دیدگاه تربیون نواندیشی : نوشته ای را که مطالعه میفرمائید بقلم یکتن از فرهیخته گان آزادی و مقاؤمت جناب خالدین ضیائی برشته تحریر در آمده است که ایشان پیرامون سجایای مبارزاتی قهرمان ملی زنده یاد احمدشاه مسعود و پیروی نسل نو از مبارزات و قهرمانانه ازایشان مطالبی را بیان نموده اند که با توجه به شناختی که ازآن راد مرد تاریخ داریم ناگزیریم بر تأثیر گذاریی شخصیت مبارزاتی اش بر نسل معاصر در پرتو مطالبی که دوست فرهیخته جناب خالدین ضیائی به آن اشاراتی نموده اند بصورت مختصر و مؤجز بپردازیم .جناب ضیائی در بخشی از این نوشته اش آورده است که : هیچ قهرمانی جای ملت را نمیگیرداحمدشاه مسعود، مانند هر شخصیت تاریخی، بخشی از تاریخ افغانستان است؛ اما آینده افغانستان نباید تنها به یک فرد وابسته باشد. …..شاید جناب ضیائی عزیز به این اصل زرین قرآن کریم ملتفت نه شده باشد که در آیه ۱۵۴ سوره بقره بصورت شفاف بیان میدارد که وَ لَا تَقُوْلُوْا لِمَنْ یُّقْتَلُ فِیْ سَبِیْلِ اللّٰهِ اَمْوَاتٌؕ-بَلْ اَحْیَآءٌ وَّ لٰـكِنْ لَّا تَشْعُرُوْنَ كسانى را كه در راه خدا كشته مى شوند مرده نخوانيد بلكه زنده اند ولى شما نمیدانید بدون شک زنده یاد احمد شاه مسعود یکی از تبار همین رجال دائیم زنده است که تاریخ سازان بشریت شناخته میشوند . البته باید گفت که احمد شاه مسعود این شهید دائیم زنده تاریخ است که در روزگار غریبی و در جغرافیای خونینی از افغانستان با خون خود تاریخ را زینت بخشید و علی الرغم خصم دشمنان که درپی نابودی اش بودند و هنوز هم هستند با قرار گرفتن در جایگاه رفیع شهادت زندگی ابدی اش را بیمه ساخت . وی مانند هرشخصیت تاریخی بخشی از تاریخ نبوده ونیست بلکه با حضور اثر گذار در تاریخ بشر بر قلمروی از جغرافیا ی بنام افغانستان حاکمیت ایمان و معنویت رامستقر ساخته است . این درست است که در تاریخ و جغرافیای این عصر آئنده افغانستان باید به علم ساخته شود اما پرسش اساسی انجاست که کدام جغرافیا و دارای چه تاریخی و دارای کدامین مشاهیر و نخبه گانی ؟ بدون شک که زنده یاد احمد شاه مسعود این عیار تاریخ خونین مردم افغانستان زمینه ساز شرائطی بوده که آئنده افغانستان را باید بدستان نسل معاصر به قول جناب ضیائی به علم ساخت !البته دشمنان راه زنده یاد احمدشاه مسعود که مجهز با ابزارکریه تهمت سازی و مسخ حقیقت ها اند ازهیچگونه تهمت سازی ها وفتنه ها ابأنه ودریغ نه میورزند گاهی در لباس دوست وگاهی هم درجامه به خون آغشته دشمنان دین ومیهن عمل میکنند .
احمدشاه مسعود در یک دوره تاریخی با انتخابهای دشوار و شرایط جنگی روبهرو بود. اما هیچ شخصیت تاریخی را نمیتوان مسئول رفتار همه کسانی دانست که بعدها خود را وارث سیاسی یا فکری او معرفی کردند.
