گـزیده اخبــار
خانه » اجتماعی » حاکمیت طالبان ونفوذ استخبارات
حاکمیت طالبان ونفوذ استخبارات

حاکمیت طالبان ونفوذ استخبارات

اخیرا هیبت الله امیر خودخوانده طالبان بار دیگر سر از غار کهف بیرون اورد و گفت شبکه های استخباراتی ستون فقرات این رژیم را تشکیل میدهد.این ادعا درست است اما اعتراف به شکست نیز هست علاوه بر اینکه یک اعتراف شرماور و ننگین هم میباشد.او اظهار نمود که باید با نیروی استخباراتی در برابر دشمنان خود مقابله نماید.درینصورت باید دانست که این دشمنان کی ها اند.بر اساس ادعا های مکرر خود طالبان این گروه روابط پیدا و پنهان زیاد با کشور های همسایه دارند.       

در صورتیکه این روابط همدستی و همکاری با طالبان و دشمنی با مردم افغانستان شمرده میشود زیرا این رژیم دیوصفت جز ارعاب و سرکوب پیوسته کاری دیگر با مردم خود ندارد.همه قدرتها جهانی و منظقه ای که خود طالبان انها را قدرتهای مشرک و کفار میخوانند با این گروه شرور رابطه و معامله دارند.پس این نیروهای استخباراتی با کدام دشمن مقابله میکنند.یگانه کسیکه که این گروه انرا دشمن خود تلقی میکند مردم است که این رژیم ازانها و از اعتراضات شان وحشت دارد.اکیدا قابل تذکر است که گروه طالبان و امیر المومنین غارنشین ان فرق بین دشمنان و مخالفان را نمی فهمند بنابرین همه را با یک چوب میرانند.در صورتیکه این رژیم هیچ مسوولیتی را در قبال خدمات اجتماعی و اقتصادی بمردم نپذیرد و انها را در باب معیشت و نیازمندیهای زندگی بطور مطلق به خدا حواله دهند و یگانه وظیفه خود را خاموش ساختن و سرکوب مردم بدانند درانصورت مردم حق دارند همه مخالف این رژیم جاهلی و خشونت پیشه باشند.روال معمول حکومتهای مردمی در جهان با مخالفان و ناراضیان شنیدن صدای اعتراضات انها و پرداختن به نیازمندیهای اجتناب ناپذیر انهاست.روش معمول برای برطرف ساختن مشکلات مخالفان داخل مشورت شدن و مذاکره با خود انهاست که این مساله را عقل طالب هیچگاه نخواهد فهمید.چون طالبان هیچ مهارت و لیاقت مشکل گشایی مردم را ندارند پس استخبارات ،پولیس و سرکوب و حاکم ساختن اختناق یگانه راه حل شمرده میشود.همه نهاد ها و ارگانهای فرهنگی ،اجتماعی،علمی و مدنی قدم بقدم برچیده شده و جای همه شان را واحد ها و نهاد های استخباراتی می گیرند.چون طالب وجود مخالف را منکر و حضور انرا غیر قابل تحمل میداند بنابرین نام انرا دشمن می گذارد که باید سرکوب و نابود شود.درینصورت بزرگترین دشمن طالبان مردم است.مردمیکه هیچگونه حقی بر قدرت حاکم ندارد و حاکمان خود کامه حقی و کرامتی برای مردم قایل نیستند.پس استخبارات کارگشای همه امور میشود.درین حالت مردم زبان بسته حق هیچ اعتراضی ندارند.مساله استخبارات و جاسوسی در میان مردم و رعایا امر تازه و غریبی نیست همه قدرتهای دیکتاتور و ،خودکامه و توتالیتار در طول تاریخ با این وسیله بر مردم حکومت کرده اند و با همین ابزار سر انها را خم ساخته اند.کار استخبارات در چنین نظامهایی شکار مخالفان و معترضان است .
وقتیکه کل ملت معترض و مخالف رژیم سرکوبگر باشند درینصورت نظام حاکم ناگزیر است بر سر هر خانواده یک جاسوس بگذارد.در چنین صورتی نظام بطور کامل یک نظام پولیسی و استخباراتی میشود و همه مردم هم دشمنان بالفعل و بالقوه او شمرده میشوند.همانطوریکه امیر طالبان مدعیست نیروی استخبارات ستون فقرات و همه کاره نظام میشود.به همان میزانیکه یک رژیم در خدمات اجتماعی اش بیعرضه و ناکام باشد به همان پیمانه متکی بر استخبارات،پولیس و سرنیزه میشود.اصولا استخبارات در خدمت مصالح بزرگ مردم و نظام خدمتگار مردم میباشد نه در خدمت حاکمان مستبد و منکر همه حقوق مردم.به هر اندازه ایکه ازادی های مشروع مردم سلب میشوند شبکه های جاسوسی و استخباراتی وسیعتر میشوند.اگر کسی از حقوق زنان و ازادی بیان سخن بگوید هیچ مسوولی با زبان عقلانیت و همدلی به او جواب نمیدهد بلکه کارش مستقیما با استخبارات و امنیت می افتد. عقلانیت افتابی و اشکارا با مردم معامله میکند در حالیکه استخبارات در تاریکی در کمین مردم می افتد که دیو همینگونه در کمین انسان می افتد.ادعای رهبر طالبان برای ترساندن و تهدید مردم است اما او نمیداند که این نوع سخن گفتن برملاساختن جهالت و ناکامیهای اوست.این ادعا خیلی شرماور و اعتراف به ضعف و شکست منطق مدعی انست.نظامیکه اسلامی باشد نباید مردم دران در حزن و ترس بسر برند،این چیزیست که قران میگوید.طالبان و رژیم دست نشانده شان خود مولود شبکه های استخباراتی دشمنان مردم افغانستان اند و بصورت کلی در خدمت همان استخبارات بیگانه اند.هیچ تعجبی ندارد که طالبان در همه مسوولیتهای اجتماعی شان ناکام اما در استخبارات و جاسوسی علیه مردم و سرکوب انها موفق باشند.انها خود برای چنین هدفی ساخته شده اند.
از پایینرتبه ترین سرباز طالبان تا بالا ترین رهبر شان فرق مخالفان و دشمنان خود را نمی فهمند.مخالفان سیاسی اصولا خواهان حقوق مردم و اصلاح نظام اند نه دشمن ان. چون طالبان شایستگی و مهارت رویارویی منطقی و عاقلانه با مخالفان را ندارند انان را دشمن نام می گذارند تا از صحنه حذف شان نمایند.طالبان با نوعی رویکرد و معامله ایکه با مردم و مخالفان در پیش گرفته اند نشان میدهند که خود بزرگترین دشمن مردم اند.انها اشکارا با علم و معرفت زنان و مردان مخالفت میکنند زیرا مانند دیو از نور فرار میکنند.

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

بالا