ندای “من افغان هستم” شاید از زبان بعضی ها یک شعار میان تهی باشد، اما امروز، در میان آشفتگیهای میهن زخمی و رنجهای ملت آواره، دیگر یک شعار ساده نیست؛ بلکه فریادی است از ژرفای دل، برای نجات کشتی شکستهای که در گرداب حوادث گرفتار آمده استاین صدا، صدای برتر دانستن یا بالاتر بودن نیست، بلکه ندایی است برای باهم بودن، پذیرفتن یکدیگر، و در آغوش کشیدن هموطن، همزبان و همسرنوشتاین فراخوانی است به سوی وحدت، همدلی و ساختن فردایی بهتر، نه برای یکی، بلکه برای همه !میدانم که هر فرزند این سرزمین، به گونهای باری از رنج بر دوش کشیده است؛ گاهی به نام قوم، گاهی به نام مذهب، گاه به نام جنسیت و تلختر آنکه، نهتنها از بیگانه، که اغلبا” این زخم از خویش بوده است اما امروز، در این وضعیت آشفته و بغرنج، بیش از هر زمان دیگر نیاز داریم تا با وجود تمام دلخوریها و زخمهای گذشته، یکدیگر را در آغوش بکشیم . زیرا بودن من، در بودن تو معنا دارد بیتو من نیمهام، و تو بیمن ناتمام خواهی ماندتنها
با هم است که میتوانیم وطن زخمیما را التیام بخشیم بگذار این صدای خوش، که بوی خوشآیند دامنههای هندوکش، بابا و سلیمان را با خود داردو نوای دلانگیز هممیهن هزاره، تاجیک، پشتون، ازبک و دیگران را یکصدا و همآهنگ به گوش دل میرساند . هرچه بلندتر و پرشورتر طنین اندازدشاید که مرهمی بر زخمهای کهنهما باشدبگذار با این صدا، گرد و غبار گذشته را بزداییم و فصلی نو بگشاییم. برای تو، برای من، و برای نسلهایی که پس از ما خواهند آمدفصلی از همدلی، آشتی و ساختن دوباره سرزمینی که سزاوار مهر و آبادانی است من افغان هستم ، زیرا قلبا” میخواهم با تو باشم/
وب سایت نواندیشی به ویب سایت خبری تحلیلی نواندیشی خوش آمدید