دید گاه نواندیشی : جناب آقای مسیح مهاجری یکی از روحانیون زنده دل و روشنی است که خود درد مهاجرین و آواره گان افغان را نه تنها در اردوگاه های آواره گانی که به گفته خودش از سال (۱۳۵۸ تا ۱۳۶۸) از دوران ۱۰ ساله اشغال افغانستان توسط ارتش سرخ شوروي در جمهوری اسلامی ایران به چشم سر مشاهده کرده بلکه این روحانی آزاده در دوران اشغال افغانستان توسط ارتش سرخ همیشه از کمپ های مهاجرین در کشور پاکستان نیز بازدید بعمل آورده است و چنانچه ما شاهد دوستی های شخصی و مناسبات دوستانه سیاسی ا یشا ن با برخی ازرهبران و شخصیت های جهاد ملی افغانستان نیز بوده ایم .وقتی در جامعه ایران نسبت به مهاجرین افغان حساسیت های عمدی و طبیعی ایجاد می شد ایشان نسبت به هر کس دیگری در دفاع از مظلومیت مهاجرین افغان می پرداخت . سخت شگفت انگیزاست که در سرمقاله مورخ ششم ماه سپتمر زیر عنوان ” ضرورت استمرار اخراج اتباع غیر مجاز در روزنامه محترم جمهوری اسلامی در حالی به نشر رسیده است که شرائط زندگی مهاجرین افغانستان تحت حاکمیت رژیم طالبان پس ازبازگشت را طی یک تحلیل مبسوطی در این سرمقاله بیان شده است .لهذا نه می خواهیم در باره ماهیت طالبان بیش از آنکه حضرت مهاجری در این سرمقاله و دیگر نوشته های خود با تحلیل واقعبینانه خود بیان داشته چیزی برآن بافزائیم اما نه میتوان از بیان برخی پهلوهای استخباراتی اجلال نزول مجدد سال ۱۴۰۰ هجری شمسی که بنام طالبان افغانستان بؤقوع پیوست چشم پوشید وبصورت کوتاه در محضر جناب آقای مسیح مهاجری مدیرمسؤل محترم روزنامه جمهوری اسلامی ایران بیان نداشت .
شاید آگاهی نداشته باشید که از همان آغاز ظهور طالبان و سلطه اش بر افغانستان وقتی جنگجویان این گروه وارد شهر مزارشریف شدند در نخستین اقدام خویش در کنسولگریی جمهوریی اسلامی ایران به شمول زنده یاد صارمی مسؤل و خبرنگار خبرگزاریی جمهوری اسلامی نه تن از دیپلمات های ایران را به شهادت رساندند اینکه چرا وبا اطمینان کدام کشورعلی الرغم ترک اکثر دیپلمات های خارجی مقیم در مزار شریف دیپلماتهای جمهوری اسلامی ایران نتوانیستند نمائنده گی سیاسی ایران در مزار شریف را ترک گویند مطلبی است که آقای علاءالدین بروجردی که وظیفه معاونت امور بین المللی وزارت خارجه ایران را بر عهده داشت بیان داشته است که برای ما از سوی پاکستان اطمینان داده شده بود که دیپلمات های شما در امان خواهند بود زیرا آنها استدلال میکردند که اگر دیپلومات های جمهوری اسلامی ایران مزارشریف را ترک گویند برای طالبان عواقب ناگوارسیاسی خواهند داشت که ما دستور دادیم تا هیأت دیپلماتیک ایران مزار شریف را ترک نه نمایند . !
