گـزیده اخبــار
خانه » اجتماعی » روایت انس حقانی ازسقوط کابل!
روایت انس حقانی ازسقوط کابل!

روایت انس حقانی ازسقوط کابل!

ما بنا نداشتیم وهنوزهم  نداریم آنچه را که برخی  اذناب  بی اطلاع از حوادث تاریخی متعلق به جهاد ملی مردم افغانستان برویت مصلحت های متغییر استخباراتی بیان میکنند تجزیه و به تحلیل بگیریم اما سخنان آخیر حافظ انس حقانی برادر ناتنی خلیفه سراج الدین حقانی و فرزند یکی از همسران عرب تبار مرحوم جلال الدین حقانی  که  درپیشواز چهارمین سالگرد غلبه طالبان بر کابل با رادیو حریت که از کابل به انتشار و توجیه پالیسی های سلطه طالبان فعالیت شبانه روزی میکند باعث گردید تا ما به عنوان رسانه ای که در برابر خدا و نسل های آئنده سرزمین افغانستان احساس مسؤلیت میکنیم در باره آن گفتگو بویژه حکایتی که جناب حافظ صاحب در بخشی از این گفتگو که به زبان شیرین پشتو منتشر گردیده است گفت : که طالبان قصد داشت پس از تفاهم سیاسی وارد کابل شود تا روابط با جامعه جهانی عادی بماند، اما خروج اشرف غنی، رئیس‌جمهور پیشین، این برنامه را تغییر داد.

