

دیدگاه نواندیشی : چنانچه میدانید و استحضار دارید تربیون نواندیشی به عنوان منبر عدالت ، استقلال و آزادی خواهی برای عموم انسانها بویژه مردم درد دیده افغانستان خود را مسؤل میداند تا در پرتو ارزشهای والای فرهنگی و تمدنی انسان باشنده درقلمروی بنام افغانستان پیام رسان عدالت خواهی و داد خواهی باشد که دراین راستا احترامانه به عرض باید رساند که هیچکسی نه میتوانند ازاین حقیقت انکارکند که طی چند دهه آخیر گوهر سرنوشت انسان باشنده افغانستان دردستان خون آلود شبکه های استخباراتی منطقه و جهان می چرخد البته باید باوضاحت اعتراف نمودکه این معامله ننگین استخباراتی پس از شناسائی میزان خود آگاهی و معنویت همچنان علائق زندگی خصوصی در فرد ،فردی از مردم این سرزمین شناسائی و با نسخه آزموده شده و مجرب تطمیع مادی بالای عروسک های کوکی عملی گردیده است . درهمین بیست سال حاکمیت شبه جمهوریی اسلامی افغانستان که خوشبختانه نه جمهوری بود و نه اسلامی فقط بر دیدگاه انحراف افکار عمومی از نیاز های انسانی و اجتماعی استواربود برای تحقیر کردن جامعه ای که در بازار مکاره و نفرت آلود ” سیأ ” ست به فقر مصنوعی در آمده است . بدبختی ما که نه میتوانیم تشخیص بدهیم این است که برای اغفال ذهن ازآنچه که باید بدان بیندیشیم یعنی از سرنوشت ” من ” به عنوان انسان و سرنوشت ” ما ” به حیث افراد جامعه که غالبأ مارا به چیز های بسیار مترقی و عظیم و حتی بسیار ” سعادت بخش ” دعوت میکنند و چنین است که گول زدن یک ملت شکوهمند در تاریخ بشری آغاز می شود . بدین سبب است برخی از مدعیان روشنفکری که القاب بلند بالای از علم و دانش در جامعه را یدک میکشند حاملان چنین سیاست های استعماری میباشند .چنانچه یکتن از نیمچه روشنفکران به اسم فیض الله جلال که خود را از روشنفکران دوره جمهوریت می خواند و پس از غسل تعمیدی چند روزه از بیعت کننده گان قرئت طالبانی در حالی تمجید بعمل می آورد که به جز توصل به گذشته و تکرار وقائع تلخ دوره جمهوریت هیچگونه راه حل برای نجات مردم درد دیده افغانستان ندارد .ازسوی دیگردرمنظومه تفکر آقای فیض الله جلال برای تقویت نظامی که نه میدانیست به کجا میرود و از سوی چه کسی و یا کسانی مدیریت میشود عیال اش مسعوده جلال را که یک پزشک محترمی بوده به صحنه آورد وبه حیث یگانه زن کاندید مقام “ریأ “ست جمهوری افغانستان گردید .
این بدین معنا بود که از نظر آقای فیض الله جلال اصولأ نظام مافیائی که بنام جمهوریی اسلامی افغانستان بر مردم حکومت میکرد مطلوب جناب فیض الله خان جلال بوده و از نظر ایشان فقط در حوزه کار عملی کارگزاران نظام بیست ساله موجب سقوط حاکمیت بیست ساله شده است . حکایت درد ناک متعلق به سرنوشت خونین مردم بدخشان و ارتباط آن با آقای فیض الله جلال از آنجا آغاز گردید که جنگجویان طالبان دریک اقدام استخباراتی فردی بنام ایوب خالد راکه ظاهرأ با کندهار بزرگ تعلق داردبحیث والی بدخشان تعیین نمود ونامبرده همه منابع عایداتی آن ولایت رادراختیارخود قراردادوبه قول خودش مبارزه سرسختانه با کشت مواد مخدررانیزآغاز کرد ودر نتیجه این مبارزه ریأ کارانه به سبک طالبانی صدای اعتراض بسیاری ازشهروندان ولایت بدخشان را که در نخستین روزهای ؤرود طالبان به افغانستان همگام با سائر جنگجویان در سقوط نظام جمهوریت نقش قابل ملاحظه ای داشتند .در این قسمت بخشی از گفتگویی محترم پروفیسور نظیف الله شهرانی استاد دانشگاه در ایالات متحده امریکا که خود از منطقه شهران بدخشان بوده و به حادثه ای که در بدخشان افغانستان به ؤقوع پیوسته است با محترم سید ظاهر نوید محسنی متصدیی رادیو کتاب اشاراتی داشته با سپاس از این دو بزرگوار خدمت شما تقدیم می گردد . البته مطلبی را که مطالعه می فرمائید نقد یکتن از همکاران فرهیخته تربیون نواندیشی بر آنچه که تحت نام ” آزموده را آزمودن خطاست ” و بقلم جناب فیض الله جلال برشته تحریر در آمده است که تربیون نواندیشی از زحمات این دو بزرگوار که توسط آنها به نواندیشی رسیده است قدر دانی بعمل می آوریم این هم شما واین هم مطالب ارسالی آنها !
