گـزیده اخبــار
خانه » بایگانی نویسنده: هیأت تحریر (برگ 147)

بایگانی نویسنده: هیأت تحریر

استانکزی صاب خیریت باشد !

استانکزی صاب خیریت باشد !

هیچکسی نه میداند که این آغا شیرمدخان استانکزی معاون امیر خان متقی  در امور سیأسی که  یکی ازمهره های اصلی بازی میدان"سیأ " ست  به شمار میرود چه زمانی پوستین اش را چپه پوشید و در برابر نظامی که وی از اذناب قدیمی اش به حساب می آمد و به فرهنگ نقد رو آورد ه است ؟هرچند مشارُالیه در قدیم نیز به این نوع انتقادات مفتکی شهرت داشته است . ...در باب اظهارات و شعار های بدون مصرف آغا استانکزی ما تفحص کردیم این شعار های بدون مصرف و انتقام جویانه استخباراتی میباشند ومصداق حکایتی است که روزی یک لافوک حین لافزنی میگفت که وقتی با کسی دعوی ام شود حرف اول را من میزنم ، پرسیدند که چه میگوئی ؟ لافوک گفت من میگویم اشتباه کرده ام ! بیشتر بخوانید »

مظلومیت زن و مسأله طلاق

مظلومیت زن و مسأله طلاق

وقتی حین خواندن متن دعوت نامه ای که بقلم فرهیخته ای بزرگوار جناب محسنی صاحب متصدیی ارجمند رادیو کتاب و این ویبنار اکادمیک  نوشته شده مرور می نمودم ، چشم ام به پرسش عمده ای در حوزه دین و جامعه شناسی افتاد که درمتن آن چنین پرسشی را مطرح نموده بود:چرا طلاق در اختیارمرد است؟ آیا این قاعده مخالف عدل الهی و فطرت انسانی نیست؟جمله عربی «فلما جعل الله سبحانه و تعالی الطلاق  فی ید الرجل» چه معنی میدهد؟ من به عنوان شاگرد حوزه دین وجامعه با احترامی که به همه علمای فرهیخته حوزه فقاهت دینی قائل ام با چنین شیوه مطرح  نمودند مسأله موافق نیستم  زیرا اول اینکه مسأله انگیزه طلاق که ریشه درتمامی تاریخ جوامع بشری وانسانی دارد بویژه درعصرحاضر که درفرهنگ ومناسبات نظام سرمایه داری رشد ونمومیکند ومیدانید ومیدانیم که طراحان این نظام سعی دارند با نشانه گرفتن اصل زرین خانواده که ازهمان آغازخلافت انسان درزمین ازستون فقرات عموم ادیان توحیدی به شمار می آید با مسخ متون دینی بویژه اسلامی در جنگ با خدا و انسان آمده اند. وثانیأباچنین شیوه مطرح ساختن که "چرا طلاق دراختیارمرداست؟ "زن این فرشته مسؤل درآفرینیش وهستی راازلحاظ حقوقی باسکوت اجباری واستبداد فکری مواجه می سازد زیرا بدون آنکه ابعاد حقوقی موضوع طلاق رادررابطه با نکاح مورد بررسی قرار گیرد وپس ازپژوهش های گسترده به نتائج مطلوبی برسد باید بپذیرد وبصورت دگماتیک  قبول نماید که طلاق دراختیارمرد است واین از اوامرالهی است . بیشتر بخوانید »

ازفرامین خلقی هاتا فرامین طالبها

ازفرامین خلقی هاتا فرامین طالبها

نورمحمد ترکی بعد از رسیدن به قدرت در سال ۱۳۵۷ چندین فرمان پیهم صادر کرد اینکه آن فرامین چقدر سازگار به شرایط ذهنی بود، چقدر عادلانه یا جابرانه بود و نتایج شان چه شد همه دوستانیکه عمر شان از پنجاه سال بالا است به یاد دارند توضیحات در مورد آن فرامین گنجایش بحث را در این مقاله را ندارد، اما فقط برای معلومات آنعده دوستانیکه عمر شان از پنجاه سال جوانتر است تنها در مورد سه فرمان آنها هر یک فرامین شماره شش، هفت و هشت با ذکر نام و موضوع شان اکتفا میکنم. یکی آن فرامین توزیع زمین های فئودال ها به دهاقین بی زمین بود، دیگرش منع گروی و سودخوری و دیگر آن منع ازدواجهای اجباری. از جمله ده ها فرمان رهبر طالبان تنها از چندتای محدود آن نام می‌بریم: اولین فرمان لغو قانون اساسی و انحلال اردوی ملی افغانستان بود، دومین فرمان مسدود نمودن دروازه های تعلیم به روی بانوان است، بیشتر بخوانید »

دیووالي په نوم ګډ روژه ماتی!