ریشه این غده سرطانی از آنگاه در تمامی وجود دیپلماسی جمهوری اسلامی ریشه دوانید که متأسفانه منافع استراتیژیک ایران در افغانستان در تلسکوب استخباراتی پاکستان نگریسته شد و این دیدگاه معیوب وبیمار سبب شده تا به شمول به شهادت رساندن دیپلمات های ایرانی در مزار شریف شکست های پیاپی نصیب ایران شود . شما به جایی اینکه افراد مخلص و انقلابی در جمهوری اسلامی را که شاید گفته و یاهم نوشته باشند اخراج افغانها از ایران به نفع ایران نیست به دولت مردان و اهالی امور مشوره میدهید که « نکته بسيار مهم اينست که مسئولان نبايد تحت تأثير افراد و جريانهائي که با بهانههاي مختلف تلاش ميکنند روند اخراج اتباع را متوقف کنند قرار گيرند. خوشبينانهترين نگاه اينست که اين افراد و جريانها از عوارض منفي حضور انبوه اتباع آگاه نيستند و صرفاً با تکيه بر احساسات نظر ميدهند. مسئولان نظام بايد علاوه بر تسريع در روند اخراج اتباع، پروندهاي براي آن دسته از مسئولين که با تصميمات و اقدامات غلط باعث ورود و ماندگاري ميليونها اتباع افغاني در کشور شدند و اينهمه ضربه اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي و امنيتي به ايران وارد کردند باز کنند و آنها را محاکمه و مجازات نمايند. یقین کامل داریم که بالاخره شما و دیگراهالی سیاست و مطبوعات در ایران که با چنین ادبیات نفی و ترد مهاجرین مظلوم که از بد حادثه به ” ایران اسلامی ” پناه آورده اند سخن میگوئید و مینویسید از نوشتن و به زبان آوردن اینگونه کلیمات پیشیمان خواهید شد ولی آن وقت دیر خواهند بود .اما آنچه که ما به عنوان علاقه مندان با شخصیت انسانی و دینی تان باید به عرض برسانیم این است که لطفأ به جایی طرح این گونه مسائل سعی کنید قدرت مندان و مسؤلان را به استفاده از فرصتی تشویق و ترغیب کنید که پس از جنگ ۱۲ روزه اسرائیل همه ملت ایران اعم از مخالفان و موافقان در کنار هم و دفاع از آشیانه ای بنام ایران برخاسته بودند اما تا جائیکه به مشاهده میرسد زمام داران در ایران نه می خواهند ازین فرصت به نفع وحدت ملی مردم ایران زمین استفاده کنند . زیرا مهندس میر حسین موسوی و همسر فداکارش زهره رهنورد از چندین سال بدینسو در زندان حصر خانگی قرار دارند که باید نداشته باشند .
جمهوري اسلامي ايران از دوران ۱۰ ساله اشغال افغانستان توسط ارتش سرخ شوروي (۱۳۵۸ تا ۱۳۶۸) همواره پذيراي مردم اين کشور بود و آنان، اعم از احزاب سياسي و مردم عادي، در ايران مورد تکريم بودند. امام خميني بنيانگذار نظام جمهوري اسلامي بارها از مردم افغانستان حمايت کردند و به دولت شوروي به خاطر اشغال نظامي افغانستان و کشتار مردم اين کشور و تخريبها و غارتهائي که در دوران اشغال انجام ميداد اعتراض کردند و خواستار پايان دادن به اشغال شدند.بعد از خروج ارتش سرخ شوروي از افغانستان در اواخر دهه ۱۳۶۰ و تشکيل دولت مجاهدين افغان در اين کشور، جمهوري اسلامي ايران به دولت اسلامي افغانستان که توسط مجاهدين افغان تشکيل شده بود کمکهاي زيادي کرد. اتباع افغانستاني که در دوران اشغال کشورشان توسط شوروي، به ايران پناه آورده بودند به کشور خود برگشتند و تلاش براي عمران و آباداني آن را برعهده گرفتند. در اين ميان، تحصيلکردههاي دانشگاهي که در دهه ۱۳۶۰ در دانشگاههاي ايران به مدارج عالي علمي رسيده بودند، توانستند نقش مهمي در پيشرفت کشورشان ايفا کنند.ظهور گروه تروريستي طالبان در اواخر دهه ۱۳۷۰ و کودتاي خونين آنان عليه دولت مجاهدين افغان که به سلطه اين گروه به مدت 5 سال بر افغانستان منجر شد، بار ديگر اتباع افغان را به کشورهاي همسايه ازجمله ايران گسيل داشت. اين بار نيز مردم ايران از پناهندگان افغانستاني به گرمي استقبال و پذيرائي کردند.
