتماعی و آزادی نسبی بیان، سقوط احتمالی رژیم ولایت فقیه را از منظر فقهی و ایدئولوژیک تحلیل می‌کنند و آن را به سود «اسلام خالص»، منطقه و حتی ایران می‌دانند.در نگاه آنان، جمهوری اسلامی نه تنها نمایندهٔ اسلام نیست، بلکه به باورشان مانعی در برابر تحقق قرائت مطلوب آنان از شریعت است. از همین رو، در میدان جنگ نرم، با ادبیاتی آمیخته به رجزخوانی‌های مذهبی، همچنان «هل من مبارز» می‌طلبند و فروپاشی نظم موجود را فرصتی تاریخی می‌بینند. آنچه را که جناب عبدالحی خراسانی روشنفکری که مصداق ضرب المثل معروفی ” مدعی سُست و گواه چُست ” میباشد و در نخستین بخشی از یادداشت اش برشته تحریر درآورده است شاید برای یک باورمند بربنیادگرایی شریعتمدار وفقه تاریخی که ایشان تحت عنوان ” سلفی‌ها؛ منتظران فروپاشی ” مطرح نموده است تشویق کننده و درعین حال هیجان انگیز معلوم شود اما واقیعت میدانی در جمهوری اسلامی ایران به دلیل حمله  رژیم صهیونیستی و امریکای اشغالگر بر آشیانه حیات همه ایرانی ها اعم ازمخالفین و موافقین نظام جمهوری اسلامی ایران را با هر اندیشه و تفکری که می اندیشند مورد هجوم قرار گرفته است لهذا روحانیون بلند پایه اهل سنت والجماعت که جناب خراسانی از آنها بنام ” سلفی‌ها؛ منتظران فروپاشی یاد نموده اند این عمل امریکا ورژیم غاصب  اسرائیل با شدت محکوم نمودند . و شیخ عبدالحمید رهبراهل سنت والجماعت ایران که از علمای نامورمذهب اهل سنت والجماعت درایران محسوب می شود  در صفحه ایکس خود چنین نوشت : حملات خصمانه اسرائیل علیه ایران نقض آشکار حقوق بین الملل و تهدیدی برای صلح منطقه ای است ضمن محکومیت این اقدام از شورای امنیت انتظارمیرود برای مهار تنش ها وارد عمل شود .. ناگفته نماند که تعدادی از شبکه های که شجرة النسب خودرا با اهل سنت والجماعت ایران پینه میزنند سعی میکنند تا از اعمال شنیع تروریستی رژیم غاصب شبه یهودیی اسرائیل  و حاکمیت امپریالیستی امریکا  که به سرزمین ایران حمله نمودند به دفاع برخیزند و در بیان زنجیر وار اعمال وکارنامه های ناپسندیده  حکومت جمهوری اسلامی ایران جنایت عریان تروریستی مبنی بر حمله بر سرزمین باستانی ایران زمین پنهان میکنند وبدین ترتیب دربدل مواجب ناچیزی از شبکه های استخباراتی منطقه وجهان این تجاؤز آشکاربر خاک جمهوری اسلامی ایران  را ماست مالی می کنند همچنان  جناب آقای خراسانی درقسمتی از این یادداشت خود که در رُخنامه متعلق با خودش منتشر ساخته است زیر تیتری مینویسد :
«  سینه‌چاکان اسلام سیاسی؛ پاسداران سنگر آخر» با این ادبیات آغاز نموده است : در سوی دیگر، مدافعان سرسخت اسلام سیاسی قرار دارند؛ کسانی که تمام‌قد در کنار میراث فکری و سیاسی پیشوای نظام ایستاده‌اند. آنان که سال‌ها با مفاهیم قدسی از قدرت سیاسی دفاع کرده‌اند، اکنون در برابر احتمال فروپاشی آن، دچار خشم، اضطراب و آشفتگی شده‌اند.در ادبیات و رفتار آنان، نوعی مرثیه‌خوانی سیاسی دیده می‌شود؛ گویی سنگر آخر یک روایت ایدئولوژیک در حال فروریختن است. از همین رو، واکنش‌ها گاه از چارچوب عقلانیت و اخلاق خارج می‌شود و به میدان نزاعی پرخشم و هیجانی بر سبک کوچه بازاری بدل می‌گردد.با این همه، هر دو جریان در یک نقطه مشترکند: بهره‌برداری از احساسات پاک نسل جوان و تبدیل آن به نیرویی برای ادامهٔ نزاع‌های ایدئولوژیک!
هیچکسی نه میداند که نزد جناب خراسانی اندیشه ها و افکار دینی زنده یاد استاد برهان الدین ربانی بویژه شهید قهرمان ملی احمد شاه مسعود فرمانده شجاع مقاؤمت ملی مردم افغانستان از چه جایگاهی برخوردار است ؟ اما چه کسی نه میداند که زنده یاد قهرمان ملی احمد شاه مسعود درعنفوان  جوانی با نهضت اسلامی افغانستان پیوسته بود و طبیعی است که در برابر استبداد داخلی واستعمار خارجی اسلام را به مثابه یک مجموعه ای متکثر و متشکل از تمامی راه حل های نجات کشور افغانستان برگزیده بود و آنرا سیاست اسلامی می نامید البته ایشان بخوبی از این امر واقف بودند که استعمار نوین چگونه نهضت ها و حرکت های سیاسی دینی را که از بطن توده های فقیر افغانستان  برخاسته بودند مبدل به اسلام «سیأ » سی ساختند .!

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

بالا