گـزیده اخبــار
خانه » اجتماعی » روایت شکل‌گیری نهضت جوانان مسلمان وجمعیت اسلامی درتاریخ معاصر افغانستان!
روایت شکل‌گیری نهضت جوانان مسلمان وجمعیت اسلامی درتاریخ معاصر افغانستان!

روایت شکل‌گیری نهضت جوانان مسلمان وجمعیت اسلامی درتاریخ معاصر افغانستان!

نهضت جوانان مسلمان و حزب جمعیت اسلامی چگونه تأسیس شد، و رهبران آن‌ها چگونه در تحولات و تاریخ کشور افغانستان  معاصر نقش داشته‌اند:پنجاه‌وهفت سال پیش، در یکی از حساس‌ترین برهه‌های تاریخ سیاسی افغانستان، نخستین هستهٔ منسجم یک حرکت اسلامی و راست‌گرای فکری در کشور تحت نام «نهضت اسلامی» پایه‌گذاری شد که بعدها به «جمعیت اسلامی افغانستان» تغییر نام داد.حرکتی که در واکنش به گسترش روزافزون اندیشه‌های کمونیستی، استبداد سیاسی و تهدید هویت دینی جامعهٔ افغانستان شکل گرفت.در آن روزگار، شهید انجینر حبیب‌الرحمن، که در عنفوان جوانی دانشجوی رشتهٔ انجینری در پولی‌تخنیک کابل بود، نتوانست در برابر تاخت‌وتاز گستاخانهٔ باندهای کمونیستی و فضای استبدادی حاکم سکوت اختیار کند. او با درک عمیق از خطر نفوذ ایدئولوژی‌های الحادی و تمامیت‌خواه، دلیرانه قدم به میدان مبارزهٔ سیاسی گذاشت؛ مبارزه‌ای که هدف آن ایجاد نظامی اسلامی، عدالت‌محور و انسانی بود.انجینر حبیب‌الرحمن با جدیت و اراده‌ای استوار، جوانان مسلمان دانشگاهی را گردهم آورد و هستهٔ نخستین مبارزه و جهاد فکری را در پولی‌تخنیک کابل بنیان نهاد.

