گـزیده اخبــار
خانه » اجتماعی » ارزشها خط سرخ استاد ربانی !
ارزشها خط سرخ استاد ربانی !

ارزشها خط سرخ استاد ربانی !

یکی از مهم‌ترین ابعاد کمتر بازخوانی‌شده از شخصیت سیاسی و دینی شهید پروفسور برهان‌الدین ربانی، موضع روشن و اصولی او در برابر خواست طالبان برای محدودکردن زنان و بستن مکاتب دخترانه است.این روایت از آن جهت اهمیت تاریخی دارد که نشان می‌دهد مسئله آموزش دختران در افغانستان تنها یک مناقشه معاصر و مربوط به سال‌های پس از ۲۰۲۱ نیست؛ بلکه در نخستین دوره ظهور طالبان نیز یکی از خواسته‌های صریح این گروه از حکومت استاد ربانی بوده استبر اساس منابع مکتوب وابسته به جریان جمعیت اسلامی و مجموعه سخنرانی‌ها و خاطرات منتشرشده از استاد ربانی، هیأتی به رهبری یا با حضور مولوی ذاکری نزد استاد ربانی آمد و از او خواست زنان را از کار در ادارات کنار بگذارد و مکاتب دخترانه را ببندد. در مقابل، به او وعده داده شد که اگر این خواسته را بپذیرد، با حکومتش مخالفت نخواهند کرد و او را به‌عنوان رهبر سیاسی می‌پذیرند. پاسخ استاد ربانی در این روایت، از نظر سیاسی و اخلاقی بسیار مهم است: او حاضر نشد برای حفظ قدرت سیاسی، حقی را که آن را حق شرعی و انسانی زنان و دختران می‌دانست، قربانی کند.

در یکی از متون منتشرشده در مجموعه آثار مربوط به استاد ربانی آمده است که مولوی ذاکری و شماری از نمایندگان طالبان نزد استاد آمدند و پیشنهاد کردند:   زنان از کار در ادارات کنار گذاشته شوند و مکاتب دخترانه بسته شوند؛ در مقابل، دیگر مشکلی با حکومت او نخواهند داشت.همان منبع می‌گوید که آنان برای اقناع استاد ربانی، از جایگاه سیاسی و قومی او نیز سخن گفتند و مضمون سخن‌شان این بود که چون امام اعظم ابوحنیفه را ــ که از نظر آنان تاجیک بود ــ به‌عنوان امام پذیرفته‌اند، ربانی را نیز به‌عنوان زعیم سیاسی قبول خواهند کرد؛ مشروط بر اینکه خواسته آنان درباره زنان و مکاتب دخترانه را اجرا کند. این نکته مهم است: در روایت مستند، پیشنهاد طالبان صرفاً یک درخواست آموزشی نبود؛ یک معامله سیاسی نیز در آن وجود داشت.در یکی از متون منتشرشده در مجموعه آثار مربوط به استاد ربانی آمده است که مولوی ذاکری و شماری از نمایندگان طالبان نزد استاد آمدند و پیشنهاد کردند:   زنان از کار در ادارات کنار گذاشته شوند و مکاتب دخترانه بسته شوند؛ در مقابل، دیگر مشکلی با حکومت او نخواهند داشت.همان منبع می‌گوید که آنان برای اقناع استاد ربانی، از جایگاه سیاسی و قومی او نیز سخن گفتند و مضمون سخن‌شان این بود که چون امام اعظم ابوحنیفه را ــ که از نظر آنان تاجیک بود ــ به‌عنوان امام پذیرفته‌اند، ربانی را نیز به‌عنوان زعیم سیاسی قبول خواهند کرد؛ مشروط بر اینکه خواسته آنان درباره زنان و مکاتب دخترانه را اجرا کند. این نکته مهم است: در روایت مستند، پیشنهاد طالبان صرفاً یک درخواست آموزشی نبود؛ یک معامله سیاسی نیز در آن وجود داشت.