
در علم روانشانسی ثابت است که هر انسان در ذات خود بدون دیپلوم و تحصیلات، یک روانشانس استراتیژیک برای دوام حیات خود میباشد ،این پدیده و حکمت خالق در حیوانات نیز مشابه است .فراموش نباید کرد که در آغاز جهاد بر علیه شوروی متجاوز عده ای از مجاهدین، خلاف دساتیر قرآنی و اخلاقی در مسیر راه ها و دهات در کوجه ها و شهر ها بنام دین و جهاد دست به ترور افراد بی گناه زدند ، حال ممکن است مداحان غافل از دین واخلاق این انتقاد را تبلغات منفی تعبیر نمایند ولی همه ملت شاهد ترور های مرموز و وحشتناک افراد غیر واجب القتل هستند که میتوان هنرمندان چون بخت زرمینه، ستاره ،خان قره بآغی ، شمسالدین مجروح، ، جنرال حکیم کتوازی، قیوم رهبر،خانم آینه، پدر منگل هنرمند، و هزاران معلم و مامور دولتی را نام برد، خصوصآ که افراد ملکی در مسیر شاهراه ها توسط مجاهدین از قطار موتر ها پاین ساخته شده یا اینکه لباس منظم داشته یا اینکه برس وکریم دندان در جیب داشته و یا هم سر وصورتش به معلم و یا مامور قبلی دولت شباهت داشته ویا هم خودش اقرار کرده که از دولت فرار کرده وبه صفوف مهاجرين میخواهد ترک وطن کند ، اما خلاف توقع دین واخلاق در بین سنگ های دره ها تیر باران و به قتل رسیده و یا هم در نیمه های شب از خانه آن بیرون نمودند ودر ده وقریه آنرا به قتل رسانیدند. اینکه در جریان جنگ ویا حمله به ولسوالی و پوسته های امنیتی طرف داران شوروی کشته شدند آن مطلب جدا از این نوع وحشت و محاکم صحرایی است.در نتیجه معلوم گردید که این ترور و قتل ها همان روانشانسی طبیعی قوماندان منطقه و یا دستور از بیرون جهت ایجاد وحشت وترس در صفوف مخالفین حکومت دستنشانده شوروی بوده تا بتوانند بهره برداری های منفعت جویانه سیاسی از ایجاد ترس و وحشت نمایند. حال اگر نظر بر گذشته های تاریخی دوره جهاد و مهاجرت ها بی اندازیم متوجه میشویم که همان حاکمیت ترور و وحشت فضای اجتماعی را طوری سازمان دهی کرده بود که همه از ترس ترور و متهم شدن به دیگر اندیشی از فکر ملا، متهم و منجر به سوءقصد و ترور فزیکی میگردد، در محیط هجرت با آنکه اونیفورم مربوط به جهاد یعنی پوشیدن کلاه سفید جالی دار دفتری و یا هم کلاه پکول سمبول جهاد میلونها انسان مهاجر را تحت پوشش روانشانسی فردی و انتفاعي استخباراتی قرار داده بود، در سرتاسر محیط تحت اداره مجاهدین چه در ساحات هجرت و یا مناطق آزادشده همه به یک زبان گفتار ملاها را تکرار و زمزمه میکردند
این متابعت و اطاعت هم همان روانشانسی طبیعی حکمت خالق در وجود افراد تحت حاکمیت مجاهدین جهت دوام زندگی وحیات به شکل هنرمندانه آن بود. تا آنکه بخش از مهاجرين با اخذ تکت و ویزای پناهندگی در داخل طیاره که ترک محیط حاکمیت مجاهدین بود هم ریش تراشیده میشد و هم کلاه وپکول و چادر به دامن و منی ژوب تبدیل میگردید .در نهایت امر تلسم جنگ فروپاشید و توازن قدرت های بزرگ عقب ماشین جنگی در افغانستان برهم خورد.اما همان خصوصیات حاکمیت استبدادی روش استفاده از دین پا برجا بوده و بر عکس زندگی طبیعی انسانها به فرهنگ نفاق و سوءاستفاده از نام دین مورد فشار و انحصار افکار جوامع بعد جنگ و مردمان مالیخولیایی از اثرات جنگ گردیده است .در این هنر روانشانسی طبیعی استعمار مهارت بخرج داد ،جامعه را مطلقآ در فساد ریا و تظاهر به دینداری کاذب عادت داده و از همین جو اجتماعی کنترول مردم را توسط گماشتگان خود در دست گرفتند.حال بیرون شدن از این منجنیق فساد و عقب مانی کار بسا دشوار است ، زیرا عده آگاهانه در پی استفاده از نام دین جهت رسیدن به جزایر مادیات چون چوکی ،پول شهرت و سهولت های اقتصادی هستند و عده دیگر هنوزدر نشه همان تخدبرات فکری میخواهند در جمع نا خود آگاهان و غافلین حرکت بسوی راهپیمایی جهل وفساد داشته باشند. در حالیکه هر عقل سلیم و غیر وابسطه آزاد میدانند که دین یعنی اخلاق واخلاق یعنی نوازش روح و روان انسان از طریق ایثار گری و خدمت میباشد نه راه رسیدن یک شخص به قدرت سیاسی.