ادعای اینکه پشتو زبان ملی و(دری فارسی زبان رسمی) است،یک پرسش جدی ایجاد میکند:اگرملت وحکومت باید فراگیرباشند چرا زبان را به (ملی) و (رسمی) تقسیم میکنیم؟ایااین تقسیمبندی علمی است یا بازتولید سیاست هویتسازی وبرتریجویی قومی؟
بلکه یکی از بزرگترین زبانهای تمدنی جهان اسلام و پس از عربی از مهمترین زبانهای دانش، ادب، عرفان و فرهنگ اسلامی بوده است. خراسان فرهنگی قرنها یکی از کانونهای بزرگ تمدن اسلامی بود و فارسی از این حوزه تا اسیای مرکزی، شبهقاره هند و بخشهای وسیعی از جهان اسلام گسترش یافت.و درباره پشتو نیز باید علمی سخن گفت:پشتو گویش فارسی نیست، زبانی مستقل و خویشاوند فارسی در خانواده زبانهای ایرانی است. نه بنیاد ان از سانسکریت گرفته شده و نه از فارسی یا هندی. اما در طول تاریخ بهدلیل تماس عمیق با حوزه تمدنی فارسی از فارسی دری تاثیر واژگانی و فرهنگی فراوان پذیرفته است. پس تفاوت زبانی هرگز مجوز دشمنی و برتریجویی قومی نیست.تاریخ نیز گواه است: سلطان محمود غزنوی و سپس سوریها، لودیها و احمدشاه درانی با وجود تفاوتهای قومی و زبانی، در گسترش فرهنگ و ادب فارسی از خراسان فرهنگی تا شبهقاره هند نقش داشتند.تاریخ را نمیتوان با سیاست امروز بازنویسی کرد.پشتو افتخار پشتونهاو همه اقوام افغانستانست .اما فارسی دری نیز میراث تمدنی مشترک پشتونها و بخش بزرگی از این سرزمین است. ازبکی، ترکمنی، بلوچی، نورستانی، پشهای و دیگر زبانها نیز بخشی از سرمایه ملی افغانستاناست.هیچ زبانی برای بزرگ شدن، نیازمند کوچک کردن زبان دیگر نیست!زبان را ابزار قدرت نسازیم.(ملی) را وسیله حذف (رسمی) نکنیم.افغانستان به برابری زبانی، عدالت فرهنگی و حکومت فراگیر نیاز دارد وگرنه سیاست انحصاری زبان، بهجای وحدت، شکاف قومی را عمیقتر و زمینه جنگهای نیابتی اینده را فراهم خواهد کرد.ملت را با حذف زبانها نمیسازند.بلکه ملت را با احترام به همه زبانها میسازند!