در این روزها، برخی سیاستمداران و تحلیلگران واژۀ «پاندورا» را در سخنانشان بهکار میبرند.وقتی کسی میگوید:اگر چنین کاری شود، جعبۀ پاندورا باز خواهد شد»منظورش این است که با یک تصمیم یا اقدام ناآگاهانه، بحرانی بزرگ، خطرناک و غیرقابل مهار ممکن است آغاز شود که عواقب آن همه را درگیر میسازد.برای درک دقیقتر این تعبیر، بیایید نگاهی بیندازیم به داستانی کهن که از گذشتههای دور در میان مردم یونان باستان روایت میشده است…
یک داستان قدیمی از باورهای مردمان یونان باستان – برای معلومات عمومی در میان اقوام کهن مانند یونانیها، افسانههایی رایج بود که بخشی از فرهنگ، تخیل و نگاه آن مردم به زندگی و جهان را شکل میداد. یکی از این افسانهها، داستان زنی است بهنام پاندورا و جعبۀ اسرارآمیزی که به او داده شده بود.بر بنیاد این روایت فرهنگی، مردم آن زمان باور داشتند که:روزی، «خدایان آسمان» زنی بسیار زیبا آفریدند و نامش را پاندورا گذاشتند. گفته میشود او نخستین زن در میان انسانها بود. همراه او، جعبهای عجیب به زمین فرستاده شد، با این هشدار:«هیچگاه درِ این جعبه را باز نکن!» اما در افسانه آمده که پاندورا، از روی کنجکاوی، درِ جعبه را باز کرد.در همان لحظه، تمام بلاها و بدیهایی که بشر امروز با آنها دستوپنجه نرم میکند از درون جعبه بیرون ریخت:
و دیگر رنجهایی که پایانی ندارند.اما در پایان این افسانه گفته میشود که تنها یک چیز در ته جعبه باقی ماند:چیزی ناپیدا، ظریف و آرام… بهنام امید. برداشت فرهنگی از این افسانه:در دیدگاه مردم آن دوران، این روایت نشان میداد که هرچند درد و رنج در زندگی بسیار است، اما امید همیشه باقی میماند — همان نیرویی که انسان را زنده نگه میدارد و به پیش میبرد.
این داستان برگرفته از افسانههای مردمان یونان باستان است و تنها بههدف معلومات فرهنگی و آشنایی با کاربرد نمادین واژۀ «پاندورا» ارائه میشود
وب سایت نواندیشی به ویب سایت خبری تحلیلی نواندیشی خوش آمدید
درجاهاییکه معیارٱسایش وٱرامش ورفاه مادیات باشدٱنجاگلیم انسانیت وشرافت واخلاق وترحم وخیراندیشی جمع میشوداما برعکس در جاهاییکه ٱرامش وٱسایش ورفاه رادرمعنویات فکر میکنندٱنهاازخودکرده رفکردیگران رفاه دیگران میباشدودراینکار احساس ٱرامش هم میکنند.