پس سوال اینجاست که جرا انسانهای مظلوم وبی دفاع در آغاز، وسط و انتهای جهاد بنام معلم و یا ديگر اندیش ظالمانه کشته شدند تا اینکه امروز طالب آن فرهنگ اختناق و جبر را به قانون مبدل ساخته اند؟بسا جای تأسف است که انسانهای تحصیل یافته از منافع ملی اکثریت دور از تحصیل بیشتر در قید خرافات اسیر همان روش تهدید وارور شخصیت یعنی ترس از تکفیر شدن و دست زدن به تکفیر بازی هستند. در نتیجه معلوم گردید که این ترور و قتل ها همان روانشانسی طبیعی قوماندان منطقه و یا دستور از بیرون جهت ایجاد وحشت وترس در صفوف مخالفین حکومت دستنشانده شوروی بوده تا بتوانند بهره برداری های منفعت جویانه سیاسی از ایجاد ترس و وحشت نمایند. حال اگر نظر بر گذشته های تاریخی دوره جهاد و مهاجرت ها بی اندازیم متوجه میشویم که همان حاکمیت ترور و وحشت فضای اجتماعی را طوری سازمان دهی کرده بود که همه از ترس ترور و متهم شدن به دیگر اندیشی از فکر ملا، متهم و منجر به سوءقصد و ترور فزیکی میگردد، در محیط هجرت با آنکه اونیفورم مربوط به جهاد یعنی پوشیدن کلاه سفید جالی دار دفتری و یا هم کلاه پکول سمبول جهاد میلونها انسان مهاجر را تحت پوشش روانشانسی فردی و انتفاعي استخباراتی قرار داده بود، در سرتاسر محیط تحت اداره مجاهدین چه در ساحات هجرت و یا مناطق آزادشده همه به یک زبان گفتار ملاها را تکرار و زمزمه میکردند این متابعت و اطاعت هم همان روانشانسی طبیعی حکمت خالق در وجود افراد تحت حاکمیت مجاهدین جهت دوام زندگی وحیات به شکل هنرمندانه آن بود. تا آنکه بخش از مهاجرين با اخذ تکت و ویزای پناهندگی در داخل طیاره که ترک محیط حاکمیت مجاهدین بود هم ریش تراشیده میشد و هم کلاه وپکول و چادر به دامن و منی ژوب تبدیل میگردید .در نهایت امر طلسم جنگ فروپاشید و توازن قدرت های بزرگ عقب ماشین جنگی در افغانستان برهم خورد.اما همان خصوصیات حاکمیت استبدادی روش استفاده از دین پا برجا بوده و بر عکس زندگی طبیعی انسانها به فرهنگ نفاق و سوءاستفاده از نام دین مورد فشار و انحصار افکار جوامع بعد جنگ و مردمان مالیخولیایی از اثرات جنگ گردیده است .در این هنر روانشانسی طبیعی استعمار مهارت بخرج داد ،جامعه را مطلقآ در فساد ریا و تظاهر به و تظاهر به دینداری کاذب عادت داده و از همین جو اجتماعی کنترول مردم را توسط گماشتگان خود در دست گرفتند.حال بیرون شدن از این منجنیق فساد و عقب مانی کار بسا دشوار است ، زیرا عده آگاهانه در پی استفاده از نام دین جهت رسیدن به جزایر مادیات چون چوکی ،پول شهرت و سهولت های اقتصادی هستند و عده دیگر هنوزدر نشه همان تخدبرات فکری میخواهند در جمع نا خود آگاهان و غافلین حرکت بسوی راهپیمایی جهل وفساد داشته باشند. در حالیکه هر عقل سلیم و غیر وابسطه آزاد میدانند که دین یعنی اخلاق واخلاق یعنی نوازش روح و روان انسان از طریق ایثار گری و خدمت میباشد نه راه رسیدن یک شخص به قدرت سیاسی.پس سوال اینجاست که جرا انسانهای مظلوم وبی دفاع در آغاز، وسط و انتهای جهاد بنام معلم و یا ديگر اندیش ظالمانه کشته شدند تا اینکه امروز طالب آن فرهنگ اختناق و جبر را به قانون مبدل ساخته اند؟ بسا جای تأسف است که انسانهای تحصیل یافته از منافع ملی اکثریت دور از تحصیل بیشتر در قید خرافات اسیر همان روش تهدید وارور شخصیت یعنی ترس از تکفیر شدن و دست زدن به تکفیر بازی هستند.
وب سایت نواندیشی به ویب سایت خبری تحلیلی نواندیشی خوش آمدید