گـزیده اخبــار
خانه » اجتماعی » احمدمسعود،ازمیراث مقاومت تانمادآزادی،عدالت وکرامت انسانی!
احمدمسعود،ازمیراث مقاومت تانمادآزادی،عدالت وکرامت انسانی!

احمدمسعود،ازمیراث مقاومت تانمادآزادی،عدالت وکرامت انسانی!

افغانستان معاصر سرزمینی است که تاریخ سیاسی آن با مقاومت، جنگ، اشغال، مهاجرت، فروپاشی نظام‌های سیاسی و تلاش مستمر برای دستیابی به صلح، عدالت و یک نظم سیاسی پایدار گره خورده است. در چنین تاریخی، برخی شخصیت‌ها صرفاً در محدوده زمان خود باقی نمی‌مانند، بلکه به نمادهایی تبدیل می‌شوند که نسل‌های بعدی آنان را از طریق ارزش‌هایی که نمایندگی کرده‌اند، به یاد می‌آورند.احمد مسعود، فرزند احمدشاه مسعود شهید قهرمان ملی کشور ، از جمله چهره‌های سیاسی نسل جدید افغانستان است که پس از سقوط جمهوری اسلامی افغانستان و بازگشت طالبان به قدرت دراگست ۲۰۲۱، مورد توجه ملت افغانستان و جهان در یکی از ‌ مقطع های تاریخ  مهم وجریان‌های مقاومت سیاسی و نظامی علیه حاکمیت  استبداد طالبان قرار گرفت.در میان هواداران احمد مسعود، او به‌تدریج از یک رهبر سیاسی به یک نماد ملی و اسطوره جاویدانه تبدیل شده است؛ نمادی از ایستادگی در برابر انحصار قدرت و دفاع از آرمان ملت افغانستان و آزادی کشور مستقل متنوع  اقوام و افکار .اما تاریخ هنوز درباره جایگاه نهایی او داوری نکرده است. این جایگاه در نهایت نه فقط بر اساس نام خانوادگی یا میراث پدر، بلکه بر اساس عملکرد، اندیشه، اخلاق سیاسی، میزان فراگیری گفتمان و توانایی او در تبدیل مقاومت به یک پروژه ملی سنجیده در آینده بررسی و تحلیل خواهد  شد.
احمد مسعود در خانواده‌ای متولد شد که نام آن با یکی از مهم‌ترین فصل‌های تاریخ معاصر افغانستان پیوند خورده است.احمدشاه مسعود، پدر او، در تاریخ افغانستان به‌عنوان یکی از رهبران برجسته مقاومت علیه اشغال شوروی و سپس یکی از رهبران جبهه متحد شمال علیه طالبان شناخته می‌شود. ترور او در سپتامبر ۲۰۰۱، تنها دو روز پیش از حملات ۱۱ سپتامبر، جایگاه او را در تاریخ معاصر افغانستان بیش از پیش برجسته کرد.احمد مسعود از همان ابتدا با میراث سنگینی روبه‌رو بود؛ میراث پدری که برای میلیون‌ها انسان با مقاومت، شجاعت و استقلال افغانستان پیوند خورده بود.اما میراث تاریخی یک فرصت و در عین حال یک مسئولیت است.فرزند یک شخصیت تاریخی بودن به‌تنهایی نمی‌تواند مشروعیت سیاسی ایجاد کند. رهبر نسل جدید باید بتواند میراث گذشته را با نیازهای زمان خود پیوند دهد.احمد مسعود در سال‌های پس از ۲۰۲۱ وارد چنین آزمونی شد.
