گـزیده اخبــار
خانه » اجتماعی » سوالاتی درباره دوشخصیت طالبان!
سوالاتی درباره دوشخصیت طالبان!

سوالاتی درباره دوشخصیت طالبان!

دید گاه نواندیشی : هیچکسی نه میتواند انکار کند که شیر محمد عباس ستانکزی از جمله محصلینی بوده که در سال آخیر دوره جمهوریت  مرحوم محمد داؤد با استفاده از یک بورس تحصیلی در رشته نظامی عازم هندوستان شده بود و با حمله  ارتش اشغالگر اتحاد جماهیر شوروی بر افغانستان همراه با تنی چند از هم صنفی هایش جهت جنگ با قوایی اتحاد شوروی  سابق عازم  پاکستان شد و با صفوفی ازمجاهدین پیوست .ودرنخستین ایام ظهور  تحریک طالبان افغانستان برهبریی مرحوم ملا محمد عمر مجاهد  که بحیث نمائنده نظامی حزب اتحاد اسلامی برهبریی استاد عبدالرب رسول سیاف در شهر کویته ایفای وظیفه مینمود با حرکت انقلاب اسلامی افغانستان برهبریی مرحوم مولوی محمد نبی محمدی پیوست و سرانجام نخست در پست معاونیت وزارت خارجه طالبان وسپس بحیث معین وزارت صحت عامه این گروه تقرر حاصل نموده بود تحصیلات درکشور هندوستان و صحبت کردن به زبان انگلیسی در کنار وظائف نظامی در جهاد افغانستان بر تنها ویژه گی وقابلیت آقای استانکزي در تعیین مقام معاونیت وزارت خارجه طالبان که غالبأ با مشوره مقامات ارتش پاکستان نصب میگردید محسوب می شد . ایشان به پیشنهاد ارتش پاکستان برای چندین سال  رهبریی دفتر سیاسی طالبان در دوحه قطر را برعهده داشت که به قول مشارُ الیه گفتگو با امریکائی ها از سال ۲۰۰۷ میلادی برهبریی شخص خودش انجام می یافت وروی همین سبب هم در انجام مذاکرات بین الافغانی وی در مقام معاونت رئیس دوره انتقالی دولت اسلامی افغانستان برهبریی ملا عبدالغنی برادر آخُند که باید معاونیت  حکومت انتقالی افغانستان بنام دولت انتقالی اسلامی افغانستان به ایشان تعلق می گرفت اما وقتی با مداخله مستقیم عمران خان صدراعظم وقت پاکستان و جنرال فیض حمید آن طرح با شکست انجامید و برای وی مانند دور اول حکمرانی طالبان معینیت وزارت خارجه و درزیر اثرملا امیر خان متقی در نظر گرفته شد معلوم گردید که بر تابوت معاهده دوحه زده شد و شیر محمد عباس استانکزی نیز به مثابه یک فاقد صلاحیت در وزارت خارجه فقط برای فریب مردم باقی ماند که سرانجام یکجا با چهره های که گویا معتدل در گروه طالبان محسوب می شدند برای نخستین بار به ولایت خوست رفتند و در آنجا به بیانات ضد تصامیم طالبان بویژه در حوزه حقوق زنان سخنرانی آتشینی کرد که هر چند آن سخنرانی مملو از تناقضاتی بود اما در میان اصحاب طالبان مخالفت با امیرالمؤمنین ملا هیبت الله  آخند زاده خوانده شد و گفته میشود که بسیار زود و پس از بازگشت به کابل عازم دوبی گردید و با خانواده و همسرش  که از مدت زیادی  بدینسو درحومه  آن شهر زندگی میکنند  پیوست و تا اکنون نیز علی الرغم آنکه به عوض اش طالب دیگری گماشته نه شده است در آن دیارو در تبعید اعلام ناشده به سرمیبرد  . البته جریان شخصی که خود را جنرال مبین می نامد با حضور و سوابق سیاسی عباس استانکزی در تحریک طالبان تفاؤت دارد .