یعنی مضمون پیشنهاد چنین بود:قدرت و حمایت سیاسی در برابر محدودکردن زنان و بستن مکاتب دخترانه. یعنی مضمون پیشنهاد چنین بود:قدرت و حمایت سیاسی در برابر محدودکردن زنان و بستن مکاتب دخترانه !دیگر هیچ چیزی از تو نمی‌خواهیم.»؟در متن اصلی، حتی عبارت پشتوی این درخواست نیز درج شده است:«له دفترونو څخه ټولې ښځې وباسې او دغه راز زنانه ښونځي وتړي.» و بلافاصله ترجمه فارسی آن نیز آمده است: زنان را از ادارات بیرون کن و مکاتب زنانه را ببند؟بنابراین، برخلاف برخی نقل‌های شفاهی و شبکه‌های اجتماعی، مسئله فقط «بستن مکتب‌های دخترانه» نبود؛ درخواست حذف زنان از محیط کار دولتی نیز بخشی از خواسته آنان بود.پاسخ استاد ربانی بسیار قابل توجه است.او نمی‌گوید:«اگر این کار باعث حفظ حکومت من می‌شود، انجام می‌دهم.»بلکه می‌گوید، مضموناً:من مسلمان و عالم دین هستم؛ بیایید درباره این مسئله بحث شرعی کنیم. اگر دلیل شرعی داشتید، آن را می‌پذیرم؛ اما اگر دلیل شرعی نداشتید، درست نیست که چنین کاری انجام شود؟این پاسخ از نظر اندیشه سیاسی استاد ربانی اهمیت اساسی دارد.او مسئله را از سطح «مصلحت سیاسی» به سطح حکم شرعی، حق انسانی و مسئولیت اخلاقی حکومت منتقل می‌کند.یعنی نمی‌پذیرد که یک گروه مسلح بتواند بگوید:«اگر می‌خواهی حکومت کنی، باید زنان را از کار و دختران را از مکتب محروم کنی.»نقطه بسیار مهم‌تر: استاد حاضر نشد یک زن بیوه و نیازمند را از کار برکنار کنددر ادامه گفت‌وگو، استاد ربانی مسئله را فقط در قالب یک اصل کلی مطرح نمی‌کند؛ بلکه به وضعیت واقعی زنان نیز توجه می‌دهد او می‌گوید چگونه می‌توان زنی محروم و بیچاره را که شوهرش مرده و از طریق معاش خود زندگی می‌کند، از کار برکنار کرد؟و سپس درباره دختران نیز می‌پرسد: این بخش از روایت بسیار مهم است، زیرا نشان می‌دهد موضع او صرفاً یک شعار سیاسی نبود.او آثار اجتماعی تصمیم را نیز می‌دید:پس از آنکه استاد ربانی این خواسته را نپذیرفت، طرف مقابل به او هشدار داد:«پس با شما جنگ می‌کنیم.»پاسخ استاد نیز بسیار کوتاه و قاطع بود:«خوب، هرچه که شود، شود.» این قسمت شاید مهم‌ترین بخش سیاسی روایت باشد.زیرا نشان می‌دهد استاد ربانی در برابر یک انتخاب سیاسی قرار گرفته بود:یا حفظ قدرت با پذیرش خواسته طالبان، یا حفظ اصل و پرداخت هزینه سیاسی و نظامی آن.استاد ربانی حتی در شرایط جنگ، تعطیلی مکاتب دخترانه را نپذیرفت اهمیت تاریخی این موضع زمانی بیشتر می‌شود که شرایط آن دوره را در نظر بگیریم.افغانستان درگیر جنگ بود و حکومت استاد ربانی با تهدیدهای نظامی بسیار جدی روبه‌رو بود. با این حال، او صریحاً می‌گوید که حتی حکومت‌های مقتدر نیز ممکن بود در شرایط جنگ بهانه بیاورند و بگویند:«حالا جنگ و کشمکش است؛ برای مدتی دروازه مکاتب دختران بسته شود.»اما او می‌گوید:«ما از این شیوه هیچ وقت استفاده نکردیم.»