دیووالي په نوم ګډ روژه ماتی!

دخوست ولایت صبریوولسوالۍ سوري پاڼ سرکلي کې، دیووالي اوپخوانیو مثبتو او رغنده سنتونو او رواجونو د را ژوندي کولو په موخه ګډ روژه ماتی ترسره شو.په یاد روژه ماتي کې، دکلي مشرانو، ځوانانو په ټوله کې په زیاته کچه د کلی خلکو ګډون کړی او برخه اخیستې وه.دا ډول پروګرامونه دځوانانو اوپه ټوله کې دسیمې اوسیدونکو لپاره ګټور اودسیمې اوسیدونکو دیووالي سبب ګرځي بیشتر بخوانید »

ازسرگیریی سنگسارتوسط طالبان!

ازسرگیریی سنگسارتوسط طالبان!

به گزارش نواندیشی  به نقل از گاردین، گروه‌های حقوق بشر اعلام کردند که دستور طالبان مبنی بر از سرگیری سنگسار علنی زنان تا حد مرگ، با سکوت جامعه جهانی امکان‌پذیر شده‌است. صفیه عارفی، وکیل و رئیس سازمان حقوق بشر پنجره امید افغانستان، گفت که این اعلامیه زنان افغان را به بازگشت به سیاه ترین روزهای حکومت طالبان در دهه ۱۹۹۰ محکوم می‌کند.   عارفی گفت: ” در نتیجه این دستور رهبر طالبان، فصل جدیدی از مجازات‌های خصوصی آغاز شده و زنان افغان در اعماق تنهایی قرار دارند. اکنون هیچ کس در کنار آنها نمی ایستد تا آنها را از مجازات طالبان نجات دهد. جامعه بین‌المللی ترجیح داده‌است در برابر این نقض حقوق زنان سکوت کند.  بیشتر بخوانید »

غصب زمین هاباصیغه مجهول !

غصب زمین هاباصیغه مجهول !

چنانچه میدانید ولابد اطلاع دارید ازچند روز بدینسومسأله سلطه طالبان بر زمین ها و جایداد های گلبدین حکمتیار رهبر حزب اسلامی افغانستان سرخط اکثریت  رسانه های صوتی ، تصویری و نوشتاری در افغانستان شده است . وقتی خبر ورود جنگجویان طالبان به مقر حزب اسلامی افغانستان واقع درمنطقه ای بنام  دارالامان ازسوی خبرگزاری ها به نشر رسید فقط در چند ساعت بود که این خبر مانند صاعقه ای به کنج کنجی ازعالم رسید .در لابلای همین اخبار و احادیث بود که دیدیم بسیاری از زاوایای پنهان این قضیه نه تنها از دید عامه مردم حتی ازچشم مقامات ارشد رژیم طالبان نیز پنهان مانده است.ما منتظر بودیم که شاید آقای گلبدین حکمتیاررهبرحزب اسلامی افغانستان و سائر اذناب اش آنچه راکه واقیعت مسأله است خود به پشت پرده این قضیه بپردازد اما نه شخص گلبدین حکمتیارو نه هم سائر اذناب و مسؤلان این حزب بدون آنکه به شجرة النسب این دعوی وایضأ معاملات پشت پرده جناب گلبدین  حکمتیاراشاره ای داشته باشند آنرا عمل طالبان ودرمغائرت با معاهده صلح این گروه با دولت جمهوری اسلامی افغانستان برهبریی اشرف غنی میدانند      بیشتر بخوانید »

خاطراتی از سهم وحضوراجباریی مردم درتعیین سرنوشت !

خاطراتی از سهم وحضوراجباریی مردم درتعیین سرنوشت !

سال ۱۳۵۸ بود یک سال از یکه تازی، قتل مردم بیگناه و قلع و قم حریفان توسط خلقی ها گذشته بود حتی خلقی ها رفیق های پرچمی خود را هم راهی زندان ها و فرار کشور های خارج ساخته بودند، روز ششم ثور سال ۱۳۵۸ که آنوقت متعلم صنف دوازدهم لیسه شیوکی بودم اداره مکتب ما به همه متعلمین، معلمین و حتی مستخدمین مکتب امر کردند که فردا هفتم ثور که فردا هفتم ثور مصادف است به روز پیروزی انقلاب برگشت ناپذیر ثور!! شما متعلمین، معلمین و چپراسی های مکتب ساعت پنج بجه صبح به دهن دروازه مکتب حاضر باشید که حاضری گرفته میشود هر کسیکه حاضر نبود از مکتب اخراج میگردد،سال ۱۹۸۸ بود معاهده ژنیو امضا شده بود و روس‌ها از افعانستان در حال خارج شدن بودند، داکتر نجیب مشی مصالحه ملی را اعلان کرده بود، در نشاط میل شهر پشاور رهبران جهادی خواستند که مشترکآ تحت یک گردهمایی مشترک آشتی ملی نجیب الله را رد نمایند، خدا را باز هم شاهد میگیرم که شاگردان مکاتب مهاجرین را که تنها لیسه سید جمال الدین و لیسه مجاهد در حدود سه هزار متعلم داشت به جبر در این گردهمایی سوق کردند بیشتر بخوانید »