بسیار مهم است که افراد، سازمانها و گروههای اجتماعی و سیاسی،حد و حدود خود را بشناسند. اگر این افراد حد و حدود خود را نمیشناسند، لطفاً به روندهای تاریخی توجه نمایند.این برادران خوب بدانند که بدخشان، بدخشان است؛ به هیچ وجه بدخشانِ تاریخی، باعزت، باشرف و آگاه، دنبال غلامبچههای تاریخ نخواهد رفت. اگر بروند، بدخشانی نیستند.امیدوارم از این مسأله و آن مسألهای که در بدخشان به وقوع میپیوندد، ازجمله مسألهی درِیم که گذشت، ومسألهی خاش که جریان دارد، این افرادِ شکستخورده استفادهی ابزاری نکنند.بدخشانیها با شعارهای کاذبانهی افرادِ پوچگو و وَلَفک آگاه هستند وفریب نمیخورند.هربدخشانی که در خدمت دروغگویانِ تاریخ قرار گیرد، مورد نفرت تاریخ و بدخشانیها قرار خواهد گرفت.
ما در بیست سال اخیر،بعد ازکنفرانس بنِ اول، شناخت خوبی ازاین افراد پیدا کردیم. ما دوستان ودشمنان بدخشان راخوب میشناسیم و در شناختِ خویش شک و شبههای نداریم.نباید کاسهای از آش سرختر بود.حرف ما از این افراد کاملاً جداست.بدخشانیها الهدستِ مشتِ فریبکار، دزدان، پولشویان، اختطافگران و چپاولگران نخواهند شد.بدخشان مفاخرِ زیادی دارد که به هیچ وجه در خدمتِ افرادِ تصادفی، گروههای پوچگو و بدنام قرار نخواهند گرفت. حرف ما از این افراد کاملاً جداست.بهتر است هرکس حد وحدودِ خود را بشناسد.درنبود بدخشانیها، یک قریه را هم نتوانستند آزاد کنند.بدخشانیها باورمند به حرکتهای مقطعی نیستند. مانند مردمانِ سایر ولایتها، فکر و اندیشه برای نجات افغانستان رادرچهارچوب منافعِ مشترک جستوجو دارند و خود را از مردمانِ شریفِ تخار، کندز، بغلان، بلخ، جوزجان، فاریاب، غور، هرات، کندهار،هلمند،غزنی، بامیان، پکتیا و پکتیکا، ننگرهار،خوست، کنر،کابل،شمالیِ بزرگ، لغمان،نورستان،لوگرووردک جدا نمیدانند. ازحرکتهای توأم با نتیجه پشتیبانی میکنند.امیدوارم این افراد حد و حدودِ خود را بشناسند. بیش از این ازنام تاجیک استفادهی ابزاری نکنند.مردمان افغانستان، خوب و بد را خوب میشناسند و از کارکردهای این افراد در گذشته وحال، آگاه هستند.میدانند که چه توطئهی بزرگی علیه بدخشان و بدخشانیها و در نهایت، علیه افغانستان درجریان است.نباید دشمنانِ بدخشان از مسألهی خاش، پیراهن عثمان بسازند.نباید بدخشان را فدای منافعِ افراد و گروههایی ساخت که بهجز فعالیتهای فیسبوکی و تیکتاکی،جمعآوری پول از این دولت وآن دولت،ازاین سفارت وآن سفارت،وازکارگرانِ محنتی درخارج ازکشور،کار دیگری ندارند.هیاهوی زیادی را برای فریبِ افکارِ عامه به راه انداختهاند. تلاش دارند جوانانِ خونگرم را به کامِ مرگ بسپارند. این افراد دشمنانِ مردمانِ افغانستان هستند.نباید به حرف و سخنشان گوش فرا داد.