در حالی که پولی‌تخنیک در آن زمان یکی از مراکز اصلی تبلیغ و ترویج اندیشه‌های کمونیستی به شمار می‌رفت، او توانست در مدت کوتاهی آن فضا را به یکی از مهم‌ترین مراکز دعوت اسلامی و بیداری فکری جوانان مبدل سازد.هم‌زمان، گروه دیگری از جوانان مسلمان در پوهنتون کابل نیز فعالیت‌های خود را آغاز کرده بودند. در رأس این جریان، استاد شهید عبدالرحیم نیازی قرار داشت که در آن زمان از چهره‌های برجستهٔ دانشکدهٔ شرعیات و از پیشگامان مبارزات اسلامی در محیط دانشگاه بود. پس از آن‌که وی از سوی عناصر کمونیست مورد حمله و ضرب‌وشتم قرار گرفت،
انجینر حبیب‌الرحمن برای اعلام همبستگی و حمایت به پوهنتون کابل رفت. این دیدار تاریخی نقطهٔ عطفی در مبارزات اسلامی افغانستان بود؛ زیرا در همان نشست، دو رهبر جوان تصمیم گرفتند فعالیت‌های جوانان مسلمان را به‌گونه‌ای مشترک، هماهنگ و سازمان‌یافته پیش ببرند. از همین‌جا بود که بنیاد حزب نهضت اسلامی افغانستان گذاشته شد.پس از کودتای ۲۶ سرطان ۱۳۵۲ و به قدرت رسیدن سردار محمد داوود، کمونیست‌ها به‌عنوان متحدان نزدیک حکومت نفوذ بیشتری در ساختار قدرت یافتند و در صدد انتقام‌گیری از جریان‌های اسلامی و مبارزان مسلمان برآمدند. آنان که تحمل شخصیت‌های اثرگذار و محبوبی چون انجینر حبیب‌الرحمن و استاد نیازی را نداشتند، با استفاده از ابزار دولت و دستگاه‌های امنیتی، فشار و سرکوب را آغاز کردند.در نتیجهٔ این سرکوب، انجینر حبیب‌الرحمن بازداشت و زندانی شد و سرانجام در ۲۷ اسد ۱۳۵۳، امت اسلامی افغانستان از وجود یکی از خستگی‌ناپذیرترین مبارزان و متفکران بزرگ خود محروم گردید و او به شهادت رسید. چند سال بعد، استاد عبدالرحیم نیازی نیز توسط رژیم کمونیستی به شهادت رسید تا نهضت اسلامی افغانستان بهای سنگینی را در راه دفاع از هویت دینی و آزادی سیاسی این سرزمین بپردازد.پس از به شهادت رسیدن عبدالرحیم نیازی (رحمة‌الله علیه)، علم‌بردار آزادی این مسیر و سرنوشت درخشان ملت ما، منشی آن مرحوم، پروفیسور استاد برهان‌الدین شهید، رهبر جمعیت اسلامی افغانستان بود که تا آخرین لحظهٔ حیات خود برای دفاع و صلح در کشور تلاش خستگی‌ناپذیر و صادقانه نمود.
ایشان با همکاری اعضای حزب خود، به‌ویژه قهرمان ملی، پایه‌های نظام دولت اسلامی را بنا نهاد که متأسفانه توسط غدر و تعصب گلبدین حکمتیار متزلزل شد.ناگفته نباید گذاشت که همهٔ ملت افغانستان و احزاب دیگر در دفاع و خروج نیروهای اشغال‌گر قشون شوروی سهم داشته‌اند؛ ولی سهم جمعیت اسلامی افغانستان به رهبری استاد ربانی، به‌ویژه شورای نظار به رهبری قهرمان ملی احمدشاه مسعود شهید، بسیار بارز و درخشان است.فراموش نکنیم که این دو ابرمرد و دو قهرمان تاریخ‌ساز کشور، در برابر تجاوز پاکستان و ملیشه‌های طالب نیز مقاومت ملت افغانستان را در مهم‌ترین مقطع تاریخی کشور رهبری کردند و در نهایت آزادی و استقلال را برای کشور رقم زدند.احمدشاه مسعود شهید، نخستین فاتح کابل و وزیر دفاع کشور، قدرت را به‌صورت مسالمت‌آمیز از نظام کمونیستی به رهبری داکتر نجیب‌الله تحویل گرفت و به‌عنوان یک امانت به نمایندهٔ حکومت مجاهدین، صبغت‌الله مجددی، تسلیم کرد. همچنان، برهان‌الدین شهید نخستین رئیس‌جمهور آزاده، شجاع و صادق کشور است که قدرت را به‌طور مسالمت‌آمیز از صبغت‌الله مجددی تحویل گرفته و پس از سقوط امارت طالبان در سال ۲۰۰۱ میلادی، با کمال صداقت آن را به حامد کرزی و طرفدارانش تسلیم نمود.نتیجهٔ تلاش‌های هدفمند و تشکیلاتی این دو مرد بزرگ و تاریخ‌ساز، در چارچوب یک تصور استراتژیک آینده‌نگرانه بود که برای نخستین‌بار در کشور انتخابات آزاد، قانون اساسی جامع و دولت منتخب تحقق یافت. استاد برهان‌الدین شهید که به دو صفت نیک، یعنی تواضع و تعادل، مشهور بود، با وجود کم‌مهری یاران خود و اعضای جمعیت، به‌ویژه خیانت کرزی و خلیل‌زاد، تا آخرین نفس در خدمت صلح و استقرار امنیت به‌عنوان رئیس شورای عالی صلح تلاش نمود تا زمینهٔ ادغام مسئولانهٔ مخالفین در نظام و جامعهٔ افغانستان فراهم گردد.هدف ایشان از این همه تلاش چهل‌ساله، تأسیس افغانستانی متحد با استقرار دایم و اقتصاد شکوفا بود. اما دریغا و افسوس که در سال ۲۰۱۱ میلادی، هنگام استقبال از نمایندهٔ طالبان که پیام صلح را با خود داشت، در خانهٔ خود در وزیر اکبرخان، با هماهنگی بخش استخباراتی، به شهادت رسید. روح آن شهید بزرگوار به سوی پروردگار خویش شتافت.
إنا لله و إنا إلیه راجعون.در حقیقت، قهرمان ملی احمدشاه مسعود شهید با شجاعت و قاطعیت در زمان تجاوز شوروی و همچنین در برابر ملیشه‌های پاکستان به نام طالبان، جنگ تحمیلی را برای دفاع از کشور انتخاب کرد؛ زیرا دشمن تنها زبان سلاح و زور را می‌فهمید. در مقابل، رهبر شهید صلح، استاد ربانی، پس از سال ۲۰۰۱ با ادامهٔ راه وی، مسیر گفتگو و مدارا را با مخالفین در پیش گرفت؛ زیرا زمینهٔ صلح نسبی پس از سقوط امارت و تأسیس جمهوریت فراهم شده بود.در واقع، نتیجهٔ عملکرد ملت، به‌ویژه این دو مجاهد شهید، آن بود که با تلاش‌های صادقانه و تصمیم‌های قاطعانه، و با قربانی کردن جان خود، بیست سال آزادی، شکوفایی و هم‌نوایی را در قالب نظام جمهوری اسلامی افغانستان از سال ۲۰۰۱ تا ۲۰۲۱ برای مردم رقم زدند.اما دریغا و صد دریغ که این نظام بیست‌ساله، که با خون هزاران هموطن و رنج میلیون‌ها مهاجر و تلاش‌های چندین‌ساله ایجاد شده بود، توسط حامد کرزی، خلیل‌زاد و اشرف غنی، با همکاری حامیان طالبان و هم‌زمان با خروج نیروهای آمریکایی، عمداً به امارت طالبان تسلیم داده شد.پس، ای ملت مظلوم، با مطالعهٔ دقیق تاریخ خود، خادمان واقعی را از خائنان تمیز دهید؛ برای خادمان دعا و طلب مغفرت کنید و خائنان را مورد مؤاخذه قرار دهید.ملت‌های آگاه هرگز سرنوشت خود را به بیگانگان و معامله‌گران داخلی نمی‌سپارند. آگاهی از تاریخ، رمز موفقیت و شکوفایی هر ملت است.این رویدادها بخشی انکارناپذیر از تاریخ افغانستان‌اند و نشان می‌دهند که مبارزهٔ فکری و سیاسی جوانان مسلمان در برابر استبداد قومی و کمونیسم، ریشه‌ای عمیق در تاریخ معاصر کشور دارد. پس با در نظر داشت تاریخ معاصر و تحولات گذشته کشور ، هرکس که تاریخ جهاد، مقاومت و جمهوریت را بدون تعصب مطالعه کند، هرگز نمی‌تواند نقش احمدشاه مسعود شهید و استاد برهان‌الدین شهید را نادیده بگیرد.

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

بالا