شورشها، انقلابها وجنگها همواره پدیدههایی بودهاند که دربسترآنها، جنایاتی علیه یک طرف یا هردو طرف روی میداده است ونظامیان یا معارضینِ هر طرف، غیرنظامیان و یا نظامیان طرف مقابل را به قتل میرساندهاند.اما به نظرمیرسد چه درقالب شورش، چه انقلاب و چه جنگ، هیچ پدیدهای به اندازهی توتالیتاریسم نمیتوانسته اینچنین رباتهای قاتل پرورش دهد؛انسانهایی که بدون پرسش فقط رسالتِ به قتل رساندن را به انجام میرسانند ودرآن لحظهی شوم جنایت، نه تنها احتمالاً عذاب وجدان به سراغشان نمیآید بلکه بر این باورند که رسالتی فراتاریخی بردوش دارند و در راه آن رسالت فراتاریخی، گرفتن قربانی،امری ناگزیراست!توتالیتاریسم، رباتهای قاتل خویش را طی چند مرحله پرورش میدهد. سربازی که ابتدا به هموطن خود،به یک نوجوان، تجاوز جنسی میکند و سپس با ضربات متعدد اورابه قتل میرساند درحالی که مکتبی که به آن منسوب است آشکاراتجاوزجنسی وقتل راگناهی بزرگ معرفی کرده است وسپس جسد بیجان اورا برای پنهانکاری در گوشهای رها مینماید بدون تردید،به لحاظ ذهنی وروانی، فرایندهای ویژهای راطی کرده است تا نه پرسش کند، نه مخالفت کند ونه رنج بکشد.توتالیتاریسم، تولید سربازهای قاتل راطی این سه مرحله به انجام میرساند: بیشتر بخوانید »
وب سایت نواندیشی به ویب سایت خبری تحلیلی نواندیشی خوش آمدید








