گـزیده اخبــار
خانه » اجتماعی » از تنگه هرمز تا هندوکش؛
از تنگه هرمز تا هندوکش؛

از تنگه هرمز تا هندوکش؛

جنگ جاری در خاورمیانه دیگر صرفا رویارویی ایران، امریکا و اسراییل نیست؛ بلکه بخشی از رقابت بزرگ بر سر نظم چند قطبی جهان است.جنگ اوکراین، بحران خلیج فارس، دریای سرخ و رقابت بر سر کریدورهای انرژی، حلقه‌ های یک زنجیره ژیوپلیتیکی واحد هستند که نظریه‌ های ((هارتلند)) و ((ریملند)) را بار دیگر به متن سیاست جهانی بازگردانده‌ است.اگر علاوه بر تنگه هرمز، باب‌المندب نیز با اختلال طولانی روبه‌ رو شود، چین و هند به‌عنوان بزرگترین مصرف کنندگان انرژی و همچنین روسیه، ایران و کشورهای اسیای مرکزی، بیش از گذشته به کریدورهای زمینی وابسته خواهند شد.در چنین وضعیتی، افغانستان از یک کشور بحرانزده به قلب ژیوپلیتیک اوراسیا تبدیل میشود؛ زیرا امنیت یا ناامنی ان مستقیما بر اینده کریدورهای زمینی اثر میگذارد.در همین چارچوب، احتمال گسترش جنگ به عربستان سعودی و ورود پاکستان نیز از سوی برخی تحلیلگران مطرح میشود. با توجه به روابط راهبردی اسلام‌اباد و ریاض، مشارکت احتمالی پاکستان میتواند جنوب اسیا را نیز وارد معادله جنگ کند و افغانستان را بار دیگر به چهار راه رقابتهای امنیتی تبدیل سازد.طالبان همواره داعش خراسان را دشمن خود معرفی کرده‌اند و در سالهای اخیر نیز درگیریهای سنگینی میان دو طرف رخ داده است. از سوی دیگر، برخی تحلیلگران منطقه‌ای ادعا کرده‌اند که بازیگران اطلاعاتی مختلف از جمله (ای اس ای) ممکنست از ظرفیت گروه‌های افراطی بخصوص داعش خراسان و جیش العدل بلوچ برای پیشبرد اهداف ژیوپلیتیکی بهره‌ برداری کنند. این ادعاها همچنان محل اختلاف است، اما در محافل امنیتی منطقه به‌طور گسترده مورد بحث قرار میگیرد.اگر با ورود احتمالی پاکستان به جنگ، دامنه بحران به افغانستان کشیده شود، اینده این کشور میتواند دو مسیر متفاوت را تجربه کند.در این سناریو، افغانستان بار دیگر به سکوی انتقال ناامنی تبدیل میشود و گروه‌ های افراطی چندملیتی، از جمله داعش خراسان، میتوانند بحران را به سوی اسیای مرکزی، روسیه، ایران و حتی مرزهای غربی چین گسترش دهند. نتیجه چنین روندی، افزایش فشار امنیتی بر محور شرقی، تهدید کریدورهای زمینی و تقویت جنگهای نیابتی خواهد بود.در برابر چنین احتمالی، برخی تحلیلگران معتقدند ایران و روسیه برای جلوگیری از سرایت بحران، ممکن است از ائتلافهای سیاسی و امنیتی جدید یا جریانهای همسو در افغانستان حمایت کنند، تا مانع تبدیل شدن این کشور به پایگاه گسترش ناامنی شوند.سناریوی دوم بر این فرض استوار است که کشورهای منطقه به این جمعبندی برسند که تنها راه جلوگیری از تبدیل افغانستان به مسیر ترانزیت جنگ، شکلگیری یک نظام سیاسی فراگیر از طریق گفتگوی بین‌الافغانی است.در اینصورت، افغانستان به جای میدان جنگ، به حلقه اتصال کریدورهای منطقه‌ای تبدیل میشود و بحران بتدریج به سمت چالش‌های امنیتی و سیاسی پاکستان سوق پیدا می‌کند. از نگاه بخشی از تحلیلگران افغانستان، این روند میتواند به احیای روایت تاریخی مقابله با سیاستهای اسلام‌اباد و افزایش فشارهای سیاسی و امنیتی بر ساختار قدرت پاکستان تحت عنوان (قیام افغانها علیه حاکمیت پنجاب) بینجامد. در این سناریو، انتقال ناامنی به روسیه، چین و ایران نیز با دشواری بیشتری روبرو خواهد شد.انچه امروز در اوراسیا جریان دارد، تنها رقابت بر سر نفت، گاز و کریدورها نیست؛ بلکه رقابت میان دو روایت از اینده جهان نیز هست.یک روایت بر حفظ برتری نظم غربمحور و کنترل مسیرهای راهبردی تاکید دارد و روایت دیگر بر شکلگیری نظم چندقطبی، گسترش همکاریهای اوراسیایی و توسعه کریدورهای زمینی استوار است.افغانستان در نقطه تلاقی این دو روایت قرار گرفته است.اگر این کشور به میدان جنگهای نیابتی تبدیل شود، هارتلند اوراسیا بی‌ثبات خواهد شد؛ اما اگر به ثبات و مشارکت سیاسی دست یابد، میتواند به پل اتصال تمدنها و کریدورهای اقتصادی شرق و غرب تبدیل گردد.سرنوشت جنگ اینده، تنها در هرمز، باب‌المندب یا اوکراین تعیین نخواهد شد؛ بلکه در هندوکش نیز رقم خواهد خورد. اینده افغانستان میتواند یکی از دو مسیر را پیش روی منطقه قرار دهد: یا به سکوی انتقال ناامنی به روسیه، چین و ایران تبدیل شود، یا با شکلگیری یک سازوکار سیاسی فراگیر، به محور ثبات، همکاری منطقه‌ای و اتصال کریدورهای اوراسیا بدل گردد.از این منظر، افغانستان دیگر صرفا موضوع یک بحران داخلی نیست؛ بلکه یکی از مهمترین گره‌های ژیوپلیتیکی و تمدنی نظم اینده جهان به شمار می‌رود.

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

بالا