ماهیت ابزاری تروریسم

ماهیت ابزاری تروریسم

تروریسم عارضه ناپسند دنیای بیمار و فاسد است و مانند هر پدیده دیگر اجتماعی و انسانی برخاسته از یک بستر تاریخی،فرهنگی و سیاسی است نه یک امر مستقل  و پدیده جدا از شرایط تاریخی.بنابرین نمیتواند مستقل از عوامل داخلی و بافت قدرتها در منطقه و جهان عمل نماید.خود زاییده ماهیت و نوع رابطه قدرتهای حاکم در جهان و منطقه میباشد.این قدرتهای حاکم متناسب با ماهیت و نوع عملکرد خود در جهان زاینده هسته های مقاومت و مخالفت در برابر خود میباشند.نه خشونت ورزی و زورگویی در جهان چیز تازه ایست و نه رابطه قدرت با خشونت .به شهادت تاریخ ایندو لازم و ملزوم یکدیگر اند.سخن بر سر اینست  در حالیکه قدرتهای ظالم و استبدادی از دیر زمانی در جهان و در منطقه جاگرفته اند و ریشه ای به درازای تاریخ دارند چه  ظهور و عملکرد قدرتهای کوچک و چه زایش گروههای تروریستی هیچکدام نمیتوانند پدیده مستقل باشند. بیشتر بخوانید »

غزه یک واقعیت یایک اسطوره؟

غزه یک واقعیت یایک اسطوره؟

تجارب درونی،هیجانات مثبت و منفی و احساساتی که بر روح و عمق جان ادمی مستولی میشوند امور سوبژکتیف یا شخصی اندکه انتقال شان از یک شخص به شخص دیگر بطور کامل ناممکن و ناشدنی به حساب می ایند.انگونه که خود ما خوشحالی و بدحالی را تجربه می کنیم هیکس دیگر حتی نزدیکترین کس به ما بانها راه ندارند.از سوی دیگر انسانها میل دارند تا این تجارب خود را با دیگران شریک سازند تا خود را از احساس تنهایی و بی خویشی برهانند.میخواهند مطمأن شوند که دیگری او را با تمام ژرفا درک نموده است و به اصطلاح عام با او همدل گشته اند.این احساس تنهایی و واماندگی در لحظات سخت و غیر قابل تحمل به نقاط مرزی و نهایی میرسند،نومیدیها در همینجا بر انسانها مستولی میشوند.لحظاتی که همدلی و همنوعی مفاهیم بیگانه و بی محتوا میشوند.همین تناقض سختترین و تحمل ناپذیر ترین تجربه وجودی انسان است.کلمات و نمادهای بیانی در طول هزاران سال عمر بشر که با همه انواع تجارب تلخ و شیرین همراه بوده است برای همین منظور ایجاد تفاهم،همدلی و همدردی ایجاد شده اند. بیشتر بخوانید »

پایان دوران مصرف  حکمتیار؟

پایان دوران مصرف حکمتیار؟

در هفته های پسین ابراز نارضایتی های گ.حکمتیار(۱۹۴۹ع)و متعاقب آن انتشار گسترده ی صدای بلبلک گونه ی نواسه وی و سرانجام اخراج وی از اقامتگاه – تحفه ی ایالات متحده ی امریکا- غنی، بیشتر خبر ساز بود. چرایی آن را درسیرحیات سیاسی اش می یابیم. در پایین با اختصار به این موضوع پرداخته شده است.بدون گمانه زنی، گ. حکمتیار از سرشناس ترین فعالان و رهبران سیاسی- مذهبی چند دهه ی پسین افغانستان میباشد. آنچه به این موقعیت و موقف وی زمینه بخشید، در چند مورد مشخص میشود:بهره گیری و استفاده از امکانات سیاسی و آزادی های میسر "دهه ی دیموکراسی". آزادی هایی که خود و گروه یارانش با آن باورمندی نداشتند.درمبارزات علیه سایر مخالفان حکومت، با تندخویی، قاطعیت وبی رحمی برخورد داشت.متأثر از هیأت کلی سازمان جوانان اسلامی (بعدتر حزب اسلامی افغانستان)، به ارزش های مدنیت آمیز می تاخت و از باورهای عامیانه و مقدس شده برای مردم، برای غذای تبلیغاتی سود می جست. بیشتر بخوانید »

بالا