شما در طول ایام تبارز تان در مدیاها، تیر وکمان بدست گرفته بخاطر چند انسان که با شما برخورد تحقیر آمیز ویا عدم سازش و پذیرش داشته با سرنوشت ملت مجادله منفی مدارید !شما بزرگوار دو موضوع را مخلوط میسازید :یکی خصومت وعدم سازش و پذیرش افراد متخاصم با شما، که شاید علت آن بیشتر شخصی بوده باشد ، بطور مثال افراد استفاده جوازنام قوم ویا صاحب قدرت که شما هم در همام زمان ومکان تحت شرایط و تحت حاکمیت قوای متجاوز ناتو وجمهوریت زندگی وتلاش برای جا ومقام داشتید!دوم اینکه جنایات جاری در کشور یعنی سقوط ارزش های معنوی افغانستان توسط انحصار گران متعصب قومی و دینی که با سرکوب و نسل کشی میخواهند تفوق قومی وزبانی خودرا تحت نام امنیت و شریعت تحکیم و تحمیل نمایند .حال شما به گفته قول مشهور معروف در وطن
حضور شما در مجالس و کنفرانس ها بیشتر از آنکه سازنده و مربوط به موضوع باشد بر عکس مخرب و مزاحم بر حال و احوال هر مجلس و شرایط است!شما گاه گاهی در محافل خاکبادکنان وارد مجلس شده ،خاطر همگان را ناراحت با صدای بلند وهیچ پیامی سازنده ویا بدیل والترناتیف از شما دیده نشده و نمیشود.شما قیام و شورش آزادگان آزادی خواهی را محکوم میدارید وحرف از عدم غلامی و ابزار سازی مردم تاجک خصوصآ مردم شریف بدخشان دارید وبیشتر متعرضانه بر بخش مردم پنچشیر برخورد میدارید!مگر شما خود ابزار وآله دست و متوقع از نوازش دستگاه سرکوب کننده بنام انتحاری ها عینو مینه و خلیفه های قتل وکشتار نیستید ؟نوشته ها و فریاد های شما منحیث یک انسان آکادمیک سازگار با کلمات چون گوساله گفتن در مدیا ویا بحث های دیپلوماتیک نیست که روزی با تعهد وتضمین مهر سکوت بر دهن گرفتید.آرزومندم انتقاد پذیر باشید و در پی اصلاح احوال وافکار خود نیز گردید.
آزادی خواهی نیاز به قربانی دارد ،انهایکه قیام ،پایه داری واستواری بر اهداف آزادی خواهی ،تامین عدالت و حقوق شهروندی دارند، شما نباید آنها را با میل استبدادی ها محکوم نماید، بلکه منحیث یک آزادی خواه آنها را مسیر و رهنمود بسوی تعالی ،ترقی وآزادی ساخته، ملح بر قیام آزادی خواهی پاشیده تا وطن گوارا و زیبا مسکن امن بدخشانی ها نیز گردد حرف های تاج گذاری بر سر بدخشانی ها شریف و همزمان آب خنگ بر آتش انقلاب ریختن چه مفهوم دارد ؟ در حالیکه خود شما بدخشانی، صاحب مسلک وتحصیل، غیر مسئولانه در راه آزادی و تامین عدالت و حقوق شهروندی کارد جابران تاریخ را تیز میدارید؟بیاید در میدان مبارزه مردانه برای مرد شدن روز رستاخیز در رستاخیز ملی نقش آزادی خواهی داشته باشید، گله ها شکایات و عدم توافقات دوره های جنگ بالای قدرت و چوکی خود را با اصحاب قدیم خود در محافل خودی و شخصی خود، نه در سرنوشت ملی نماید.
وب سایت نواندیشی به ویب سایت خبری تحلیلی نواندیشی خوش آمدید
استاد جلال بعد از دشنام دادن از جلال ماند، گرچه خیلی مجدانه تلاش نمود تا نام و نان برسد اما گویا چنین استعداد نداشت و مثل تعدادی از صاحب نظران به دشنام دادن پاکستان بدون هیچ دلیل و مدرک اکتفا می نمود.
اگر بعنوان یک پروفسوز که از بیت المال ملت مظلوم افغان معاش گرفته سر به گریبان خویش فرو میبرد شاید درک میکرد که هر سخن جایی و هر نکته مکانی دارد.
متهم ساختن کشور های همسایه بهترین توجیه کم کاری حکومت های بعد از داود خان شهید است و هیچ سودی بحال ملت مظلوم ما ندارد
برادر گرامی محسنی صاحب عزیز با تقدیم سلام ها و سپاس از توجه و مرحمت های همیشه گی تان ! واقیعت همین است که شما فرموده اید در عین حال اضافه میکنیم که با تأسف و دریغ در طی چندین دهه حیات سیاسی مردم افغانستان در شعبات استخباراتی تعیین می گردید البته آقای جلال از چهره های سیاسی بوده که همیشه به نرخ روز غذا نوش جان کرده است و با تأسف که شهرت وی هم پوپولیستی بوده است از توجه و شفقت های تان مجددأ سپاسگذاری می کنیم . با حرمت قاضی محمد تخاری عضو هیأت تحریریه و همکار بخش فنی تربیون نواندیشی