نسل احمد مسعود با نسل پدرش تفاوت اساسی دارد.احمدشاه مسعود در فضای جنگ سرد، اشغال شوروی، جنگ داخلی و ظهور طالبان رشد سیاسی کرد؛ اما احمد مسعود در دوره‌ای وارد سیاست شد که افغانستان با نظام جمهوری، جامعه مدنی، رسانه‌های جدید، دانشگاه‌ها، شبکه‌های اجتماعی و ارتباط گسترده با جهان روبه‌رو بود.این تفاوت نسلی اهمیت فراوان دارد.مقاومت قرن بیستم عمدتاً با تفنگ، جغرافیا و ساختارهای نظامی تعریف می‌شد؛ اما مقاومت قرن بیست‌ویکم علاوه بر میدان نظامی، در عرصه‌های:دیپلماسی، رسانه، افکار عمومی، حقوق بشر، ارتباطات بین‌المللی، دانشگاه، فرهنگ و فضای دیجیتال نیز جریان دارد.از همین رو، ارزیابی احمد مسعود تنها بر اساس توان نظامی جبهه مقاومت ملی کافی نیست. باید دید او چگونه توانسته است مسئله افغانستان را در سطح افکار عمومی منطقه‌ای و بین‌المللی مطرح کند.با سقوط کابل در ۱۵ آگست ۲۰۲۱ و بازگشت طالبان به قدرت، بخش بزرگی از ساختار سیاسی و امنیتی جمهوری افغانستان فروپاشید.در چنین شرایطی، احمد مسعود به یکی از اصلی‌ترین چهره‌های مقاومت علیه طالبان تبدیل شد.پنجشیر بار دیگر در مرکز توجه افغانستان و جهان قرار گرفت؛ همان جغرافیایی که نام آن پیش‌تر با مقاومت احمدشاه مسعود پیوند خورده بود.تشکیل و فعالیت جبهه مقاومت ملی افغانستان، درچنین شرایطی، ازسوی هواداران آن به‌عنوان ادامه مبارزه برای جلوگیری ازانحصار قدرت و دفاع از یک نظام سیاسی مشارکتی تفسیر شد.اما این مقاومت تنها زمانی می‌تواند به یک میراث تاریخی پایدارتبدیل شود که ازسطح عملیات نظامی فراتر رود.مقاومت پایدارباید صاحب اندیشه، برنامه، سازمان، اخلاق سیاسی و چشم‌انداز روشن برای آینده باشد.مهم‌ترین تحول احتمالی در مسیر احمد مسعود، عبور از مفهوم محدود «مقاومت مسلحانه» به مفهوم گسترده‌تر «مقاومت سیاسی و ملی» است.مقاومت سیاسی می‌تواند شامل:در این چارچوب، تفنگ تنها یکی از ابزارهای مقاومت است و شاید مهم‌ترین ابزار در بلندمدت نیز نباشد.اندیشه‌ای که بتواند مردم را متحد کند، می‌تواند از یک جبهه نظامی ماندگارتر باشد.بحران افغانستان را نمی‌توان صرفاً به مسئله طالبان تقلیل داد.افغانستان با مجموعه‌ای از بحران‌های تاریخی مواجه است:بحران مشروعیت سیاسی، بحران اعتماد میان اقوام، بحران اقتصادی، مهاجرت گسترده، محدودیت‌های آموزشی، وضعیت زنان، ضعف نهادهای دولتی، فقر، بیکاری و فقدان یک توافق ملی درباره ساختار آینده دولت.بنابراین، اگر احمد مسعود بخواهد به عنوان یک رهبر ملی شناخته شود، باید پاسخ او به این پرسش روشن باشد:افغانستان پس از طالبان چگونه باید اداره شود؟این پرسش از خود مقاومت مهم‌تر است.مردم افغانستان تنها به تغییر حکومت نیاز ندارند؛ آنان به نظامی نیاز دارند که از بازتولید استبداد، فساد، انحصار و جنگ جلوگیری کند.هیچ تحلیل جدی درباره آینده افغانستان نمی‌تواند مسئله زنان را نادیده بگیرد.محرومیت دختران از آموزش و محدودیت گسترده مشارکت زنان در زندگی عمومی، یکی از مهم‌ترین مسائل افغانستان معاصر است.برای احمد مسعود و هر جریان سیاسی مخالف طالبان، مسئله زنان تنها یک موضوع تبلیغاتی نیست؛ بلکه یک آزمون اخلاقی و تمدنی است.اگر مقاومت از آزادی و عدالت سخن می‌گوید، این آزادی باید شامل زنان نیز باشد.زن افغانستان باید حق داشته باشد:درس بخواند، کار کند، انتخاب کند، مشارکت سیاسی داشته باشد، مالکیت داشته باشد، در جامعه حضور داشته باشد و درباره آینده خود تصمیم بگیرد.از این منظر، آرمان آزادی زنان می‌تواند یکی از مهم‌ترین عناصر گفتمان آینده مقاومت باشد.یکی از مهم‌ترین چالش‌های پیش روی احمد مسعود، تصویر قومی از مقاومت است.هرچند بخش قابل توجهی از پایگاه تاریخی مقاومت او در میان تاجیکان و مناطق شمالی افغانستان قرار دارد، اما آینده سیاسی او به توانایی‌اش برای عبور از مرزهای قومی وابسته است.افغانستان تنها متعلق به یک قوم نیست.افغانستان متعلق به:پشتون، تاجیک، هزاره، ازبک، ترکمن، بلوچ، نورستانی، ایماق، پشه‌ای و همه شهروندان آن کشوراست.اگر مقاومت بخواهد به یک پروژه ملی تبدیل شود، باید برای همه افغانستان پیام داشته باشد.هدف نهایی نباید جایگزینی یک انحصار با انحصاری دیگر باشد.هدف باید پایان فرهنگ انحصار باشد.این همان نقطه‌ای است که مقاومت می‌تواند از یک حرکت قومی یا منطقه‌ای به یک پروژه ملی تبدیل شود.
