پیوند دین و اخلاق، یا به تعبیر بهتر، نقش اخلاق در قلمرو دین، به شریعت و به تبع آن فقه محدود نمیشود، بلکه اخلاق در ابعاد و ساحتهای دیگر دین و معرفتدینی هم حضور دارد، یا باید داشته باشد. در فصل دوم دین در ترازی اخلاق در مقام تعریف دین گفتهام که با پیروی از کاربرد عرفی و متداول واژه دین، این واژه را به دو معنا به کار میبرم: یکی به معنای خاص کلمه که معادل «شریعت» است و دیگری به معنای عام کلمه که شریعت بخشی از آن است. در همانجا و در جاهای دیگر تصریح کردهام که وقتی گفته میشود «اخلاق مقولهای فرادینی است»، دین به هر دو معنای کلمه مورد نظر است. یعنی اخلاق فقط بر شریعت (= مجموعه احکام عملی) و فقه (= دانشی که متکفل شناخت این احکام است) مقدم نیست، بلکه بر سایر اجزاء و مؤلفههای دین، از جمله تجربه دینی، باورهای دینی و تفسیر متون دینی، نیز مقدم است، هرچند نوع و چگونگی این تقدم ممکن است در هریک از این موارد با موارد دیگر فرق داشته باشد. مثلاً یک معنای تقدم اخلاق بر دین در قلمرو الاهیات عبارتست از تقدم اوصاف اخلاقی خداوند بر اوصاف نااخلاقی او (اوصاف اخلاقی مانند عدالت و رحمت، و اوصاف نااخلاقی مانند قدرت، خالقیت، مالکیت، حاکمیت (و شارعیت/ قانونگذاری)) بیشتر بخوانید »