توحید بمثابه کثرت در وحدت و وحدت در کثرت به این معنی است که این وحدت ارگانیک است نه مکانیکی و اجبارآمیز. یعنی هر جزیی از یک کل یا هر پدیده ای در جهان بر اساس منطق درونی اش و در پیوند با دیگر اجزا و پدیده ها کار می کند و عمل می نماید به عبارتی دیگر همچنان که هر موجودی بر اساس نظمی که بر او مترتب شده و علمی که در وجودش به ودیعه گذاشته شده است هویتش از قوه به فعل و از باطن به ظاهر جلوه گر می شود، بر همین روش هر شخص و نهاد علمی، هنری، فلسفی، سیاسی، فرهنگی و … باید این حق و میدان را داشته باشد تا بدون سانسور و فشار و ارعاب و تهدید و ترس و تبعیض، هنرها و معارف و دستاوردها و نیروهای خود را جلوه گر کند، نه بر اساس بار و وظیفه ایی که از بیرون بر آن تحمیل و دیکته می شود. وقتی انسان و طبیعت بعنوان جزیی ازهستی استثمار می شود، چپاول و غارت می شود وقدرت و ثروت و منابع در یک جا متمرکز می شود، انباشته می شود هماهنگی انسان ها با یکدیگر و همچنین انسان ها و طبیعت به هم می خورد و این توازن و وحدت انداموار یا منظومه واحد بر خلاف ذات و سرشت جهان وتاریخ هستی پراکنده می شود و ازبین می رود.جباریت و نظم تحمیلی بر خلاف نظم توحیدی و فرایند طبیعی است به همین دلیل بر خلاف وحدت در کثرت انداموار است، چرا؟ بیشتر بخوانید »