و اضافه می‌کند که ارزش‌های دینی و حقوقی مربوط به دفاع از یک طبقه محروم را قربانی نکردند و بر بازماندن دروازه‌های تعلیم و تربیه دختران تأکید کردند. این بخش، موضع استاد ربانی را از یک «موضع سیاسی» به یک اصل حکمرانی تبدیل می‌کند   جنگ، بحران و حفظ قدرت نباید بهانه‌ای برای سلب حق آموزش از دختران شود.. آیا استاد ربانی گفته بود «تعلیم را خدا برای هر مرد و زن فرض کرده است»؟بله، این مضمون نیز در منبع مکتوب دیگری از آثار مربوط به استاد ربانی ثبت شده است.در کتاب «مرد نمیرد به مرگ»، که مجموعه‌ای از مقالات درباره رهبر شهید است، همین روایت با صراحت بیشتری نقل شده و پاسخ استاد چنین ثبت شده است:«آموزش را خدا برای هر مرد و زن فرض گردانیده است، من چیزی را که خدا نگفته به خاطر تداوم قدرت خود انجام نمی‌دهم.» این جمله از لحاظ سیاسی بسیار سنگین است.زیرا استاد ربانی عملاً می‌گوید:من حاضر نیستم حکومتم را با نقض چیزی که آن را حق و تکلیف دینی می‌دانم حفظ کنم.به عبارت دیگر:قدرت برای استاد وسیله بود، نه هدف مقدس.اگر حفظ قدرت به قیمت محروم‌کردن دختران از آموزش تمام می‌شد، او حاضر نبود چنین معامله‌ای را بپذیرد. یک تفاوت مهم میان روایت‌های موجوددر بررسی منابع، لازم است میان اصل تاریخی روایت و جزئیات نقل‌شده در شبکه‌های اجتماعی تفاوت بگذاریم.در برخی نقل‌های امروزی گفته می‌شود:«صد نفر از جنوب کشور به نمایندگی از مردم و طالبان آمدند.»اما منبع مکتوبی که متن گفت‌وگو را ثبت کرده، چنین عددی ارائه نمی‌کند. در آن از «مولوی ذاکری و شماری از نمایندگان طالبان» سخن گفته شده است. آیا این روایت با سیاست عمومی استاد ربانی درباره آموزش زنان سازگار است؟ بله.در مجموعه آثار و سخنرانی‌های منتشرشده از استاد ربانی، موارد دیگری نیز وجود دارد که نشان می‌دهد آموزش دختران و ایجاد نهادهای آموزشی برای زنان در تفکر او جایگاه داشته است.در یکی از سخنرانی‌های ثبت‌شده او، درباره فعالیت‌های آموزشی دوران جهاد و مهاجرت می‌گوید که نه‌تنها مکاتب ابتدایی و لیسه‌ها افتتاح شده بودند، بلکه پوهنتون‌های پسرانه و دخترانه نیز ایجاد شده بود. او این اقدامات را بخشی از آماده‌سازی نسل آینده افغانستان می‌داند. بنابراین، روایت دیدار مولوی ذاکری را نمی‌توان یک جمله منفرد و جدا از منظومه فکری او دانست.این روایت یکی از روشن‌ترین نقاط تفاوت میان قرائت استاد ربانی از حکومت اسلامی و قرائت طالبان را نشان می‌دهد.در سال ۲۰۰۱، زمانی که استاد ربانی هنوز درباره آینده افغانستان سخن می‌گفت، در مصاحبه‌ای با واشنگتن‌پست نیز تصریح کرد که حکومت اسلامی از دید او باید بر آزادی، برابری، عدالت، هماهنگی، قانون و شورا استوار باشد و درباره طالبان گفت که ممنوع‌کردن مدرسه و کار زنان با اسلام سازگار نیست. از این منظر، استاد ربانی میان:اسلام به‌عنوان نظام اخلاقی وعدالت‌محوروطالبانیسم به‌عنوان قرائت سخت‌گیرانه و انحصاری ازقدرت تمایز قائل بود.این داستان امروز اهمیت بسیار بیشتری پیدا کرده است؛ زیرا مسئله‌ای که در دهه ۱۳۷۰ خورشیدی در برابر استاد ربانی قرار گرفت، بار دیگر پس از بازگشت طالبان به قدرت در سال ۲۰۲۱ به یکی از بزرگ‌ترین بحران‌های افغانستان تبدیل شد.