اگر کسی نام مسعود را بر زبان بیاورد، اما در عمل به فساد، قومگرایی، انحصار قدرت، معامله بر سر منافع عمومی یا تحقیر مردم بپردازد، صرف استفاده از نام او نمیتواند برایش مشروعیت اخلاقی ایجاد کند.میراث واقعی یک شخصیت تاریخی زمانی زنده میماند که اصول او در رفتار نسل بعدی ادامه پیدا کند، نه فقط تصویر و نام او.خطر بزرگتر از شکست نظامی، شکست اخلاقی استافغانستان تنها در میدان جنگ شکست نخورد؛ بخش مهمی از شکست در جایی رخ داد که ارزشها در برابر منافع شخصی قرار گرفتند.هرگاه مقام دولتی تبدیل به وسیله ثروتاندوزی شود، سیاست به معامله تبدیل میشود.هرگاه جهاد به وسیلهای برای کسب امتیاز شخصی تبدیل شود، معنای اخلاقی خود را از دست میدهدهرگاه قوم، زبان، مذهب یا منطقه بر عدالت مقدم شود، وحدت ملی آسیب میبیند.و هرگاه یک سیاستمدار برای حفظ موقعیت خود حقیقت را قربانی کند، اعتماد عمومی از بین میرود.گزارشها و مطالعات متعدد درباره افغانستان جمهوری نشان دادهاند که فساد ساختاری و شبکههای توزیع منافع درون حکومت از مشکلات جدی بودند. برخی پژوهشها حتی از شکلگیری شبکههایی از نخبگان و وابستگان سیاسی برای تقسیم مناصب و منابع سخن گفتهاند بنابراین درس اساسی این نیست که «همه چیز به خاطر یک فرد یا یک گروه سقوط کرد».درس عمیقتر این است:وقتی مجموعهای از ضعفهای اخلاقی، سیاسی، نهادی و امنیتی روی هم جمع شوند، یک نظام از درون آسیبپذیر میشود.
همکاری با جامعه جهانی ذاتاً خیانت نیست. افغانستان در طول دو دهه از کمکهای بینالمللی در حوزههای گوناگون استفاده کرد و بسیاری از مردم از آن بهره بردند.اما همکاری زمانی خطرناک میشود که یک ملت به جایی برسد که:تصمیم سیاسی خود را بدون اراده خارجی نتواند تصور کند افغانستان جمهوری بهشدت به کمک خارجی وابسته بود و نیروهای امنیتی و نهادهای دولتی نیز در بسیاری از زمینهها به پشتیبانی خارجی متکی بودند. برخی مطالعات درباره فروپاشی ۲۰۲۱ نیز برهمین وابستگی و ضعف ظرفیت مستقل تأکید کردهاند.پس نسل جوان افغانستان باید میان دو مفهوم تفاوت بگذارد
ملت مستقل میتواند با جهان همکاری کند، اما تصمیم نهایی درباره سرنوشت خود را باید بر اساس منافع عمومی، قانون و اراده مردم تنظیم کند.
درس سقوط جمهوری نباید این باشد که هر نظامی که پس از آن آمد، از نقد و حسابخواهی مصون است.طالبان نیز بخشی از تاریخ معاصر افغانستاناند و عملکرد آنان باید با همان معیارهایی سنجیده شود که عملکرد حکومتهای پیشین سنجیده میشود:عدالت، کرامت انسان، امنیت، آموزش، قانون، پاسخگویی و حقوق شهروندی.در پنج سال پس از بازگشت طالبان، سازمان ملل و نهادهای حقوق بشری درباره محدودیتهای گسترده علیه زنان و دختران، سرکوب منتقدان و محدود شدن فضای مدنی هشدار دادهاند. رای نمونه، محدودیت آموزش دختران به یکی از مهمترین بحرانهای اجتماعی افغانستان تبدیل شده است؛ یونیسف نیز درباره پیامدهای بلندمدت محدودیت آموزش و اشتغال زنان هشدار داده استبنابراین یک اصل باید برای همه نسلها ثابت بماند:ظلم، اگرازطرف هرگروهی انجام شود،ظلم است؛ وعدالت، اگراز طرف هرگروهی مطرح شود،عدالت است
یکی از خطرناکترین اشتباهات تاریخی این است که مردم تصور کنند تنها دو راه وجود دارد یا استبداد؛یا فساد.یا دیکتاتوری؛یا بیقانونی.یا وابستگی خارجی؛یا انزوا
دولت مستقل، قانونمدار، پاسخگو، عادل و متعلق به همه شهروندان.افغانستان متعلق به یک قوم، یک زبان، یک حزب، یک خانواده سیاسی یا یک گروه مسلح نیست.