هرچند واضح وروشن است که انس حقانی جوانی که شاید در هیچ یکی از عملیات انتحاری بصورت مستقیم سهم نداشته باشد زیرا ایشان در تمامی دوره جنگ خوارج با خارجی ها نوجوان بیش نبود و تنها جوانان و کودکان دیگر شهروندان مظلوم  افغانستان بودند که با مختصر شستشوی مغزی راهی بهشت شداد می شدند ،
اما این سوا ل در ذهن همه کسانی خطور میکند که در باره کشور افغانستان بیصبرانه می نویسند و تحلیل میکنند که فرض کنیم در زمان جلوس و ورود طالبان به کابل با هردلیلی فرصت نیافتید تا از ؤرود طالبان به شهر جلوگیری گردد اما چرا در طول چهار سال حاکمیت این گروه بر افغانستان  وعمدتأ بر شهر تاریخی کابل برای حصول مشروعیت ملی و بین المللی نه تنها اقدامی صورت نه گرفت بلکه طالبان با چنین ضرب زبانی های استخباراتی آرام ،آرام فضأ رابرهمه شهروندان کشوربویژه برنیمی ازنفوس افغانستان یعنی زنان تنگ ترساخت                             
که نه تنها موجب خشم مزید مردم مظلوم افغانستان  گردید  حتی خشم نزدیکترین یاران طالبان را نیز برانگیخت که نه تنها موجب خشم مزید مردم مظلوم افغانستان  گردید حتی نزدیکترین یاران طالبان رانیزبرانگیخت. واقیعت این است که این قصه سردراز دارد و زیادتر بر بی بصیرتی و ساده لوحی برخی اکابر شبکه حقانی که ازعمق استراتیژیک پاکستان کمتر اطلاع داشتند وهنوزهم دارند ،همچنان عمران خان صدراعظم برکنار شده پاکستان که میدان سیاست رابامیدان ورزشی بازی های کرکت اشتباه گرفته بود وفقط براین اصل گنجانیده شده در قانون اساسی پاکستان که تعیین روسای ارتش منجمله رئیس اطلاعات ISI جزی ازِصلاحیت های نخست وزیر تذکر یافته است لهذا برخلاف نقشه استراتیژیک کشور پاکستان که ارتش نگهبان  عمق استراتیژیک است میتواند درمسائیل حساس امنیتی کشورنیز نقش قاطع داشته باشد که این امر در مخالفت با مسائل استراتیژیک پاکستان تلقی میگردید و بتأسی از همین شبه صلاحیت عمران خان وسائر اذناب وابسته به آن یعنی شبکه حقانی که به عنوان پایگاه پرورش جنگجویان متعلق با کشور های گوناگون منطقه  مورد استفاده قرار می گرفت وی یعنی عمران خان وبرخی دیگر از مهره های معلوم الحالی در صفوف مجاهدین افغانستان شعار های برضد عساکرایالات متحده و ناتو بویژه گفتگوهای که منجر به امضای توافقنامه معروف دوحه شدند از این گفتگو ها دل خوشی نداشتند که با فراهم شدن فرصت سقوط نظام جمهوریت و فرار اشرف غنی وقتی طالبان به عنوان تنها نیروی مسلح به اثر تقاضای برخی مهره های بلند پایه داخل نظام جمهوری جهت جلوگیری ازغارت اموال و دارایی های عامه وارد شهر شدند درهمان ایام نخست برخی ازبرجسته گان شبکه حقانی برهبریی خلیل الرحمن  حقانی یکی ازرهبران طراز اول این شبکه  به پیشاور دعوت شدند و در یک جلسه مشترک تصمیم گرفته شد که نیروهای این شبکه باید زمام امور را در پایتخت افغانستان بدست گیرند . اما وقتی ارتش پاکستان با شناختی که از تمامیت خواهی عمران خان نیازی داشتند برخی چهره های در درون رهبریی طالبان  که گفته می شد برای حکومت پس از اشرف غنی به عنوان چهره های معتدل باید برای مدت کوتاهی زعامت کشور افغانستان را در دست می گرفتند توسط طیاره وارد شهر کندهار افغانستان گسیل نمودند . شواهدی نیز وجود دارند که این دوگروه یعنی شبکه حقانی که مورد حمایت عمران خان صدراعظم پاکستان بودند همچنان گروه قندهار که ملهم از اندیشه های شورای کویته طالبان بودند در یک روز آفتابی با در ارگ ریاست حمهوری باهم برخورد فزیکی نمودند که این موضوع با وساطت جنرال فیض حمید رئیس سازمان اطلاعات ارتش پاکستان ISI با تقسیم شبه قدرت با فورمول معروف ” نصُف لی و نصفُ لک ” که در اعلان فهرست کابینه طالب شمول متبلور گردید به ظاهر خاتمه یافت.باچنین تقسیم قدرت درمیان جنگجویان طالبان بود که پست وزارت داخله درهمین این تقسیم قدرت به شبکه حقانی رسید .البته عمران خان نخست وزیر مخلوع پاکستان که به وساطت و میانجگریی  جنرال فیض حمید رئیس سازمان اطلاعات ارتش پاکستان ISI صورت گرفته بود  از واگذاریی پُست وزارت داخله به سراج الدین حقانی که توزیع شناسنامه هویت یا تذکره و صدور گذرنامه در خیطه مسؤلیت تشکیلاتی وزارت داخله محسوب می گردید ازواگذاریی این پست به فرد مطمئنی چون خلیفه سراج الدین حقانی  که با اکثریت تنظیم های تروریستی منجمله سازمان آزادی بخش بلوچ که برای یک بلوچستان بزرگ متشکل از همه بلوچ های پاکستان ، ایران و افغانستان مبارزه می نمودند در وزیر ستان شمالی  مناسبات تنگاتنگی داشتند هدف استراتیژیکی داشتند و آن اینکه برای این گروه ها بنام اقوام ساکن درافغانستان تذکره هویت وعندالزوم گذرنامه صادرمی گردید روی همین ملحوظ نیزیکروزدرهفته برای توزیع تذکره هویت و گذرنامه بنام روز توزیع برای طالبان اختصاص یافته بود .
چنانچه شخصی بنام موسی خان که با گذرنامه صادر شده از سوی مقامات حکومت  ساقط شده با گذرنامه صادر شده مورخ اول فبروری سال ۲۰۲۰ توسط مقامات ولایتی کندز افغانستان قبل از  انفجار درسفارت اسرائیل مقیم باکو پایتخت آذربایجان توسط نیروهای امنیتی کشور آذر بایجان بازداشت شده بود جزی ازهمین کسانی بود که با ورود استخباراتی طالبان به افغانستان از سوی شبکه های استخباراتی پاکستان وجمهوری اسلامی ایران به باکو پایتخت آذربایجان اعزام شده بود نتیجه اینکه شبکه حقانی که از بسیاردیر و حتی قبل ازآغاز جهاد مردم افغانستان علیه اشغال ارتش سرخ شوروی با مقامات نظامی بویژه شبکه های استخباراتی پاکستان ارتباط قائیم نموده بود مرحوم جلال الدین حقانی پدر خلیفه سراج الدین حقانی و انس حقانی بحیث یک فرمانده مستقل اما در تشکیلات حزب اسلامی برهبریی مرحوم مولوی محمد یونس خالص یکی  از مجاهدانی بود که در برابر مظالم ارتش سرخ ایستادگی نمود ه بود و خود نیز که فارغ مدرسه حقانیه اکوره ختک بود روی همین دلیل خود را حقانی می خواند واز قرئت متحجرانه و سرکوبگرانه مذهبی پیروی میکرد . بدون شک در پیروی از چنین قرئت که بر بنیاد اصل طبقاتی استواراست مسأله تحقق عدالت اجتماعی و اقتصادی کاملأ منتفی بوده ورهروان آن به جای تن دادن به قانون و زندگی مدنی ازقانون جنگل حمایت می کند .

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

بالا