طالبان پس از بازگشت به قدرت، آموزش دختران بالاتر از مقطع ابتدایی را محدود کردند و سپس محدودیت‌های گسترده‌تری بر آموزش عالی و کار زنان اعمال شد. پژوهش‌های دانشگاهی نیز آثار منفی حاکمیت طالبان بر آموزش زنان و پیامدهای اجتماعی آن را بررسی کرده‌اند.  در نتیجه، مقایسه تاریخی بسیار معناداری شکل می‌گیرد:در دهه ۱۳۷۰، از استاد ربانی خواسته شد برای حفظ حکومت خود مکاتب دخترانه را ببندد؛ او نپذیرفت.در دوره کنونی، بستن مکاتب دخترانه به یکی از سیاست‌های اصلی طالبان تبدیل شده است.این مقایسه، ارزش تاریخی آن تصمیم استاد ربانی را بیشتر روشن می‌کند. درس سیاسی استاد ربانی: حکومت نباید حق مردم را قربانی بقای خود کند شاید مهم‌ترین درس این حادثه تنها «حق تحصیل زنان» نباشد.درس عمیق‌تر آن درباره رابطه قدرت و اصول است.رهبر سیاسی زمانی در معرض آزمون واقعی قرار می‌گیرد که میان:یکی را انتخاب کند.اگر رهبر برای حفظ قدرت، هر اصلی را کنار بگذارد، در نهایت قدرت برای او به هدف تبدیل می‌شود.اما استاد ربانی، بر اساس این روایت، موضع دیگری گرفت: اگر حفظ حکومت به قیمت نقض حق شرعی و انسانی دختران باشد، حاضر نیست چنین بهایی بپردازد.این دقیقاً همان چیزی است که امروز نیز باید در بحث حکومت‌داری افغانستان مورد توجه قرار گیرد.روایت دیدار مولوی ذاکری و نمایندگان طالبان با استاد برهان‌الدین ربانی را می‌توان یکی از اسناد مهم برای شناخت اندیشه سیاسی، دینی و اخلاقی او دانست بر اساس منابعی که در این تحقیق بررسی شد، اصل روایت قابل پیگیری و دارای پشتوانه مکتوب است:بنابراین، اگر بخواهیم این حادثه را در یک جمله تاریخی خلاصه کنیم، می‌توان گفت: استاد ربانی در برابر معامله‌ای که در آن «حفظ قدرت» به بهای «محرومیت زنان و دختران از کار و آموزش» پیشنهاد شده بود، قدرت را انتخاب نکرد؛ اصل را انتخاب کرد.و شاید همین‌جا یکی از تفاوت‌های بنیادین میان حکومت اسلامی مورد نظر استاد ربانی و حکومت ایدئولوژیک طالبان آشکار می‌شود:از نگاه او، حکومت باید برای حفظ حقوق مردم باشد؛ نه اینکه حقوق مردم برای حفظ حکومت قربانی شود.«خط رهبر»؛ مجموعه سخنرانی‌های شهید پروفسور برهان‌الدین ربانی، شامل متن روایت دیدار و گفت‌وگوی مربوط به زنان و مکاتب دخترانه. «مرد نمیرد به مرگ»؛ مجموعه مقالات درباره رهبر شهید، شامل روایت مولوی ذاکری و نمایندگان طالبان و پاسخ استاد ربانی درباره آموزش زن و مرد. مجموعه آثار و سخنرانی‌های استاد ربانی درباره آموزش و ایجاد مکاتب و پوهنتون‌های دخترانه.مصاحبه تاریخی واشنگتن‌پست با استاد ربانی در سال ۲۰۰۱ درباره حکومت اسلامی، آزادی، عدالت و موضع او نسبت به منع آموزش و کار زنان توسط طالبان. پژوهش دانشگاهی درباره آثار اجتماعی و آموزشی حکومت طالبان بر زنان افغانستان.

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

بالا