در سال ۱۳۸۰ با انفجار برجهاي دوقلوي نيويورک، آمريکا به افغانستان حمله کرد، آن را به اشغال نظامي خود درآورد و به سلطه طالبان بر اين کشور پايان داد. اين اشغال ۲۰ سال طول کشيد تا اينکه در ۲۴ مرداد اسد سال ۱۴۰۰ براساس تباني گروه تروريستي طالبان با آمريکا دولت جمهوري افغانستان به رياست اشرف غني سقوط کرد و طالبان به کمک آمريکا بار ديگر بر افغانستان مسلط شد که تاکنون ادامه دارد و اکنون چهارمين سالگرد اين سلطه ننگين را پشت سر گذاشته است.اين بار طالبان با ظاهري فريبنده مدعي شد که در سياستهاي خود تجديد نظر کرده و تعديل شده است و حتي ادعاي مبارزه با آمريکا را نيز چاشني اين ظاهرسازي قرار داد. متأسفانه مسئولين جمهوري اسلامي نيز فريب اين ادعاي دروغين را خوردند و بنا را بر همکاري با طالبان گذاشتند و به خواسته مردم افغانستان که طالبان را قبول ندارند اعتنائي نکردند. اين گروه متحجر و دستنشانده آمريکا، بدون آنکه از مردم نظر بخواهد و در يک انتخابات از مردم دعوت کند براي تعيين دولت به پاي صندوقهاي رأي بروند، خود را حاکم افغانستان دانست، قانون اساسي را کنار گذاشت و با تعيين يک حاکم تحت عنوان خليفه، همه چيز را به فرمان او وابسته کرد. چنين حکومتي که در جهت عکس خواسته مردم قرار دارد، از دولت جمهوري اسلامي ايران امتيازات زيادي گرفت در حالي که به هيچيک از حقوق قانوني مردم ايران تن نداد حتي با غصب حقابه ايران از هيرمند و هريرود ظلم بزرگي به مردم شرق کشورمان کرد.آنچه در اين ميان تأسفبارتر است اينست که افرادي از مسئولين کشورمان راه را براي ورود ميليونها نفر از اتباع افغانستاني باز و براي آنها تسهيلاتي فراهم کردند که توانستند بيش از ۱۰ درصد امکانات کشورمان را به خود اختصاص دهند و در مواردي حتي اکثريت ساکنان بعضي مناطق را تشکيل دهند. در اين زمينه سخنان استاندار تهران بسيار قابل تأمل است و عمق فاجعه را نشان ميدهد. او ميگويد: در حوزه کالاهاي اساسي ازجمله برنج، روغن و حتي صفها نانوايي، بخش قابل توجهي از يارانهها به صورت ناخواسته به جمعيت اتباع خارجي تخصيص پيدا ميکند، به گونهاي که اين ميزان يارانه از کل اعتبارات استان تهران هم فراتر رفته است. جمعيتي معادل چند استان کشور از اتباع خارجي در تهران ساکن هستند. همين موضوع موجب افزايش مصرف آب، برق و نان و همچنين فشار بر حوزه آموزشي شده است.