

در طول تاریخ، روشنفکران، عالمان، اصلاحطلبان اجتماعی و مدافعان حقوق بشر همواره نقش مهمی در بیدارسازی جوامع، نقد ساختارهای قدرت و دفاع از عدالت ایفا کردهاند. با این حال، کمتر دورهای را میتوان یافت که این قشر از جامعه به دلیل ایفای وظیفه اخلاقی و فکری خود، با اتهام، طرد، تخریب شخصیت و حتی تهدیدهای جانی مواجه نشده باشند.فیلسوف فرانسوی، ژولین بندا، در کتاب مشهور خود «خیانت روشنفکران» استدلال میکند که وظیفه اصلی روشنفکر دفاع از حقیقت است، نه دفاع بیقید و شرط از قوم، حزب، دولت یا گروه اجتماعی خود.اما در جوامعی که هویتهای قومی، قبیلهای، مذهبی و سیاسی بر ارزشهای جهانشمول انسانی و به خصوص اسلام حقیقی غلبه دارند، هرگونه نقد درونگروهی یا دولتی اغلب به عنوان خیانت تلقی میشود.امروزه یکی از بزرگترین چالشهای روشنفکران و فعالان اجتماعی آن است که هنگامی که از حقوق انسانها، عدالت اجتماعی، برابری، آزادی یا اصلاحات ساختاری دفاع میکنند، نه تنها از سوی مخالفان، بلکه گاه از سوی نزدیکترین افراد فامیل ، قوم، قبیله، حزب یا جامعه خود نیز مورد حمله قرار میگیرند و به «خائن»، «جاسوس»، «عامل بیگانه» یا «رشوهخور» و یا مریض روانی یا دیوانه متهم میشوند.
در بسیاری از جوامع سنتی، وفاداری به قوم، قبیله یا گروه سیاسی بر وفاداری به حقیقت مقدم شمرده میشود. در چنین فضایی، فردی که اشتباهات گروه خود را نقد کند، نه به عنوان اصلاحگر بلکه به عنوان تهدیدی علیه انسجام گروه خود یا آشکار شدن ضعف و خیانت شان دیده میشود.این نگرش سبب میشود که معیار قضاوت درباره سخن افراد، درستی یا نادرستی آن نباشد، بلکه وابستگی گوینده ملاک قرار می گیرد. سؤال اصلی دیگر این نیست که «آیا این سخن درست است؟» بلکه این است که «چه کسی آن را گفته است؟»
بسیاری از جوامع گرفتار نوعی تقدسبخشی به رهبران سیاسی، و مقامات دولتی ، وهمچنان مذهبی یا قومی هستند. در چنین شرایطی، هرگونه نقد به منزله حمله به هویت جمعی تلقی میشود، شخص روشنفکر و اصلاحگر به سرعت قربانی می شود.اصلاحطلبی که خواهان تغییر ساختارهای ناکارآمد وخاین به ملت باشد، به سرعت متهم میشود که ارزشهای جامعه و تاریخ شکوفاه مقامات گذشته را هدف قرار داده است.
تغییر همواره با هزینه و نااطمینانی همراه است. بسیاری از گروههای اجتماعی برای حفظ منافع موجود، هر صدای اصلاحطلبانه را خطر تلقی میکنند و در آغاز آن را با وسایل مختلف می خواهند خاموش کنند .بنابراین سادهترین راه برای بیاعتبار کردن منتقد، و روشنگر یا اصلاح طلب متهم کردن او به وابستگی خارجی، خیانت یا فساد مالی یا روانی بودن است.

و همچنان منع از گفتگو با رسانه و مشارکت در گردهمایی علمی و تحقیقاتی

مدافع حقوق بشر معمولاً بر اصولی و ارزش های جهانی و انسانی تأکید میکند که فراتر از مرزهای قومی، مذهبی و سیاسی هستند.زمانی که این اصول با منافع قدرتهای داخلی در تعارض قرار میگیرند، صاحبان قدرت تلاش میکنند مشروعیت آنها را زیر سؤال ببرند. اتهام به جاسوسی یکی از مؤثرترین ابزارها برای بیاعتبار ساختن منتقدان است؛ زیرا به جای پاسخ به استدلالها، و منطق علمی و بحث اجتماعی ، شخصیت و اعتبار فرد در جامعه هدف قرار میگیرد.تاریخ نشان میدهد بسیاری از شخصیتهایی که بعدها به عنوان قهرمانان عدالت شناخته شدند، در زمان حیات خود متهم به خیانت ملی بودند.نمونههای متعددی از مصلحان دینی، متفکران سیاسی، رهبران جنبشهای آزادیخواه و مدافعان حقوق مدنی وجود دارند که ابتدا طرد شدند اما بعدها جامعه درستی دیدگاه های آنان شناخت و به حقایق پشت پرده پی برد.این واقعیت نشان میدهد که اتهام خیانت الزاماً نشانه نادرستی یک اندیشه نیست؛ بلکه گاه نشانه مقاومت ساختارهای موجود در برابر تغییر و محکوم شدن به خیانت است.
روشنفکر واقعی کسی نیست که هیچ گرایش یا تعلقی نداشته باشد؛ بلکه کسی است که بتواند در برابر تعلقات و منافع قوم خود نیز موضع انتقادی اتخاذ کند.


بزرگترین خطر برای جوامع، نه وجود منتقدان و اصلاحگران بلکه فقدان منتقدان و اصلاح طلبان مستقل است. جامعهای که هر صدای اصلاحطلب را خائن، جاسوس یا مزدور یا مردود بنامد، به تدریج توانایی اصلاح درونی خود را از دست میدهد و در چرخه تکرار اشتباهات تاریخی خود گرفتار میشود.حقیقت معمولاً در میان هیاهوی اکثریت جامعه فاسد بدوی و عقب مانده متولد نمیشود؛ بلکه اغلب از زبان کسانی بیان میشود که حاضرند برای دفاع از آن، محبوبیت، موقعیت و حتی امنیت خود را به خطر بیندازند. از این رو، ارزش و اعتبار یک روشنفکر و اصلاح طلب نه در میزان امتیاز و تشویقهایی است که دریافت میکند، بلکه در میزان پایبندی او به حقیقت، و مبارزه قاطع وی در مقابل ظلم و استبداد است ، حتی اگر تنها بماند و تحت فشار مخالفین ، آشکار را قربانی دفاع از حق و عدالت شود .جامعهای که از روشنفکران مستقل حمایت کند، ظرفیت اصلاح و پیشرفت را حتما خواهد داشت؛ اما جامعهای که آنان را به جرم بیان حقیقت طرد کند، در نهایت قربانی همان تعصباتی خواهد شد که از آنها دفاع میکند.
وب سایت نواندیشی به ویب سایت خبری تحلیلی نواندیشی خوش آمدید