خون شهدا نباید سرمایه معاملهگران سیاسی شود یکی از دردناکترین مسائل تاریخ معاصر افغانستان این است که نام شهدا گاهی به ابزار مشروعیت سیاسی تبدیل شده است.اما شهید برای مقام و ثروت جان نداده است.اگر کسی نام شهید را برای کسب قدرت استفاده کند، اما در عمل عدالت را کنار بگذارد، باید میان نام شهید و عملکرد خود پاسخگو باشد.نسل جوان باید این پرسش را مطرح کند:
این پرسش درباره مسعود، ربانی، مزاری، مجددی، قهرمانان مقاومت ضد شوروی، قربانیان جنگ داخلی و همه قربانیان افغانستان صدق میکند.خون شهدا نباید میراث خانوادگی یا سرمایه سیاسی هیچکس باشد؛ باید امانت تاریخی ملت باشد
جوان افغانستان اگر از تاریخ درس بگیرد، نباید به انسان کینهجو تبدیل شود؛ باید به انسان آگاه تبدیل شود.
و برای آینده افغانستان، راهحل سیاسی و مدنی بیندیشد.مقاومت واقعی فقط گرفتن سلاح نیست؛ مقاومت در برابر جهل، فساد، دروغ، تحقیر انسان و نابودی امید نیز مقاومت است.
نسل جوان افغانستان باید از شکست نسلهای گذشته سه درس بزرگ بگیرد:
طالبان امروز قدرت دارند؛ جمهوری دیروز قدرت داشت؛ مجاهدین پیش از آن قدرت داشتند؛ حکومتهای سلطنتی و جمهوریهای پیشین نیز روزی قدرتمند بودند.اما تاریخ نشان داده است قدرت سیاسی بدون عدالت، پایدار نمیماند.
احمدشاه مسعود، مانند هر شخصیت تاریخی، بخشی از تاریخ افغانستان است؛ اما آینده افغانستان نباید تنها به یک فرد وابسته باشد ملت باید به مرحلهای برسد که:نهادها از اشخاص قویتر باشند و قانون از افراد قدرتمندتر.
اگر نسل جوان فقط خشم داشته باشد، ممکن است دوباره قربانی بازی دیگران شود.اما اگر خشم خود را به دانش، سازمانیافتگی مدنی، آگاهی تاریخی، کار علمی، رسانه مسئولانه و مشارکت سیاسی مسالمتآمیز تبدیل کند، میتواند آینده متفاوتی بسازد.
بیستوپنج سال پس از شهادت احمدشاه مسعود، شاید بهترین پرسش این نباشد که:«چه کسی خود را وارث مسعود میداند؟»بلکه باید پرسید:چه کسی ارزشهای استقلال، عزت، عدالت، دانش، شجاعت و مسئولیت ملی را در عمل دنبال میکند؟»تاریخ افغانستان به ما آموخته است که ملتها فقط با شکست دشمنان آزاد نمیشوند؛ گاهی باید از ضعفهای خود نیز آزاد شوند.
و آزادی از این تصور که سرنوشت افغانستان را همیشه دیگران تعیین خواهند کرد.امروز افغانستان بیش از هر زمان دیگری به نسلی نیاز دارد که نه گذشته را فراموش کند و نه در گذشته زندانی بماند.نسلی که از شهدا احترام بگیرد، اما تصمیم خود را با عقل بگیرد؛از تاریخ عبرت بگیرد، اما اسیر انتقام نشود؛در برابر ظلم سکوت نکند، اما خود به ظلم متوسل نشود؛و برای افغانستانی تلاش کند که در آن هیچ زن و مرد، هیچ قوم و زبان، هیچ منطقه و هیچ نسل، خود را بیگانه در سرزمین خویش احساس نکند.این میتواند یکی از بزرگترین درسهای بیستوپنج سال پس از شهادت مسعود باشد:قهرمانان میروند؛ اما ارزشها باید بمانند.حکومتها سقوط میکنند؛ اما ملت باید بماند.و آینده افغانستان را نسلی خواهد ساخت که از شکستهای گذشته، آگاهی و از رنج امروز، مسئولیت میآموزد.در سال ۲۰۲۶ نیز، همزمان با بیستوپنجمین سالگرد شهادت احمدشاه مسعود، پیامهای متعددی او را نماد مقاومت و ایستادگی در برابر استبداد توصیف کردهاند؛ اما ارزش این میراث زمانی سنجیده میشود که به رفتار اخلاقی، مسئولیت ملی وساختن آینده تبدیل شود،نه صرفاً به مراسم وشعارافغانستان به انتقام از گذشته نیاز ندارد؛ به عبرت ازگذشته وساختن آینده نیاز دارد.
وب سایت نواندیشی به ویب سایت خبری تحلیلی نواندیشی خوش آمدید