گـزیده اخبــار
خانه » اجتماعی » لجبازی طالبان وزمزمه های سقوط
لجبازی طالبان وزمزمه های سقوط

لجبازی طالبان وزمزمه های سقوط

اخبار واحادیث مربوط به افغانستان تحت حاکمیت طالبان  مدتی است که همه وسائل ارتباط جمعی را اشغال کرده اند البته که جلوس استخباراتی  طالبان نه از راه دروازه که معمولأ از صد ها سال بدینسو در راستای مشروعیت دهی برای ورود همه شهروندان باز نگه داشته  بلکه از سر دیوارهای تاریک کشور وارد شده اند  برای همه انانیکه دل شان بر سرزمین تاریخی افغانستان میسوزند که جنگجویان طالبان چگونه و در راستای کدامین اهداف و مقاصد استخباراتی کشور های جهان بویژه پاکستان بر کشور جنگ زده افغانستان غلبه یافته اند ؟ حقیقت مطلب این است که آنچه را تا اکنون با سپری شدن بیش از سه سال سپری شده و هنوز هم ادامه دارد مسأله ای نیست که بتوان با این سادگی ها آنرا مورد تحلیل قرار داد .و یا هم از آن عبور کرد که این قصه سردرازدارد ! چنانچه میدانید روحیه ارزشمند ایثار و بلند کردن صدای عدالت دربرابرظالمان وستمگران ازچندین دهه بدینسو آرام ، آرام دربین نسل معاصربا شیوه های تطمیع ووعده های رسیدن به زرق وبرق دنیا ازسویی بیگانه گان طماع اعمال می گردد.استفاده ازچنین روشهای فریبنده برای تخدیروتحمیق ملتها یکی از مؤثر ترین اسلوب های نامیده میشود که از سوی پادوهای شرکت های بین المللی نفت وگازواسلحه سازی در جهان سوم اجرأ میشود . میگویند همیشه دو نوع شکار وجود دارد یکی آنکه شکاری بسوی شکار میرود و دوم اینکه شکارخود دردام شکاری بافتد امروزودرعصرحاضرمی بینیم که چگونه مردم ساکن درمشرق زمین بویژه ساکنان قلمروافغانستان خود بصورت داؤطلبانه دردام های رنگین و گسترده شده  شکارچیان غارتگربین المللی می اُفتند و ضجه می کشند ؟
دور نه میرویم همین چند سال قبل از اجلال نزول طالبان برافغانستان  وقتی یک دخترجوانی بنام فرخنده که خودحافظ قرآن بود در دوکیلومتریی کاخ ریاست جمهوری افغانستان تمامی انواع شکنجه های راکه درفقه تاریخی وگفتمان متحجرانه ای قبل ازمیلاد پیشبینی شده اند  در محضر هزاران تن از شهریان کابل بر وجود ش تجربه شد  و سرانجام نیز به شهادت رسید .
اما این حادثه غم انگیز و قتل شهید فرخنده در دوکیلومتری ارگ ریاست جمهوری یک  واقیعت تلخ درجامعه ما را بر ملاساخت  واقیعتی  که ازسوی برخی رجال متعصب به عنوان سنت کهنه در لباس مذهب و اخلاق علی الرغم تقاضای تکاملی زمان معاصر به زور و شمشیر می خواهند تحمیل کنند و با اینکه میدانند که نه می توانند بازهم در تحمیل کردن آن بر نسل جوان اصرار می ورزند .
آری !چنین است که خشونت بویژه خشونت بالای زن که دراکثرکشورها و جوامع شرقی اسلامی عامل نیرومندی بود که میتوانیست سنت ها ، نظام قدیم و از همه مهمتر نوع شیوه مصرف را که در اعتیاد نسل جوان به حیث یک حربه مؤثر و مجربی از سوی استعمار جدید به شمار می آمد و زن شرقی به عنوان یک مدافع شکست ناپذیری در برابر این حربه قرار گرفته بود .
کسانی که با روح زمان آشنا یند و از سرگذشت اندیشه ها و فرهنگ ها بویژه نقش دین مقدس اسلام در مدیریت جامعه و تمدن امروز و مسیر حرکت روحی و فکری انسان این عصر آگاهی دارند و بیش از همه قربانی استعمار اقتصادی و فجیع تر از آن استعمار فکری و اخلاقی شده اند می دانند که نظام حاکم بر جهان بویژه در عصرحاضر از چه راه ها و با چه نیرنگ ها و توطئه ها ی ضد انسانی می کوشد تا همه کشور های جهان بویژه افغانستان را به بازار کالای خویش مبدل سازد و برای توفیق در این راه ، باید همه انسان ها به شکل ” حیوانات مصرف کننده ” در آیند و تمامی  ملت ها اصالت ها و خصوصیات تاریخی و مذهبی و قومی خویش را که هویت و استقــلال اش را می سازد نابود و یاهم مسخ  کننـد . واین است که باید بروی زمین همه برج های ایمان و معنویت را که از مناره های آن بانگ آزادی و عدالت را بلند می ساختند فرو ریزانند .
اکنون که تحریک  طالبان از بطن و متن جنگ های استخباراتی در قرن بیستم به عنوان نگهبانان صادق به منافع اقتصادی و استراتیژیک استعماربرگزیده شده اند با حذف تمامی کانال های مشروعیت ملی و بین المللی و تعطیل قوانین مدنی منجمله قانون اساسی امر ونهی نموده وفرمان صادرمیکنند و همه شهروندان کشور  اعم از زنان و مردان مؤمن و رشید افغانستان را دراسارت گرفته اند و ازتفاؤت مدیریت خانواده با قیادت جامعه و ملت عاجز اند تحقیر ملت سرافراز افغانستان را بصورت مجهول تجربه میکنند و در همین راستا با پیروی از سنت تلخ جباران معلوم الحال در تاریخ افغانستان زنان و مردان رشید ساکن درافغانستان را شلاق میزنند و تحقیر میکنند .

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

بالا