برای بخشی از جامعه فارسی‌زبان افغانستان، نام احمد مسعود با یک حافظه فرهنگی و تاریخی گسترده‌تر نیز پیوند خورده است.فرهنگ فارسی در افغانستان تنها یک زبان ارتباطی نیست؛ بلکه بخشی از میراث ادبی، علمی و تمدنی این سرزمین است.از بلخ و هرات تا کابل و بدخشان، تاریخ افغانستان با میراث گسترده فارسی پیوند دارد.از این منظر، برخی هواداران احمد مسعود او را در امتداد یک سنت تاریخی فرهنگی می‌بینند که ارزش‌هایی مانند:دانش، فرهنگ، مدارا، شعر، خرد، آزادی و کرامت انسانی را نمایندگی می‌کند.البته این میراث نباید به انحصار یک قوم تبدیل شود. فرهنگ فارسی بخشی از میراث مشترک تمدنی افغانستان و منطقه است و می‌تواند عامل پیوند باشد، نه عامل جدایی.یکی از پرسش‌های مهم درباره آینده احمد مسعود این است که آیا او صرفاً یک رهبر سیاسی باقی خواهد ماند یا به یک نماد تاریخی تبدیل خواهد شد.پاسخ این پرسش را تاریخ خواهد داد.نمادهای تاریخی معمولاً زمانی شکل می‌گیرند که یک شخصیت بتواند ارزش‌هایی فراتر از خود ایجاد کند.اگر نام احمد مسعود در آینده با:آزادی، شجاعت، عدالت، کرامت انسانی، مقاومت در برابر استبداد و دفاع از افغانستان آزاد پیوند بخورد، شخصیت او می‌تواند از سیاست روزمره فراتر رود.در این حالت، نسل‌های آینده ممکن است او را نه فقط به عنوان یک سیاستمدار، بلکه به عنوان یکی از نمادهای دوره مقاومت افغانستان در برابر بازگشت طالبان مطالعه کننداحمد مسعود مانند هر رهبر سیاسی دیگری با مخالفان و منتقدان مواجه است.برخی از این مخالفت‌ها سیاسی، برخی شخصی و برخی ناشی از اختلاف در روش‌ها و اهداف هستند.اما یک اصل تاریخی وجود دارد:مخالفت با یک رهبر الزاماً به معنای نابودی گفتمانی که او نمایندگی می‌کند نیست.اگر یک جریان بتواند نیروهای خود را بر اساس یک آرمان مشترک سازمان دهد، اختلافات درونی الزاماً به نابودی آن نمی‌انجامد.حتی ممکن است نقد و اختلاف، در صورت مدیریت صحیح، موجب اصلاح، بازسازی و بلوغ سیاسی شود.بنابراین، چالش اصلی احمد مسعود نه خاموش کردن مخالفان، بلکه ایجاد ساختاری است که نقدپذیر، پاسخ‌گو، فراگیر و دارای مشروعیت اجتماعی باشد.میان «اسطوره‌سازی» و «اسطوره‌شدن» تفاوت بزرگی وجود دارد.اسطوره‌سازی می‌تواند محصول تبلیغات باشد؛ اما اسطوره‌شدن نتیجه داوری زمان است.اگر یک شخصیت بتواند در سخت‌ترین شرایط بر اصولی که اعلام کرده است باقی بماند، اگر قدرت را وسیله انتقام قرار ندهد، اگر مخالفان خود را نیز دارای حقوق بداند و اگر برای نسل آینده نهاد و اندیشه ایجاد کند، آنگاه تاریخ می‌تواند او را به یک نماد تبدیل کند.از این منظر، بزرگ‌ترین آزمون احمد مسعود این نیست که امروز چند نفر او را ستایش می‌کنند.آزمون واقعی این است:پنجاه سال بعد، نسل‌های آینده افغانستان درباره او چه خواهند گفت؟
