بستن دروازه های مؤسسات علوم صحی از سوی گروه طالبان بروی دختران، تصمیم تعجب انگیز نیست. میدانیم که گروه آلوده با تبعیض، جهل وستمگری؛ چنین ماهیتی را دارا است. ماهیت پس مانده، جهالت آلود و ضد انسانی اش چنین ستمی را مطالبه می کند. بر بنیاد چنین ماهیتی، اگر از اشکریزی های پیهم دختران و زنان دردمند میهن می شنویم و می خوانیم، واضح است که اسباب خوشی و خندیدن گروه جنایت پیشه را فراهم می کند. زیرا تطبیق گام به گام برنامه هایش را شاهد است. آنهم با پشتوانۀ اجتماعی- فرهنگی، حضور داشته در داخل جامعه، لابی های بی آزرم در خارج و دریافت امکانات مادی که از ارباب بزرگ و خرده اربابان به دست می آورد. نباید فراموش مان شود که گروه طالبان، این مار اندک زخم دیده، بعد مرهم گرفته و نازپرورده، جنایات ضد انسانی را گسترده تر و ژرفتر می کند. پس نیازی نیست که شکوه سرا باشیم. نیاز مهم این است که با مدافعان رنکارنگ این گروه، مرزبندی شود و مخالفان روی نکات مشترک به همکاری و تمرکز بپردازند. از تعدد مراکز فعالیت پراکنده و بی ثمر جلوگیری شود. هم صدایی ها برای افشأ جنایات به هم گامی های میسر برسد. در این راستا است که آن همه اشک و فریاد به نیروی خروشنده و امید بخش میرسد مصراعی از رباعی شیخ بهایی مصداق عینی وضعیت موجود در جامعه ما است

وب سایت نواندیشی به ویب سایت خبری تحلیلی نواندیشی خوش آمدید