گـزیده اخبــار

خانه » اجتماعی » کریدور تجارت یا کریدور جنگ؟
کریدور تجارت یا کریدور جنگ؟

کریدور تجارت یا کریدور جنگ؟

افغانستان دیگرنباید زمین بازی قدرتها باشد!قرارداد شرکت دلتا سعودی درهرات وبادغیس، درظاهریک پروژه اقتصادی برای اکتشاف واستخراج گازاست.اما درشرایطی امضا شده که جهان درگیردوبنبست بزرگ جنگی استوقتی جنگ در میدان نظامی به نتیجه قطعی نمیرسد، رقابت به میدان دیگری منتقل می‌شود:انرژی!معدن!سرمایه!بندر!خط لوله!کریدور!امروز کریدور اقتصادی دیگر فقط یک جاده یا خط لوله نیست، میتواند ابزار قدرت ژیوپلیتیکی باشد.طرح اتصال گاز هرات به جنوب افغانستان و سپس پاکستان، اگر عملی شود، میتواند افغانستان را به یک محور مهم انرژی منطقه تبدیل کند.این برای ملت افغانستان یک فرصت تاریخی است.اما فقط در صورتیکه مالک راهبرد ان خود افغانستان باشد.اینجاست که پرسش بزرگ مطرح میشود:افغانستان برای این رقابت بزرگ، دکترین ملی دارد یا نه؟کشوری با این موقعیت ژیوپلیتیکی، نمیتواند اقتصاد بین‌الملل خود را با نگاه ساده (سرمایه امد، قرارداد امضا شد، پس موفق شدیم) اداره کند.افغانستان به اقتصاد دانان متخصص، کارشناسان انرژی، حقوقدانان قراردادهای بین‌المللی و استراتژیستهای ژیواکونومیک نیاز دارد.مدرسه دینی محترم است، اما نمیتواند دروس مدرسه ای مولوی صاحبان جای دانشگاه اقتصاد بین‌الملل را بگیرد.کشوریکه با ده‌ها میلیارد دالر سرمایه احتمالی، منابع عظیم زیرزمینی و کریدورهای حساس منطقه‌ای روبه‌روست، باید بداند:
عربستان، پاکستان و ترکیه با توافق دفاعی مکه وارد مرحله جدیدی از همکاری شده‌است.روسیه، چین و ایران نیز، بدون انکه الزاما یک پیمان رسمی مشترک داشته باشند، در بسیاری از حوزه‌ها منافع همگرایی در برابر گسترش نفوذ امریکا قرار دارند.در چنین محیطی، افغانستان نمیتواند بیطرف و بی برنامه باشد.بیطرفی بدون قدرت و دکترین، بیطرفی نیست ، بلکه یک خلأ استراتیژیک است.و بدون شک این خلأ را دیگران پر میکنند.ما نمیگوییم قرارداد دلتا حتما یک پروژه امنیتی است.هیچ سند علنی معتبر چنین چیزی را تا اکنون ثابت نکرده است.اما میگوییم هر پروژه بزرگ انرژی که وارد جغرافیای حساس افغانستان میشود، باید از ارزیابی تخصصی سه فیلتر عبور کند:
زیرا اگر روزی کریدورهای اقتصادی افغانستان، بدون نظارت ملی، به ابزار انتقال نیرو، تجهیزات جنگی یا شبکه‌ های مسلح در رقابتهای منطقه‌ای تبدیل شوند، انچه قرار بود نان ملت باشد، دوباره به خون ملت تبدیل خواهد شد.این همان نقطه‌ای استکه باید امروز هشدار بدهیم، نه فردا که جنگ اغاز شد.افغانستان نفت و گاز دارد، اما مهمتر از ان، جغرافیای استراتیژیک دارد و جغرافیای افغانستان امروز یکی از باارزشترین داراییهای قرن بیست‌ویکم ملت است.اگر این جغرافیا را با عقل، دانش و دکترین ملی مدیریت کنیم:کریدور میسازیم؛ تجارت می‌اوریم؛ سرمایه جذب میکنیم، ملت را ثروتمند میکنیم.اما اگر دیگران برای این جغرافیا تصمیم بگیرند:کریدور میسازند؛ نفوذ می‌اورند، رقابت میکنند، و هزینه انرا ملت افغانستان میپردازد.کریدور افغانستان باید مسیر تجارت باشد، نه مسیر جنگ!گاز افغانستان باید ثروت ملت باشد، نه ابزار نفوذ دیگران!جغرافیای افغانستان باید قدرت ملت باشد، نه میدان بازی قدرتها!و یک‌بار برای همیشه:افغانستان باید صاحب دکترین ملی باشد، نه موضوع دکترین منافع جنگ ژیوپلوتیکی دیگران!این فریاد یک ملت است.فریاد ملتی که دیگر نمیخواهد قربانی جنگهای دیگران باشد

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

بالا