اگر مسیر سیاسی احمد مسعود بتواند از سطح فردی فراتر رود، می‌تواند برای مقاومت‌گران آینده یک مجموعه اصول ایجاد کند:این ترکیب می‌تواند معنای جدیدی از مقاومت افغانستان ارائه کند.مقاومت واقعی فقط توانایی جنگیدن نیست؛ توانایی تحمل، سازمان‌دهی، اندیشیدن، مذاکره، ساختن و حفظ اخلاق در شرایط دشوار نیز هست.برای زنان افغانستان، آینده مقاومت زمانی معنا پیدا می‌کند که آزادی آنان بخشی جدایی‌ناپذیر از آینده سیاسی کشور باشد.دختر افغانستان نباید مجبور باشد میان:یکی را انتخاب کند.جامعه‌ای که نیمی از جمعیت خود را از آموزش و مشارکت محروم کند، نمی‌تواند به توسعه پایدار دست یابد.بنابراین، اگر احمد مسعود و جریان مقاومت بتوانند آزادی و حقوق زنان را به یکی از پایه‌های اساسی برنامه سیاسی خود تبدیل کنند، این مسئله می‌تواند بخشی از مهم‌ترین میراث تاریخی مقاومت برای نسل آینده باشد.
نسل آینده افغانستان شاید جنگ‌های امروزرا شخصاً تجربه نکندامادرباره آنها خواهدخواند.آنان خواهند پرسید در پاسخ به این پرسش‌ها، نام احمد مسعود احتمالاً یکی از نام‌هایی خواهد بود که در تاریخ این دوره مورد مطالعه قرار می‌گیرد.اما ارزش واقعی این نام در نهایت به این بستگی دارد که آیا از خود یک میراث فکری و سیاسی پایدار بر جای خواهد گذاشت یا نه.افغانستان آینده نمی‌تواند صرفاً افغانستان گذشته باشد.نسل جدید به نظامی نیاز دارد که:اگر گفتمان احمد مسعود بتواند چنین تصویری را به یک برنامه سیاسی عملی تبدیل کند، آن‌گاه مقاومت می‌تواند از مرحله «مخالفت» عبور کرده و وارد مرحله ساختن شود.و برای پژوهشگران، نمونه‌ای از رهبری سیاسی در یکی از دشوارترین دوره‌های افغانستان باشد.اما بزرگ‌ترین میراث او نه در شهرت شخصی، بلکه در آن چیزی خواهد بود که پس از او باقی می‌ماند.اگر از مقاومت، آزادی؛از آزادی، عدالت؛از عدالت، مشارکت؛از مشارکت، دولت مسؤول و پاسخگو ؛و از دولت مسؤول ملی، صلح پایدار  و اقتصاد شکوفا ساخته شود، آنگاه راه و اندیشه احمد مسعود از یک مبارزه سیاسی فراتر خواهد رفت و به بخشی از حافظه تاریخی فراموش نه شدنی افغانستان تبدیل خواهد شد.اسطوره واقعی آن نیست که یک ملت نام یک فرد را فراموش نکند؛ اسطوره واقعی آن است که یک ملت ارزش‌هایی را که یک فرد برای آنها ایستادگی کرده است،  هر گز فراموش نکند ، و  همیشه تلاش کنند تا آن را زنده و جاویدانه در حافظه تاریخی و فرهنگی خود حفظ و نگهداری کنند. از این منظر، تاریخ در مورد  احمد مسعود هنوز نوشته نشده است.اما یک چیز روشن است:تا زمانی که آزادی، عدالت، کرامت انسانی و حق مردم افغانستان برای تعیین سرنوشت خویش زنده باشد، مفهوم مقاومت و اندیشه احمد مسعود نیز زنده خواهد ماند.و اگر نسل‌های آینده این ارزش‌ها را به میراث خود تبدیل کنند، نام کسانی که در روزهای دشوار برای آنها ایستادند، در حافظه تاریخ شان  همیشه باقی و جاودیدانه خواهد ماند.حمد مسعود حتما و قطعا می‌تواند یکی از این نام‌ها باشد؛ اما داوری نهایی را نه امروز منتقدان یا مؤیدان می توانند بکنند، بلکه قضاوت و داوری حقیقی را تاریخ  و نسل آینده خواهد کرد.

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

بالا