گـزیده اخبــار
خانه » اجتماعی » طالبان ازسایه خود هم می‌ترسند!
طالبان ازسایه خود هم می‌ترسند!

طالبان ازسایه خود هم می‌ترسند!

باری گفته بودیم که نظامهای استبدادی مرگ خودشان را در ماهیت،ساختار و عملکرد خود شان همراه دارند.به همان پیمانه ایکه خشن و ارعاب انگیز عمل میکنند به همان پیمانه از جامعه و غیر خودیها وحشت د ارند.طالبان هیچ ویژگی ای برای ربودن دل و دماغ مردم ندارند چون هیچ هنری ندارند که به دل و دماغ مردم جای گیرند.پس بجای پسندیدگی و دلبردگی دل ها و دماغ مردم را از وحشت و ارعاب پر میکنند.به کالیگولا گفتند رعایا از شما وحشت دارند .جواب داد این خوبست که اطاعت کنند.استبداد میتواند همه اعتراضات و مخالفت ها را سرکوب و خاموش سازد اما نمیتواند از فرجام ویرانگری ماهیت وکنشگری خودش که مرگ خودش رانیز به همراه دارد فرار نماید.اومرگ خودش را هر لحظه احساس میکند چون خودش جز پیام مرگ برای مردم ندارد.پیام او مرگ فرهنگ و معرفت،مرگ ابتکار و شگوفایی و مرگ عدالت و ازادی برای مردم است.او چون طاعونی برسر مردم نازل گشته است که مرگ هرچه حیات و حرکت و خلاقیت است را با خود اورده است.این گزاره بویژه در مورد استبداد خام وعریان و بدوی طالبان صادق است.استبداد همه راه های اشتی و تعامل اجتماعی خلاق را مسدود میسازد.طالبان هیچ هنری جز ناسازگاری و نا همگونی و تصادم با جامعه ندارد.او باید در مقابل موج فراگیر مخالفتها و مقاومتهای مردم که خود هر لحظه انرا ایجاد می نمایند اماده و دست بماشه باشد.طالبان ازهرچه غیرخود شان است وحشت دارند،وحشت بیمار گونه و بی اعتمادی ذاتی لازمه هنجار روزمره طالبان است زیرا میدانند که پوتانسیل های انسانی در جامعه موقتا خاموش و متوقف میشوند اما مانند اتش زیر خاکستر باقی میمانند که هر لحظه حیات استبداد را تهدید مینماید.این قانون طبیعت است.قانون طبیعت را نمیتوان متوقف کرد دیر یا زود ازیک جایی سربرخواهداوردوهستی ظلم وبربریت رادرشعله های خودفروخواهد بلعید.طالبان ماهیت وبه تبعیت ان عملکردخود راطوری تعریف کرده اند که بایدپیوسته وبیوقفه به سرکوب واضمحلال پوتانسیلهای غیرخودی بپردازند.   

این شیوه خشونت افرینی هیچگاه اجازه نمیدهد حالت عادی و سالم د ر جامعه برقرار گردد.چون حالت عادی و سالم زمینه بروز و شگوفایی پوتانسیلهای غیر خودی را بوجود می اورد که استبداد ازان می هراسد.ماهیت و ساختار شخصیت طالب بحران افرین و ویرانگر است.مانند مواد رادیو اکتیف ماحول خود را تخریب میکند.این اقتضای حیات ویروسی طالب است.اقتضای طبیعتش اینست.طالب خود میداند که ساختار ناسازگار و بیگانه با جامعه د ارد.هرگونه عملکرد طالب در برابرخود مقاومت و تعارض می افریند.چون مقتضای طبیعتش اینست.طالب یک موجود جدید اناکرونیک یا نا بهنگام و بیگانه با زمینه و زمانه خود است.چون استعداد بهنگام شدگی را ندارد میکوشد جامعه را با خود به دوره منقرض شده برگرداند.او با زمانه و زمینه پیوسته در ستیز است.چون از هر غیریت،ابتکار و انطباق با زمان وحشت دارد با خشونت عریان به چپ و راست خودش میتازد و مانند کرگدن با یک شاخ هرچه پیش رویش می اید ویران میکند.غافل ازینکه خلاف مسیر زمان حرکت میکند و مرگ خودش را نزدیکتر میکند.او از منفور و مطرود و منزوی شدگی خودش در جامعه افغانستان و جهان اگاهی دارد،این اگاهی وحشتش را افزونترمیگرداند.
هجوم طالبان به مدرسه خاتم النبیین نمونه ای ازهمین وحشت درونی طالبان است.انها از علم و معرفت فرهنگ و بیداری جامعه  بویژه  زنان انگونه وحشت دارند که دیو از بسم لله فرار می کند.

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

بالا