گـزیده اخبــار
خانه » اجتماعی » خشونت ساختاری واجتناب ناپذیر!
خشونت ساختاری واجتناب ناپذیر!

خشونت ساختاری واجتناب ناپذیر!

توصیه به افراد و اجتماعات بشری برای پرهیز از خشونت و توسل به عقلانیت و تفاهم برای حل منازعات خود شان شاید شایسته ترین و بهترین قاعده زرین به نظر اید زیرا این هنجاریست ارام و صلح امیز و مطلوب فطرت سالم انسانی.ازانسو گزینش روش متمدنانه ،فرهنگی و خردگرایانه و مسالمت جو از ارزوهای بزرگ بشریست برای حل اختلافات و منزعات انها.اما چرا جوامع بشری هرچه بسوی این باصطلاح تمدن ودیموکراسی فوق مدرن سیر میکند روز بروز خشنتر ،غیر اجتماعی تر و بیگانه تر از یکدیگر میشوند؟چرا جوامع کنونی بطور روزافزون هماهنگی و تعادل خود را از دست میدهند؟چرا اجتماعات بشری روزبروز بسوی خشونت و جنگ پیش میرود؟چرا تمام  قوانین و موازین به اصطلاح بشری به شمول دین قادر به جلوگیری ازین روند مقدر خشونت زا نیستند؟دلیل اینهمه بی اثری و عقیم بودگی این قوانین به نظر من عدم صداقت،نداشتن دستورالعمل ها و میکانیسمهای بیگانه با واقعیت است که هیچکدام اراده صادقانه برای تغییر این واقعیت فاجعه افرین را ندارند.دیموکراسی و حقوق بشر همان شریعت کاذب نظام سرمایداریست برای پنهان کردن ماهیت شیطانی و ضد بشری خودش که بطور ساختاری فقرافرین و خشونت زاست.خشونت زایی، بحران افرینی و جنگ افروزی بطور اجتناب ناپذیر از اقتضاأت ساختاری این نظام است.مذهب نیز رویکرد اساسی و میکانیسم کارش متکی بر یک سلسله توصیه ها و مواعظه  های بی اثر انتزاعی و ملال اوریست که هیچ رابطه کارسازی با واقعیت اجتماعی ندارد.انهم هیچ ابزاری جز همین توصیه های اخلاقی بیرابطه با واقعیت در دست ندارد تا ازین خشونت زایی و نابرابری ها در جامعه جلوگیری نماید.به همین دلیل است که مذهب بطور روزافزون با واقعیتهای تلخ اجتماعی بیگانه تر و بی اثر تر میگردد.منشأ و مبدأ این خشونت نهفته در یک واقعیت ستبر و فربه طبیعی است که در نهاد انسانها جای دارد.این غده سرطانی لاعلاج نامش «منفعت» است که نظام سرمایداری و ماهیتش بر ان بنا شده است.منفعت درین نظام انقدر  ذاتی و نهادینه شده است که مقدستر از همه مقدسات بشری گشته است. تا جاییکه برای حفظ همین منفعت نظام سرمایداری بصورت سیستماتیک و پلان شده بر مبنای عقلانیت ابزاری سالانه میلیونها انسان را در پای این خدای بیرحم و اهریمنی قربانی میسازد.قتل عام میلیونها انسان و نسل کشی ملتها جزء پلانهای تاکتیکی و استراتژیک ان میباشد.بزرگترین منبع و بستر خشونت و تروریسم جهانی از مشتقات این نظام غیر انسانی و غیر اخلاقیست.بقیه خشونت زایی ها و افراطیتها در جهان زیر مجموعه همین شجره خبیثه است.ناتوانی و ناکامی مذهب در جلوگیری از خشونت به تصور من پاشنه اشیل مادرزاد مذهب بشمار می اید.

از همینرو هیچگونه ابزار و رویکرد تضمین کننده برای جلوگیری ازین غده سرطانی که نامش منفعت است و انواع خشونتهای دیگر که از عوارض ان محسوب میشود در دست ندارد.بگذریم ازینکه بدخوانی مذهب در نفس خودش انگیزه چه خشونتهای دیگر می گردد.از همینجاست که همه موعظه ها و نصایح مذهب از روی منبر در طول قرنها انهم بصورت انتزاعی و بی محل منشأ هیچ اثری نمیگردد.تمام ارزو های بشری در سطح جهان و میان تمام جوامع انسانی دست یافتن به یک هماهنگی و اعتدال در نظام اجتماعیست تا زیست صلح امیز بشری را میسر گرداند.اما امروز این اعتدال و هماهنگی امر ناممکن به نظر می اید.عمده ترین دلیلش هم همان منفعت قدرتمندان و ثروتمندان حاکم بر زمین است که با این اعتدال و هماهنگی بشری در تضاد و تقابل قرار دارد.جاییکه دران منفعت حکمرانان و ثروتمندان محور تمام روابط اجتماعی  باشد دران محل نه هماهنگی و اعتدال امدنیست و نه صلح و ثبات اجتماعی.پیامد  حاکمیت چنین میکانیسم غیر انسانی در روابط اجتماعی جز تراکم خشم و خشونت و انفجار ان نخواهد بود که ما ها امروز در بحبوحه ان قرار داریم.

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

بالا