در بخش آموزش و پرورش با اينکه طبق گفته مسئولين وزارت مربوطه مشکل کمبود کلاس درس حاد است، حدود ۶ هزار کلاس درس در اختيار دانشآموزان اتباع خارجي قرار دارد. جنگ تحميلي ۱۲ روزه به کشف توطئههائي منجر شد که مسئولان را به اخراج اتباع غيرمجاز افغاني مصمم کرد. با اين اقدام، طبق گزارشهاي رسمي تاکنون در بخش برنج و روغن و کالاهاي اساسي و برق و آب شاهد کاهش مصرف بودهايم. اين کاهش نشان ميدهد حضور اتباع در کشورمان همانطور که وزير کشور دولت چهاردهم بارها گفت، خارج از مقدورات بوده و اجازه ورود دادن به اين تعداد زياد اتباع خارجي اقدامي غيرطبيعي بود. در زمينه مصرف نان هم به گفته، وزير کشور، با رد مرز بيش از يک ميليون و صد هزار اتباع افغانستاني به کشورشان تاکنون ۶درصد تراکنش نان کاهش يافته است. براساس آمار اعلامي در سال ۱۴۰۳، روزانه ۸،۵ ميليون تراکنش خريد نان ثبت ميشد که ۶ درصد معادل بيش از ۵۵۰هزار تراکنش است و با توجه به آنکه افغانها به مراتب بيشتر نان مصرف ميکردند، رقم صرفهجويي از اين رقم مشتمل بر ميليونها نان يارانه در روز بوده است.ازجمله نکات قابل تأمل، مشکلي است که حضور بيرويه اتباع در زمينه مسکن براي کشور به وجود آورد. براساس آمار ارائه شده توسط اتحاديه مشاوران املاک، اخيراً با ايجاد موج بازگشت افغانها به کشور خودشان، عرضه مسکن استيجاري در کلانشهرها ازجمله تهران افزايش يافته و اين مسأله منجر به آرامش نسبي در اين بازار شده است
بطوري که پس از خروج اتباع در برخي مناطق جنوبي تهران عرضه مسکن بر تقاضا پيشي گرفته است.امنيت نيز از موضوعات مهمي است که در 4 سال اخير به علت ورود بيرويه اتباع غيرمجاز و حضور بيحساب و کتاب آنها در ايران دچار آسيبهاي جدي شد و طبق اعلام رسمي مسئولين امنيتي بعد از آغاز اخراج آنان، آمار ناامني کاهش يافته است. اين موضوع که به ويژه در شرايط حساس کنوني براي کشورمان بسيار مهم است بايد عامل شتابدهنده روند اخراج اتباع باشد تا راه را براي رسيدن کشور به امنيت پايدار هموار نمايد.نکته بسيار مهم اينست که مسئولان نبايد تحت تأثير افراد و جريانهائي که با بهانههاي مختلف تلاش ميکنند روند اخراج اتباع را متوقف کنند قرار گيرند. خوشبينانهترين نگاه اينست که اين افراد و جريانها از عوارض منفي حضور انبوه اتباع آگاه نيستند و صرفاً با تکيه بر احساسات نظر ميدهند. مسئولان نظام بايد علاوه بر تسريع در روند اخراج اتباع، پروندهاي براي آن دسته از مسئولين که با تصميمات و اقدامات غلط باعث ورود و ماندگاري ميليونها اتباع افغاني در کشور شدند و اينهمه ضربه اقتضادي، اجتماعي، فرهنگي و امنيتي به ايران وارد کردند باز کنند و آنها را محاکمه و مجازات نمايند. در سرتاسر جهان نميتوان کشوري را پيدا کرد که بيش از ۱۲ درصد جمعيتش را اتباع يک کشور ديگر تشکيل دهند و مسبب اينهمه عوارض منفي شوند که تا مدتها گريبانگير جامعه خواهد بود. اين، يک اقدام طبيعي نبود و به همين دليل بايد با دقت و قاطعيت مورد بررسي قرار گيرد و با عوامل پديدآورنده آن برخورد شود.
وب سایت نواندیشی به ویب سایت خبری تحلیلی نواندیشی خوش آمدید