وقتی حین خواندن متن دعوت نامه ای که بقلم فرهیخته ای بزرگوار جناب محسنی صاحب متصدیی ارجمند رادیو کتاب و این ویبنار اکادمیک نوشته شده مرور می نمودم ، چشم ام به پرسش عمده ای در حوزه دین و جامعه شناسی افتاد که درمتن آن چنین پرسشی را مطرح نموده بود:چرا طلاق در اختیارمرد است؟ آیا این قاعده مخالف عدل الهی و فطرت انسانی نیست؟جمله عربی «فلما جعل الله سبحانه و تعالی الطلاق فی ید الرجل» چه معنی میدهد؟ من به عنوان شاگرد حوزه دین وجامعه با احترامی که به همه علمای فرهیخته حوزه فقاهت دینی قائل ام با چنین شیوه مطرح نمودند مسأله موافق نیستم زیرا اول اینکه مسأله انگیزه طلاق که ریشه درتمامی تاریخ جوامع بشری وانسانی دارد بویژه درعصرحاضر که درفرهنگ ومناسبات نظام سرمایه داری رشد ونمومیکند ومیدانید ومیدانیم که طراحان این نظام سعی دارند با نشانه گرفتن اصل زرین خانواده که ازهمان آغازخلافت انسان درزمین ازستون فقرات عموم ادیان توحیدی به شمار می آید با مسخ متون دینی بویژه اسلامی در جنگ با خدا و انسان آمده اند. وثانیأباچنین شیوه مطرح ساختن که "چرا طلاق دراختیارمرداست؟ "زن این فرشته مسؤل درآفرینیش وهستی راازلحاظ حقوقی باسکوت اجباری واستبداد فکری مواجه می سازد زیرا بدون آنکه ابعاد حقوقی موضوع طلاق رادررابطه با نکاح مورد بررسی قرار گیرد وپس ازپژوهش های گسترده به نتائج مطلوبی برسد باید بپذیرد وبصورت دگماتیک قبول نماید که طلاق دراختیارمرد است واین از اوامرالهی است . بیشتر بخوانید »