گـزیده اخبــار
خانه » اجتماعی » حکایت سفرروحانی واستخباراتی!
حکایت سفرروحانی واستخباراتی!

حکایت سفرروحانی واستخباراتی!

هنوز دونالد ترمپ به اشتباه اش درحمله ای که به فرمائیش  نتانیاهوبه سرزمین ایران انجام یافت پی نه برده بود که دریک نمازجمعه شیخ الاسلام مولوی عبدالحمید اسماعیل‌زهی خطیب و امام مسجد مکی زاهدان که خود را رهبراهل سنت ایران می خواند  طی یک سخنرانی با آیت الله علی خامنه ایی پیشوا و ولایت عظمای اهل تشیع نه تنها  بیعت کرد بلکه تفکر و اندیشه های اهل سنت را نیز فاقد توانمندیی مدیریت سیاسی جامعه دانیست و چنین  اظهارداشت :

امروزمن در میان جمعه اعلان میکنم که در میان اهل سنت هیچ انگیزه ای نیست که اهل سنت رهبری داشته باشد ، رهبر شیعه و سنی و از همه ملت ایران حضرت ایت الله خامنه ایی مقام معظم رهبری  است ! هرچند سخنان جناب  شیخ الاسلام عبدالحمید اسماعیل‌زهی خطیب مسجد مکی زاهدان به ظاهرازیک تملق دربرابرحضرت آیت الله علی خامنه ایی پیشوا وولی فقیه ایران تلقی می شداما واقیعت قضیه فراترازتملق وچاپلوسی یک روحانی عمامه برسر اهل سنت ایران بوده که ریشه در فقدان پتانسیل مدیریت گفتمان غیراجتهادی مذهبی داشته  که در جوامعی چون افغانستان و برخی کشور های جنوب غرب آسیا بنام فقه حنفی وبا قرئت غیراجتهادی مذهبی حکمرانی میکنند .راستی هم طی چندین سال است که همین قرئت مذهبی غیراجتهادی و سنگواره ای حاکم بر سرنوشت مردم شرق منجمله افغانستان جاده صاف کن نظام های غارتگری شده است که از چندین دهه بدینسو توسط کشورهای غربی برمبنای اهداف استراتیژیک سیستم سرمایه داری به قدرت آورده شده اند . درسخنرانی ای که از سویی بسیاری از کارشناسان اموربه مثابه بیعت  شیخ الاسلام مولوی عبدالحمید رهبر ” سیأ” سی اهل سنت ایران با علی خامنه ایی تلقی میگردد شگفت و تعجب اکثر فعالان مدنی و دینی را آنگاه بر انگیخت که مشارُ الیه به قرئت و گفتمان اقتدارگرای  مذهبی فرو تر از آنچه که خود از چهره های بارزآن محسوب میگردید بیعت و اقتدأ نمود. که ثقل گفتمان اقتدار گرا ولایت است و کانون مرکزی آن نیز ولایت مطلقه فقیه تشکیل میدهد که در این قرئت ولایت فقیه نه تنها به عنوان یک امر سیاسی بلکه به مثابه مفهوم قدسی و ملکوتی ، چتری فراگیر بر همه عناصر فکری و عاطفی می گستراند .رابطه فرد با حاکم رابطه مریدی -مرادی وبراساس اصل ارادت سالاری است . روشن است که مردم سالاری در قرئت اقتدار گرأ وصله ناجور وزائده ای تحمیلی است درراستای چنین  بیعت معیوب “سیأ” سی بود که وقتی درفقدان پتانسیل مدیریتی نظام ولایت فقیه فشاریکسویه برمهاجران افغان در جمهوری اسلامی ایران و کشور پاکستان شدت یافت ومهاجرینی که از بد حادثه و ظلم حکومت طالبان به دوکشور ایران و پاکستان پناه آورده بودند برخلاف گذشته با وضعیت غیر قابل تحمل روبروشدند و حتی بصورت نا آگاهانه از ترس مرگ و اخراج در بدل مزد ناچیز در دام شبکه های استخبارات گوناگون جهانی قرار گرفتند . نباید فراموش کرد که این درب خونین استخباراتی برای نخستین بار توسط مقامات ارشد امنیتی نظام جمهوری اسلامی بنام لشکری از فاطمیون وغیره باز گردیده بود که به وعده های اعطای  اقامت  دائیم در ایران به اضافه پرداخت مبالغ ناچیزی که برای خانواده های جنگجویان فرستاده میشد ملمع کاری شده بود وقتی حین جنگ ۱۲روزه تحمیلی رژیم اشغالگراسرائیل علیه ایران به قول گزارش های موثق چندین صد تن از مهاجرین که بنام اتباع غیر قانونی و بیگانه یاد می شدند به اتهام ساختن پهپاد ها وموشکها دستگیر و بازداشت شدند
هرچند در اول مقامات نظامی ایران از اعلام دستگیری و بازداشت پناهنده گان افغان در ارتباط با همکاری با شبکه های جاسوسی مانند موسادMOSSAD و سازمان مرکزیی اطلاعات امریکا CIA در جنگ اسرائیل و ایران خود داری میکرد اما پس از آنکه برای نخستین بار نقش استخبارات طالبان GDI درجنگ اسرائیل با ایران افشأ گردید جهت کشف حقیقت قضیه شیخ الاسلام عبدالحمید اسماعیل‌زهی خطیب مسجد مکی زاهدان نخست به هرات
و سپس به کابل پایتخت افغانستان سفرکرد تا در باره حول حوش این بازداشت ها با مقامات طالبان صحبت کند ایشان نیز در باره این مسأله و دیگر دست آورد های نظام مورد نظر طالبان با مقامات امنیتی طالبان ملاقات نمود که پس از ملاقات ها و دید وبازدید های با ظاهر با مقامات با صلاحیت ملکی و نظامی طالبان انجام داد و طبق پیش بینی که از ایشان استقبال بی نظیری صورت گرفته بود به کشور ایران برگشت و طی بیان  خاطرات سفرش گفت :من چنان امنیتی را در افغانستان دیدم که می گفتند اگر یک زنی از آخیر افغانستان سفر کند و شب ها برود ، کسی نیست که با او نگاه کند و اگر ماشین جلو خانه باشد ، ماشینها ( موترها ) را داخل خانه نه می آورند و بیرون اند و کسی به ماشین نگاه نه میکند ….
اما دربرابر چنین قضاوت و اینگونه اظهارات فعالان سیاسی و علمای جید افغانستان مانند مولوی حبیب الله حسام از علمای نامور افغانستان در صفحه فیس بک اش نوشت :در همین کشوری که شما از امنیت آن سخن گفتید، تنها چند روز پیش، در برابر چشم جهانیان، حرمت زن مسلمان در جاده‌ای عمومی لگدمال شد. آیا این عزت اسلامی‌ست؟مردم ما محتاج عدالت‌اند، نه تبرئه ظلم؛ و انتظار دارند صدای علما، بانگ حق و عدالت باشد، نه توجیه استبداد، تکفیر، افراط و تعصب.نمی‌خواهیم بیش از این سخن بگوییم، اما این‌گونه اظهارات، ناخواسته چنین القا می‌کند که:گویا ظلم، استبداد، نفاق، جهل و فقر، بخشی از مقاصد اسلام‌اند !! که هیچگاه نیستند .

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

بالا