گـزیده اخبــار
خانه » اجتماعی » ازطبیعت انسان تاحقوق انسان!
ازطبیعت انسان تاحقوق انسان!

ازطبیعت انسان تاحقوق انسان!

  انسانها به صرف ناگزیر قرارداشتن در چنین زیستجهانی و داشتن چنین غرایزی دارای حقوق طبیعی که لازمه چنین زیستیست نیز میباشند.میگویند در طبیعت هیچگونه حقوقی وجود ندارد بلکه این حقوق ساخته و پرداخته خود انسانهاست.این درست است اما باید دانست که انسان خود جلوه ای از همین طبیعت است.این گزاره ایکه اززبان انسان بیان میشود از ضروریات طبیعت اوست.اگر ما بیرون از چنین طبیعتی می زیستیم چنین حقوقی هم در کار نبود.چنین طبیعتی اینچنین حقوقی را اقتضأ می نماید.محروم کردن انسانها از چنین حقوقی با زور و غلبه این حقوق را ازانها سلب نمیکند.حقوقی مانند داشتن محیط مناسب برای حفظ همین زندگی که دران حوایجش براورده واستعداد هایش به فعلیت رسند.حق کنجکاوی،کج فکران این کنجکاوی را به معنی غیبت نگیرند،و شناخت محیط پیرامون تا گستره کل هستی.حق امنیت برای بقای خودشحق ارضای غرایز بشمول غریزه جنسی درحد معقول و معتدل ان.غریزه جنسی یک گناه نیست که شخصی با داشتن ان مقصر ومتهم پنداشته شود.غریزه جنسی یک ضرورتیست در کنار دیگرضروریات طبیعی انسان.حق تولد و تناسل مانند بقیه جاندارانحق تردد ازاد درفضای جمعی وحق اشتراک فعال درحیات اجتماعیحق تعلیم وتربیت برای زیست موفق درهماهنگی با کارکرد زیست جهان خودحق اظهار وابرازاحساسات وهیجانات برخاسته از همین طبیعت درحدود متعادل ومعقول انها وبسا حقوق دیگرزن یک موجود قاچاقی وبیگانه با دیگرانسانها نیست تا وجود خودش را پنهان سازد و خود را مزاهم انظارجامعه تلقی نماید.اشکارگی صورت زنان درمحدوده ضروریات حیات اجتماعی اززمره حقوق طبیعی انهاست.این گزاره یک فتوای فقهی بیرابطه با واقعیت نیست بلکه بیان یک حق طبیعی سلب ناشدنی است.انکس که انسانها را چنین افریده است ناگزیر است چنین حقوقی را نیز برایشان برسمیت بشناسد.هیچ حکمی از هیچ منبعی نمیتواند این حقوق را از انسانها سلب نماید زیرا سلب این حقوق سلب زندگی و نقض هدف نیز میباشد.خداییکه انسانها را افریده زنان را از روی خطا نیافریده است تا خطای خود را پنهان نماید.برعکس مذکر هاییکه ،مذکر به مفهوم خاص زیست شناسانه ان،هنوز با شهوات غریزی خود فکر میکنند و عقلانیت و شعور شان به ذکر شان خلاصه میشود باید تعلیم و تربیت ببینند تا قدرت کنترول خود را بدست ارند.درین دنیا محرکات و انگیزاننده ها کم نیستند که با دیدن هرکدام انها از جا بپریم و زنجیر پاره کنیم.جلوه ها و زیبایی های این عالم میتوانند ازمونهای برای  تربیت و تقوای مدعیان کاذب شریعت باشد که شریعت را غل و زنجیری برای اسارت مردم ساخته اند.زندگی انسانی لازمه کنترول غرایز و خواسته های بی لجام انسانهاست در تمام ابعادزندگی اجتماعی.ازمونگاه دیانت و تقوا فقط صورت زنان نیست بلکه رعایت حریم زندگی انسانها و حقوق مسلم انها نیز هست که حتا خداوند حق گذشت ازانها را به خود «ناس» واگذار نموده است.دست انداختن به بدن زنان نا محرم و کشاندن انها به بازداشتگاه ها و شکنجه انها و حتی تجاوز به انها نیز از همین حقوق تخلف ناپذیر اند.همه انواع زیباییها جذاب و تحسین برانگیزاند.وجود زن یکی از برجسته ترین مصداق های زیباییدرین عالم دانسته میشود.زیبایی در وسیعترین ،متعالی ترین و شریف ترین معنای ان.این جلوه های زیبایی درهستی نه تنها به زندگی معنا و لذت می بخشد بلکه در ژرفترین صورت انها زندگی را تصعید و تعالی می بخشد  و هنجار های خام و بدوی انسانها را تلطیف مینماید.به شرطیکه انسانها در برابرصورت زیبایی در سطح غریزی و خام بهیمی ان متوقف نماند وزنجیر پاره نکنند.اگر چنین جلوه ها و امواجی زیبایی درهستی نبود کل هستی به وجودش نمی ارزید.

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

بالا