مبین نام که گفته میشود دربازار مندوی کابل مغازه چپلک فروشی داشت وبه ارتباط آن متضرر گردیده بود راهی پاکستان شد و بخاطر داشتن یک پشتوانه قوی با طالبان ارتباط گرفت که کار نشراتی به طرفداری از طالبان را درسطح برنامه یوتیوب آغاز نمود که با تسلط استخباراتی طالبان توسط عمران خان صدراعظم پاکستان  وجنرال  فیض حمید رئیس سازمان اطلاعات ارتش پاکستان ISI در روز های نخست خود را به حیث سخنگویی قوماندانی امنیه ولایت کابل خواند و بنام سخنگوی فرماندهی امنیه ولایت کابل امر ونهی میکرد وسرانجام نیز در حالیکه از سمت خود خوانده سخنگویی عزل گردیده بود بنام یک مقام بلند رتبه طالبان بصورت ناخواسته در برابرمنافع  دولت های ایران و پاکستان موضع گیری میکرد که سرانجام به اتهام تبلیغ علیه امارت طالبان بازداشت و به مدت یک سال و شش ماه حبس محکوم گردیددر حالیکه این هر دو نه شورای نظاری هستند، نه جمعیتی، نه مقاومتی و نه هم شمالی تلوال!
در حالیکه این هر دو نه شورای نظاری هستند، نه جمعیتی، نه مقاومتی و نه هم شمالی تلوال!برعکس عباس ستانکزی یکی از چهره های کلیدی گروه طالبان که برای بیش از یک دهه مذاکرات مخفی و بعد علنی را با امریکا به نمايندگی گروه طالبان انجام میداد یعنی “اسحاق جان!!” گروه طالبان در مذاکرات بود.
همینطور جنرال مبین یکی از مدافعان و لابیگران سرسخت طالبان است که بعد از سقوط جمهوریت فتوای جهاد را علیه مقاومتی ها و پنجشیری ها با این کلمات صادر کرد:(د پنجشیریانو په ضد د بنی قریضه په شان چلند وشی!!)، دوستان در مورد قبیله بنی قریضه در صدر اسلام آگاهی دارند.اجازه دهید که این قلم جرم این دو تن را برای تان بنویسم.جرم عباس ستانکزی مخالفت او به مسدود ماندن دروازه های مکاتب به روی دختران وطن است، عباس ستانکزی برخلاف ملا حنفی که تعلیم را مباح فتوی داد کسب تعلیم را فرض اعلان کرد و از رهبر طالبان خواست که دروازه های مکاتب را به روی دختران باز کنند،
آیا تقاضای باز نمودن دروازه مکاتب در امارت طالبانی جرم است؟حال اجازه دهید که جرم جنرال مبین را برای تان بنویسم:مبین جان که مثل اکثر ما مردم افغانستان به پختگی سیاسی نرسیده گاه و بیگاه علیه ولی نعمت طالبان یعنی پاکستان بیانیه های آتشین میداد،
چنانچه در سفر اخیرش به ولایت زیبای کنر در کنار دریای خروشان کنر  نشست و بعد از تازه ساختن دست روی خود با آب دریای کنر گفت: باید بالای این دریا چندین سد آبگردان اعمار نمایم که دیگر آب‌های این دریا به پاکستان رایگان نرود، اگر چه مبین جان چندین مرتبه دیگر هم بعد از بد و رد گفتن پاکستان عقب میله های زندان رفته بود، اما اینبار جرمش سنگین‌تر است چون علیه منافع پاکستان پلان سد سازی بالای دریای کنر را به طالبان سفارش کرده است.لابیگران امارت باید از تعبید شدن ستانکزی و زندانی شدن جنرال مبین درس بگیرند که نظامیان پاکستان در بدنه امارت طالبان از قدرت کامل برخوردار هستند و اوامر شان قطعآ عملی میشود خصوصآ وقتیکه کسی در چهار مورد ذیل علیه پاکستان حرف بزند یا اعتراض نماید:

2 نظر

  1. معلومات مفید و جالب در مورد هردو چهره. امید که مخاطبان بدقت بخوانند و نکات انرا متوجه شود

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

بالا